ضریب تأثیرگذاری مجلهها، مساوی است با تعداد کل استنادهای داده شده به مقالههای منتشر شده در یک مجله، در یک دوره زمانی معین (معمولاً دو سال) تقسیم بر تعداد کل مقالههای منتشر شده (اقلام قابل استناد از قبیل مقاله پژوهشی، مقاله مروری، بررسیها، نقدها و غیره) در همان مجله و در همان دوره. جدول زیر ضریب تأثیرگذاری مجلههای ایرانی که در پایگاه آی.اس.آی دارای ضریب تأثیرگذاری هستند. البته برخی مجلههای ایرانی که میزان استناد به آنها بالا نیست در قسمت مجله های دارای ضریب تأثیرگذاری ذکر نمیشوند. جدول زیر شاخص تازگی و فوریت و ضریب تأثیرگذاری مجلههای ایرانی نمایهسازی شده توسط نمایه استنادی علوم آمریکا را نشان میدهد. نگاهی به این جدول نشان میدهد که مجله پلیمر بیشترین استنادها را به خود جذب کرده است. اما ضریب تأثیرگذاری مجله انجمن شیمی ایران به نسبت تعداد مقالههایش بیشتر بوده است. در مجموع، ضریب تأثیرگذاری مجلههای ایرانی به ویژه مجله انجمن شیمی ایران در نمایه استنادی علوم به نسبت سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ گذشته رشد خوبی داشته است. ضریب تأثیرگذاری معیاری است كه با استفاده از آن میزان اهمیت یا كماهمیت بودن یك مجله تخصصی را مشخص میسازند.
|
Abbreviated Journal Title |
Total Cites |
Impact |
Immediacy |
Articles |
Cited |
|
J IRAN CHEM SOC |
159 |
1.389 |
0.273 |
55 |
1.9 |
|
IRAN POLYM J |
235 |
0.573 |
0.041 |
74 |
2.9 |
|
IRAN J CHEM CHEM ENG |
74 |
0.254 |
0.000 |
58 |
- |
|
DARU |
45 |
0.250 |
0.000 |
40 |
- |
|
IRAN J SCI TECHNOL B |
16 |
0.130 |
0.000 |
45 |
- |
|
IRAN J SCI TECHNOL A |
3 |
0.011 |
- | - |
- |
تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در پایگاه اطلاعاتی Web of Science از سال ١٩٧۶ تا پایان سال ٢٠٠۶
چکیده
مقدمه: یکی از رایجترین روشهای ارزیابی فعالیتهای علمی پژوهشگران و سازمانهای وابسته به آنها بهرهگیری از شیوههای مختلف علمسنجی است که با بهرهگیری از پایگاههای اطلاعاتی استنادی صورت میگیرد. یکی از مهمترین و معتبرترین پایگاههای استنادی، Web of Science است که توسط مؤسسه اطلاعات علمی (ISI) راهاندازی شده است. در این مقاله با استفاده از دادههای گردآوری شده از این پایگاه اطلاعاتی، تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از سال ١٩٧۶تا پایان سال ٢٠٠۶ مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کاربردی و از نوع توصیفی بوده و برای گردآوری دادههای آن از روش کتابسنجی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۴٨٨ مورد از مقالههای موجود در پایگاه اطلاعاتی Web of Science است که توسط پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در فاصله سالهای ١٩٧۶ تا ٢٠٠۶ میلادی به چاپ رسیده است. برای تحلیل دادهها نیز از آمار توصیفی و از روش علمسنجی استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که بیشترین تعداد مقالههای منتشر شده از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در مجلههای ISI مربوط به سال ٢٠٠۶است. از نظر نوع مقاله، بیشترین تعداد مربوط به مقالههای اصیل و از لحاظ موضوعی نیز بیشترین تعداد مقاله در رابطه با بیماریهای عروق محیطی است.
نتیجهگیری: در مجموع، تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در پایگاه اطلاعاتیWeb of Science رقم قابل قبولی نیست. بنابراین، مسؤولان دانشگاه برای بهبود این وضعیت بایستی شرایطی را فراهم نمایند تا پژوهشگران انگیزه و توان لازم برای انتشار مقاله در مجلههای معتبر بینالمللی را به دست آورند.
کلیدواژهها: علم؛ علمسنجی؛ تولید علم؛ پایگاههای اطلاعاتی
اطلاعات کتابشناختی مقاله:
نــوری، رسول، نوروزی، علیرضا و میرزایی، عباس (١٣٨۵). تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در پایگاه اطلاعاتی Web of Science از سال ١٩٧۶ تا پایان سال ٢٠٠۶. مدیریت اطلاعات، ٣(٢)، ص.٧٣-٨۵.

"مراد از تألیف در اینجا پدید آوردن است. پدید آوردن هر آن چیزی که سرچشمه و محرّکش عقل و استدلال و اندیشه، یا تخیّل و احساس و عاطفه است. به سخنی دیگر، هر آنچه در حوزه علم و پژوهش قرار میگیرد یا در قلمرو فرهنگ، به عبارتی دیگر، تألیف در معنای گسترده کلمه همان آفرینشهای فکر و اندیشه و نظر و هنر است؛ هر آنچه ذهنهای آفرینشگر و استعدادهای بارآور بنا به سببی، مثلاً ضرورت و نیاز و جز آن، از نیست به هست تبدیل میکند. تألیف به دو توجه و مراقبت خاص نیاز دارد:
1. باز کردن راه برای شکفتن استعدادها و علاقهها.
2. هدایت کردن استعدادها و علاقهها در مسیرهایی که نیازهای برآورده نشده جامعه، یا به طور کلی عصر و زمانه را، برآورده سازد.
برای تحقق این دو، هم حذف مانعها و مشکلها ضرورت دارد، و هم ایجاد عاملها و انگیزههای جاذب. حذف دافعه و ایجاد جاذبه دوشادوش هم و هماهنگ با یکدیگر و در همه مراحل از ضروریات است." (آذرنگ، ۱۳۷۳).
باید به این نکته توجه داشت که سیاستهای پژوهشی اعم از سیاستهای تألیف و ترجمه زمان حال، تابع برنامههایی است که از گذشته آغاز شده و به آینده نیز میانجامد. در واقع، یکی از زیربخشهای عمده سیاستِ پژوهشی و تألیفی این است که فعالیتهای پدیدآوران در زمان حال، زیر پوشش سیاستی واحد و همخوان قرار گیرد. جامعه اکنون اطمینان پیدا کند که پدیدآورانش به پدیدآوردن مشغول و محصول کار آنان در ثمر است. سیاست پژوهشی مانند بذری که میکاریم و شاهد رویش و رشد و ثمر آن هستیم. از زیر بخشهای عمده سیاستِ پژوهشی و تألیف این است که جامعه از فعالیتهای پدیدآوران در طی دورههای کوتاهمدت، میانمدت، و بلندمدت اطمینان مییابد، مانند کشت گیاهانی که یکساله به ثمر نمیرسد، مثل کشت درختان میوه، یا کشت چندین گونه گیاه مکمّل در کنار یکدیگر، یا تغییر محصولات و جایگزین ساختن آنها با محصولات دیگر. پیداست که رسیدن به چنین هدفی به استراتژیهای حساب شده، بلندمدت، و مرتبط به یکدیگر نیاز دارد (آذرنگ، ۱۳۷۳).
برای نمونه، برخی پژوهشها نیاز به سرمایهگذاری بلندمدت دارند تا خوب پرورش یابند و مانند درختان گردو هستند که بعد از یک دوره سرمایهگذاری چندین ساله، سرانجام برای یک مدت طولانی ثمر و نتیجه میدهند و عمر مفید طولانی دارند. اما برخی پژوهشها، به همان اندازهای که دوره سرمایهگذاری روی آنها کوتاه است، دوره نتیجه دهی و ثمربخشی آنها نیز کوتاه است و ثمره آنها نیز چندان ارزش مادی ندارد. در نتیجه، باید هر سال دوباره آنها را کاشت تا بتوان دوباره برداشت کرد. مانند سرمایهگذاری روی سیبزمینی میماند که در مدت کوتاهی میتوان آن را کاشت، و بعد در مدت کوتاهی برداشت کرد و با قیمت ناچیزی به فروش میرسد و بوتههای آن را باید هرسال از ریشه کند و دور ریخت و عمر مفید آن بسته به شرایط جوی خیلی کوتاه است. اگر درست کاشته نشود، و کود ریشه و سم آفات نباتی به آنها زده نشود، کرم ریشه سریعاً آن را خراب میکند. گاهی اگر درست کاشته نشود، مانند طرحهای بیسرانجام است که مدیران افتتاح میکنند و بعد از مدت کوتاهی متوجه میشوند که طرح مشکل ساختاری دارد و در نتیجه بی ثمر میماند. مانند: طرح دوچرخه سواری از امیرآباد تهران تا میدان ولیعصر که هنوز هم آثار بی برنامه بودن آن در جدول وسط بلوار کشاورز پیداست.
سیاستهای علمی و پژوهشی هر کشوری، بازتابی از سیاستهای فرهنگی و اقتصادی آن جامعه است. به عنوان پرسش، چرا ایران در عرصه اختراع، نوآوری و پروانههای ثبت اختراع در عرصه جهانی ضعیف است، برای اینکه دولت در سیاستگذاری حمایت از اختراعات و مالکیتهای فکری خیلی ضعیف عمل کرده است.
سیاستهای پژوهشی، نوآوری و تألیفی به مثابه کاشت درختان گردو، نیازمند برنامه ریزی بلندمدت است. البته نباید از برنامه ریزی کوتاه مدت برای واردات گردو (ترجمه آثار خارجی) و کاشت درختان و گیاهان زودثمر دهنده بیتوجه بود، اما باید اصولی عمل کرد وگرنه باید تا ابد واردکننده بود. به قول استاد آذرنگ سیاستهای تشویقی، ترویجی، حمایتی، و تبلیغی دولت از ارکان اصلی سیاستگذاری تألیفی و پژوهشی است. "این سیاستها به منزله اهرمهای نیرومندی برای حمایت از پدیدآوردن و تحکیم و تقویت مبانی است. تألیف، آفرینش و شکوفایی اندیشه و نظر است؛ گلی است که از گلستان روح میشکفد. دولت از یاد نبرد که وظیفه و مسؤولیت باغبانی روح ملت با اوست" (آذرنگ، ۱۳۷۳).
منبع
آذرنگ، عبدالحسین (۱۳۷۳). فصلنامه کتاب، دوره پنجم، شماره اول و دوم، بهار و تابستان، ص.۶-۱۳.
الف. طرح پژوهش
ب. اجرای طرح پژوهش
منبع
پائو، میراندا لی (۱۳۷۸). مفاهیم بازیابی اطلاعات. ترجمه اسدالله آزاد و رحمتالله فتاحی. مشهد: دانشگاه فردوسی (مشهد)، مؤسسه چاپ و انشارات. ص. ۸۷.
شاید این عبارت خیلی جالب نباشد ولی به هر حال این هم یکی از مشکلات پژوهش در ایران است. ممکن است با مسأله حسادت علمی برخورد کرده باشید یا شنیده باشید. حسادت علمی در اینجا یعنی این که:
- فردی چشم دیدن موفقیت فرد دیگری را نداشته باشد.
- فردی که برای بهتر، ارزشمندتر و بااهمیتتر جلوه دادن (Overrate) کار خود حاضر است تمام کارهای دیگران و پیشینیان را بیاهمیت جلوه دهد و ناچیز بشمارد (Underrate).
- فردی که حاضر نیست در انجام پژوهش در آن حوزه به دیگران کمک کند، از دیگران اطلاعات میگیرد ولی به دیگران اطلاعات نمیدهد.
- فردی که در یک حوزه آموزشی یا پژوهشی کار میکند دوست دارد آن حوزه را تا مادام العمر به نام خود به ثبت برساند و مانع از حضور دیگران در آن حوزه شود.
- فردی برای این که نشان دهد او نخستین کسی است که در فلان حوزه کار میکند و غیر از او کسی در آن حوزه کار نکرده و نباید کار کند، بنابراین غیر از خود به هیچ کس استناد نمیکند.
پرسش جالبی است. ششماه است که مطلبی از وبگاه دانشمند نو (NewScientist) درباره اوضاع پژوهشگران در انگلیس خوانده بودم و قصد داشتم در مورد آن یادداشتی بنویسم. به راستی چرا پژوهشگران ترجیح میدهند به جای کار در کارخانه ها و شرکتها به دانشگاه ها و مراکز پژوهشی بروند در حالی که حقوق آنها در دانشگاهها معادل نیمی از حقوق آنها در شرکتهاست؟
البته داشتن حقوق بالا برای یک دانشمند یا پژوهشگر جوان شاید خیلی مهم باشد، اما ممکن است برای یک دانشمند کارکشته خیلی مهم نباشد. برخی پژوهشگران فکر میکنند که با کار کردن در شرکتها امکان ارائه ایده های نو ندارند و ایدههای نوی را نمیتوانند کشف و بررسی نمایند. در مجموع، دانشمندان صنعتی (Industry scientists) شاغل در کارخانه ها و شرکتها تمایل دارند که دارای: تیم پژوهشی میانرشته ای، بودجه کافی، قراردادهای صنتعی، و پروانه های ثبت اختراع باشند. باید به این نکته توجه داشت که داشتن تجربه عملی تولید و ساخت و ساز در شرکتها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.
همچنین باید به نکات زیر نیز توجه داشت. برای نمونه، افرادی که در پژوهشگاهها و لابراتوارهای پژوهشی تجاری و خصوصی فعالیت دارند اغلب اجازه نشر یافته ها و اندیشه های خود را ندارند و چه بسا در صورت انتشار آخرین یافته های پژوهشی خود از شرکت اخراج میشوند. البته گاهی هم مدیریت و کار در یک شرکت یا موسسه پژوهشی موجب کسب فرصتهای شغلی در دانشگاهها میشود. قابل ذکر است که نظام کاغذبازی اداری و نظام سلسله مراتبی در دانشگاهها نیز برای دانشمندان صنعتی در ابتدای ورود به دانشگاهها بسیار سخت است. البته شرایط کاری در دانشگاه ها و شرکتها هم تفاوت اساسی دارد. برخی بر این باورند که یک دانشمند خوب بودن به این معنی نیست که یک فرد مدیر خوبی است. برخی از دانشمندان صنتعتی پیشنهاد میکنند که دانشگاهها باید ابزار و امکانات کافی در اختیار دانشمندان و پژوهشگران قرار دهند و نباید اتاق کوچکی در پشت بخش یا گروه در اختیار آنها قرار دهند و گویند حالا همینجا کار کنید. برخی از دانشمندان صنتعتی بر این باورند که وقتی وارد دانشگاهها میشوند به خاطر نداشتن سهولت دسترسی به منابع و امکانات، شوکه میشوند. بنابراین تنها حقوق ماهانه و امکانات نیست که دانشمندان صنعتی را به لابراتوارهایشان بر میگرداند. نداشتن مدیریت بر بودجه هم از جمله مشکلات دیگری است که در دانشگاهها وجود دارد. در حالی که دانشمندان صنتعتی در شرکتها هر چه بودجه بخواهند در اختیار آنها قرار داده میشود.
اما آنچه که برخی از دانشمندان صنتعی را به دانشگاهها میکشاند، حقوق و درآمد نیست، بلکه آزادی فکری و آزادی بیان است که در دانشگاه ها وجود دارد. در شرکتها افراد بر روی طرح ویژه ای کار میکنند و اغلب وقت بحث و تبادل نظر علمی با دیگران ندارند، در حالی که در دانشگاه ها به خاطر وجود منابع اطلاعاتی و آزادی دسترسی به اطلاعات فرصتهای زیادی پیش میآید.
پژوهشهای پیشین نشان میدهند که موتورهای جستجو ( مانند: گوگل، یاهو و ام.اس.ان) که اغلب آمریکایی و انگلیسی-محور هستند، سوگیری و تعصب ملی در پوشش وبگاه ها دارند. برای نمونه، ثلوال و وان (۲۰۰۴) در مطالعه ای بر روی وبگاه های چهار کشور (چین، تایوان، سنگاپور و آمریکا) نشان دادند که موتورهای جستجو، وبگاه های آمریکایی را خیلی بهتر پوشش میدهند. قابل ذکر است که زبان وبگاه ها تنها عنصر اصلی در پوشش صفحه های وب آنها توسط موتورهای جستجو نیست، بلکه علت اصلی پایین بودن تعداد پیوندهای داده شده به وبگاه های کشورهای آسیایی در مقایسه با کشور آمریکا است. برای نمونه، تعداد تقریبی پیوندها به دانشگاه های آمریکا، استرالیا، ایران و چین را در آلتاویستا مشاهده شود. البته کشوری مانند چین به خاطر جمعیت زیاد، وطندوستی، دسترسی بالا به اینترنت، آزادی هایی که در طی چند سال اخیر به مردمان خود داده است، وبگاه های چینی به سرعت در حال گسترش هستند. چه بسا در سالهای آتی زبان چینی به زبان غالب وب تبدیل شود.
|
|
دستور جستجو |
تعداد |
|
آمریکا |
linkdomain:edu |
174000000 |
|
چین |
linkdomain:edu.cn |
23100000 |
|
استرالیا |
linkdomain:edu.au |
7190000 |
|
ایران |
linkdomain:ac.ir |
264000 |
بسیاری از وبگاه های ایرانی واقعاً ایزوله هستند. به این معنی که وبگاه های ایرانی به آنها پیوند نمیدهند و وبگاه های خارجی هم به خاطر مانع زبان توجهی به وبگاه های ایرانی ندارند. نتیجه اش، عدم حضور گسترده وبگاه های ایرانی در محیط وب، نمایه سازی نشدن صفحه های وب ایرانی و پنهان ماندن صفحه های وب ایرانی در اعماق اقیانوس اطلاعات است. بنابراین، پیشنهاد میشود برای اینکه وبگاه های ایرانی بهتر نمایه سازی و در نتیجه بهتر بازیابی شوند سعی شود به وبگاه دانشگاه، کتابخانه، و وبگاه های مورد علاقه خود در ایران پیوند ایجاد شود.
دانشگاه شانگهای جیاو تانگ (Shanghai Jiao Tong University) از سال ۲۰۰۳ اقدام به رتبه بندی دانشگاه ها در سطح جهان، قاره و کشور مینماید. این رتبه بندی بر مبنای روشهای علمسنجی و شاخصهای کمّی است. شاخصهای رتبه بندی موردنظر عبارتند از (سطح آموزش دانشگاهها، سطح اعضای هیأت علمی دانشگاهها، تولیدات علمی دانشگاهها و اندازه دانشگاهها) (نگاه شود به جدول زیر).
|
Criteria |
Indicator |
Code |
Weight |
|
Quality of Education |
Alumni of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals |
Alumni |
10% |
|
Quality of Faculty |
Staff of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals |
Award |
20% |
|
Highly cited researchers in 21 broad subject categories |
HiCi |
20% | |
|
Research Output |
Articles published in Nature and Science* |
N&S |
20% |
|
Articles in Science Citation Index-expanded, Social Science Citation Index |
SCI |
20% | |
|
Size of Institution |
Academic performance with respect to the size of an institution |
Size |
10% |
|
Total |
|
|
100% |
جالب است که از بین دانشگاههای قاره آسیا، هفت دانشگاه آن اسراییلی و یک دانشگاه ترکیه ای است و بقیه ژاپنی، چینی، استرالیایی و جنوب شرق آسیایی هستند. براستی چرا اَبَردانشگاههای ایرانی مانند دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی شریف نتوانسته اند در جهان جایگاهی داشته باشند؟ جواب آن شاید تا حدی روشن باشد. چند پرسش ساده: دانشگاه تهران و صنعتی شریف چند هزار عضو هیات علمی دارند؟ با یقین میتوان گفت که هر دانشگاه بالای ۱۵۰۰ عضو هیأت علمی دارد. حال هر دانشگاه چند هزار دانشجوی دکترا دارد؟ به طور حتم، بالای هزار دانشجوی دکترا؟ پرسش بعد این است که هر دانشگاه در سال چند هزار مقاله بین المللی در مجله های معتبر جهانی منتشر میکند؟ اگر به طور میانگین هر دانشگاه حداقل ۱۵۰۰ عضو هیات علمی و ۵۰۰ دانشجوی دکترا داشته باشد، مجموع آن برابر است با ۲۰۰۰. انتظار میرود که هر عضو هیأت علمی و هر دانشجوی دکترا سالی حداقل یک مقاله بین المللی داشته باشند؟؟؟ جالب است که دانشگاه تهران در طی ده سال گذشته کمتر از ۳۰۰۰ مقاله بین المللی داشته است. در حالی که انتظار میرود که حداقل سالی ۲۰۰۰ مقاله علمی داشته باشد و در ده سال باید حداقل بیست هزار مقاله علمی منتشر کرده باشد؟؟؟ البته دانشگاه تهران فقط به عنوان نمونه ذکر میشود و نگارنده دوست دارد که دانشگاه تهران به نام ایران جایگاهی در سطح جهان داشته باشد.
بحث و نتیجه گیری
به راحتی میتوان فهمید که نظام آموزشی و پژوهشی این کشور بیمار است. دولت باید بودجه در اختیار دانشگاهها قرار دهد و به دانشگاهها اختیارات بیشتری اعطا نماید؛ دانشگاهها باید مجهز به فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی نوین باشند؛ دانشگاهها باید اساتید را موظف به یادگیری زبان انگلیسی نمایند و به طبع آن اساتید بایستی موظف به انتشار مقاله علمی و معتبر به زبان انگلیسی به نام دانشگاههای محل خدمت خود باشند. دانشجویان دکترایی که حداقل دو مقاله در دوران تحصیل خود منتشر نکرده باشند، اجازه دفاع نداشته باشند. شاید این یکی از دلایلی باشد تا بزرگانی که در مجله های خارجی مقاله علمی ندارند به انتقاد شدید از نمایه های استنادی علوم و پایگاه آی.اس.آی بپردازند.
از ابتدای راه اندازی نمایه استنادی علوم توسط شرکت آی.اس.آی (تامپسون علمی) انتقادهای زیادی در مورد تعصب زبانی مبتنی بر زبان انگلیسی و دامنه پوشش مجله ها مطرح شده و می شود. البته شرکت تامپسون علمی همواره گفته است که به خاطر هزینه بر بودن نمایه سازی و چکیده نویسی مجله های علمی قادر به پوشش کل زبان ها و کل مجله های جهان نیست. جوابی که به نظر منطقی می رسد. برای نمونه کتابخانه منطقه ای علوم و فناوری شیراز و جهاد دانشگاهی هر یک پایگاهی برای پوشش مجله های پارسی زبان راه اندازی کرده اند که فقط به مجله های تأیید شده توسط وزارت علوم و وزارت بهداشت اقدام می کنند. جهاد دانشگاهی چکیده مقاله ها و حتی اخیراً متن کامل برخی مجله ها را هم به نمایه خود اضافه کرده است، ولی کتابخانه منطقه ای چکیده ها را اضافه نمی کند. نگاهی به این دو پایگاه نشان می دهد که هر یک مشکلات ویژه خود را دارند.
شرکت های نمایه سازی و طراحان پایگاه های اطلاعاتی معمولاً معیارهای زیادی در گزینش و نمایه سازی یک مجله در نظر می گیرند. البته اگر بخواهیم عادلانه قضاوت کنیم سطح مجله های نمایه شده توسط شرکت تامسپون یا آی.اس.آی. بالاست و برخی از آنها واقعاً جزو مجله های دسته نخست و منبع اصلی اطلاعات در رشته خود هستند. بزرگترین مشکلی که بارها خود آی.اس.آی مطرح کرده استفاده از نمایه های استنادی برای ارزیابی و ارتقای سطح پژوهشگران و اساتید است. البته این که باید در مجله های معتبر مقاله چاپ کرد، به خودی خود بد نیست، ولی باید به مجله های در حال رشد هم توجه کرد و در سایر مجله هایی که به هر دلیلی نمایه سازی نمی شوند نیز توجه کرد. برای اندازه گیری هر چیزی به یک خط کش یا یک شاخص برای ارزیابی آن نیاز است، شاخص ارزیابی علمی و سطح تولید علمی کشورها هم مبتنی بر آی.اس.آی. است. مشکل اصلی ما به عنوان یک کشور در حال توسعه این است که مجله های ملی خود را رها کرده، ساماندهی نمی کنیم و سطح علمی و چاپ آنها را ارتقاء نمی دهیم. چگونه انتظار داریم که خارجی ها به مجله های ما توجه کنند، در حالی که بسیاری از مجله های ایرانی هنوز یک وبگاه یا یک صفحه وب مخصوص خود ندارند. خبرگزاری بازتاب خبری را منتشر کرده است با عنوان "انتقاد شديد دكتر داوري از توهم توسعه علمی درکشور!" که اظهارنظرهای زیادی را به دنبال داشته است. در نهایت باز هم سخن گارفیلد که در مقدمه شماره اول مجله علم سنجی منتشر شده است تکرار می کنم: هدف از نمایه های استنادی تسهیل دسترسی به اطلاعات علمی و بازیابی اطلاعات است نه علم سنجی و ارزیابی کشورها، دانشگاه ها و پژوهشگران. همانطور که یوجین گارفیلد بارها گفته است، هنگام استفاده از نمایه های استنادی آی.اس.آی و سایر نمایه ها برای تحلیل استنادی و ارزیابی باید به یک نکته مهم توجه کرد: