تبليغاتX
Knowledge Science = دانش شناسى
Knowledge Science

پیرس (۱۹۹۹) در پژوهشی کتابسنجی به بررسی رفتار مؤلفان در عبور از مرزهای دانش می پردازد. وی سه نوع رفتار دلالت بر عبور یا شکستن مرزهای دانش و بین رشته ای شدن علوم شناسایی می نماید که عبارتند از:

            وام گیری یک نظریه یا روش از حوزه های علمی دیگر

            همکاری و مشارکت با نویسندگان همکار از سایر حوزه های علمی

            انتشار آثار علمی در مجله های سایر حوزه های علمی

وی معتقد است که انتشار آثار یک حوزه علمی در مجله های حوزه های علمی دیگر مؤثرترین روش عبور از مرزهای دانش محسوب می شود. وی در پژوهش خود متوجه می شود که  ۱۹۹ مقاله منتشر شده در مجله های هسته رشته های علوم سیاسی و علوم اجتماعی توسط نویسندگان از سایر حوزه های علمی نوشته شده است. تحلیل استنادی نشان می دهد که این مقاله ها تعداد استنادهای بیشتری از سایر حوزه های علمی بجز حوزه علمی نویسنده یا به اصطلاح حوزه خانگی دریافت کرده اند. وی به این نتیجه می رسد که شکستن مرزهای دانش سودمند و موفقیت آمیز است.

Pierce, S. J. (1999). Boundary crossing in research literatures as a means of interdisciplinary information transfer. Journal of the American Society for Information Science, 50(3), 271-279.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 23:3  توسط کتابدار پارسی  | 

نویسندگان معمولاً در مقاله های علمی در مجله های خارجی و بویژه انگلیسی زبان، در بخش سپاسگزاری (Acknowledgement) پیش از منابع و مآخذ از زحمات افرادی که در تألیف مقاله، حمایت مالی و فکری، ویرایش فنی و ادبی مقاله مشارکت داشته اند سپاسگزاری می نمایند. اما در مجله های فارسی زبان خیلی رسم نیست. سپاسگزاری از افراد به اعتبار مقاله می افزاید و نشان می دهد که چه کسی یا سازمانی مقاله را حمایت مالی یا فکری کرده است.

پیشنهاد می شود که پژوهشی در مورد بررسی میزان سپاسگزاری در مقاله های فارسی در حوزه های مختلف از جمله کتابداری و اطلاع رسانی انجام شود (به عنوان مثال: سازمان ها و افرادی که بیشتر از آنها سپاسگزاری شده است، سازمان هایی که حمایت مالی کرده اند، انگیزه های سپاسگزاری و غیره). مشابه این پژوهش در مجله های انگلیسی در حوزه کتابداری انجام شده است. کرونین (۲۰۰۱) نشان می دهد که تفکو ساراسویک، استفان هارتر، دونا هارمن و مایکل باکلند جزو افرادی هستند که بیشتر از آنها سپاسگزاری شده است. این افراد جزو نخبگان حوزه کتابداری هستند. توجه: اگر فردی بخواهد در این مورد پژوهش کند درخواست نماید تا مقاله های مرتبط با این موضوع را برایش ارسال نمایم. قابل ذکر است که قبلاً یادداشت دیگری در مورد این موضوع در وبنوشت دانش شناسی با عنوان زیر نوشته شد: تشکرات یا سپاسگزاری مقاله ها بیانگر حمایت مالی سازمان ها از پژوهش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 22:2  توسط کتابدار پارسی  | 

اگر پژوهشگری ایرانی مقاله علمی بسیار ارزشمند و مفیدی به زبان پارسی بنویسد، هیچ خواننده خارجی قادر به مطالعه مقاله او نخواهد بود. در نتیجه، هیچ پژوهشگر خارجی به کار او توجه و یا استناد نخواهد کرد. اگر همین پژوهشگر به زبان انگلیسی بنویسد این شانس را خواهد داشت که طیف وسیعی از خوانندگان خارجی از چین تا برزیل، از روسیه تا کانادا مقاله او را مطالعه نمایند و ممکن است به کار او احترام گذاشته و استناد کنند. اما در عوض تعداد ایرانیانی که بتوانند به مقاله او دسترسی پیدا کنند و مقاله او را مطالعه کنند خیلی اندک خواهد بود زیرا همه به زبان انگلیسی مسلط نیستند. تنها راه حلی که برای این پژوهشگر می ماند این است که یا خود یک مقاله مشابه همان مقاله انگلیسی به پارسی هم بنویسد و یا شخص دیگری مقاله او را به پارسی ترجمه کند. در نتیجه، کشورهای غیرانگلیسی زبان به هر زبانی که مقاله بنویسند مزایا و معایبی برای آنها خواهد داشت. اما کشورهای انگلیسی زبان فقط آثار انگلیسی زبان را می خوانند، فقط به زبان انگلیسی می نویسند، خود-استناد هستند و فقط به آثار انگلیسی زبان استناد می کنند، اما تعداد خوانندگان بین المللی آثار آنها بیشتر است، زیرا کشورهای غیرانگلیسی زبان اغلب می توانند انگلیسی بنویسند و بخوانند و به آنها استناد کنند.

به قول یک استاد فرانسوی شما در حال بازنده اید: زیرا اگر به زبان ملی بنویسید خوانندگان بین المللی را از دست خواهید داد و اگر به زبان انگلیسی بنویسید خوانندگان ملی را از دست خواهید داد. تازه اگر به انگلیسی بنویسید باید به آثار انگلیسی زبان استناد کنید وگرنه متهم می شوید به نویسنده مقاله های بی استناد، بی کیفیت و غیره. در حالی که انگلیسی زبان ها به شما استناد نخواهند کرد. از سوی دیگر به هر زبانی بنویسید به تعداد استنادها به مقاله های انگلیسی، به انگلیسی زبان ها و آثار انگلیسی زبان امتیاز مثبت می دهید، در حالی که هیچ امتیازی نمی گیرید. اگر یک مقاله­ای بنویسید که ۱۰ استناد داشته باشد شما ۱۰ امتیاز به انگلیسی زبان ها می دهید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 0:42  توسط کتابدار پارسی  | 

امروزه وب به یکی از منابع اصلی دسترسی به اطلاعات  علمی، تجاری، سیاسی و پژوهشی در تمامی حوزه­های علمی تبدیل شده است. پیشنهاد می­شود که درسی با عنوان وب­شناسی به دروس دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع­رسانی و سایر رشته­ها، بخصوص رشته­هایی که خیلی به وب وابسته هستند اضافه شود  یا حداقل جزو دروس انتخابی برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد گذاشته شود.   

اگر در قرن بیست­و­ یکم پژوهشگری، دانشجویی، استادی، سیاستمداری،  بازرگانی و حتی بازاری بگوید که بی­نیاز از وب است، او در جهل ابدی به سر می­برد. بنابراین در شرایطی که وب، موتورهای کاوش و اینترنت به یک ابزار اصلی انتشار و اشاعه اطلاعات در تمامی حوزه­ها تبدیل شده­اند و کمتر فردی کاملاً بر وب مسلط است لازم است که تمامی گروه­های آموزشی و پژوهشی در دانشگاه­ها و مراکز پژوهشی درس یا دروسی به بحث در مورد وب یا به اصطلاح وب­شناسی اختصاص دهند و کتابداران کتابخانه­های دانشگاهی و دانشکده­ای هم درس­های آشنایی با وب بگذارند. همان­گونه که درس آشنایی با کتابخانه در اکثر رشته­ها گذاشته شده است و دهه­هاست که تدریس می­شود. امروز لازم است که درس آشنایی با وب یا به اصطلاح وب­شناسی گذاشته شود. زیرا امروزه وب با در برداشتن اطلاعات در قالب­هایی چون: مجله­های و کتاب­های الکترونیکی، پایگاه­های اطلاعاتی، کتابخانه­های دیجیتالی و ... به یکی از ابزارهای بسیار مهم جستجو و دسترسی به اطلاعات تبدیل شده است. از همین رو آشنایی با روش­های بازیابی اطلاعات موجود در وب نیز ضروری می­نماید.

     وب­شناسی می­تواند به مطالعه و بررسی جنبه­های گوناگون وب (تولید، انتشار، ذخیره و اشاعه اطلاعات از طریق وب؛ نمایه­سازی، جستجو و بازیابی اطلاعات در محیط وب؛ تجارت و بازاریابی از طریق وب؛ تأثیرهای علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی وب؛ نشر الکترونیکی؛ آشنایی با پایگاه­هایی اطلاعاتی اینترنتی؛ مجله­های الکترونیکی و دسترسی آزاد؛ خدمات مرجع الکترونیکی؛ خدمات تحویل مدرک و امانت بین کتابخانه­ای اینترنتی؛ کتابخانه­های الکترونیکی و دیجیتالی؛ آشنایی با موتورهای کاوش و استراتژی­های جستجو در وب؛ و غیره) بپردازد.

شاید بد نباشد که دانشگاه تهران یا یکی از دانشگاه­های تهران گروه علم وب یا وب­شناسی راه­اندازی کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 0:52  توسط کتابدار پارسی  | 

دوران شعارهای غیرقابل عمل و بی­پشتوانه به سر رسیده است، دوران علم، پژوهش، عمل و کار است. ایران باید روی علم و پژوهش بیشتر سرمایه­گذاری نماید. توسعه اقتصادی ایران در گرو پیشرفت و درخشانی علمی و توسعه علمی همه­جانبه است. توسعه علمی همه جانبه یعنی این­که تمامی حوزه­های علمی (علوم محض، کاربردی، انسانی، اجتماعی، پزشکی، مدیریت، اقتصاد، بازرگانی و غیره) باید توسعه همسانی داشته باشند و به موازات همدیگر رشد کرده و گسترش یابند. در غیر این­صورت توسعه علمی حاصل نخواهد شد و ایران به یک کشور صنعتی تبدیل نخواهد شد. تصور شود اگر تمامی شیمی­دانان و فیزیکدانان ایرانی که در صدر جدول تولید علمی ایران قرار دارند، بهترین مقاله­های علمی و بهترین پژوهش­ها را انجام دهند و برترین جایگاه علمی جهان را کسب کنند اما نگاه مدیران دانشگاه­ها، سازمان­ها، مراکز پژوهشی و مؤسسه­های دولتی و خصوصی علمی مبتنی بر مدیریت علمی، فنون و استانداردهای روز دنیا نباشد، و توجهی به این پژوهش­ها نشود و این طرح­ها در دانشگاه­ها و لابراتوارها خاک بخورند، پیشرفت علمی و دانش­محور بودن غیرممکن است. به عنوان نمونه، لازم است که میزان تولید اطلاعات علمی در حوزه مدیریت نیز گسترش یابد و به موازات رشته­های شیمی و فیزیک رشد یابد، اندیشه­های نو و نگاه­های نو وارد حوزه مدیریت شود و فنون مدیریت مطابق با فنون و استانداردهای جهانی باشد. لذا تا زمانی که مدیریت سنتی بر سازمان­ها حاکم باشد کشور به مرحله صنعتی با شتاب علمی بالا نخواهد رسید. یک مدیر با خواندن دو کتاب در حوزه مدیریت مدیر نمی­شود، بلکه باید خود اهل پژوهش و اهل علم باشد. عوامل اصلی پیشرفت عبارتند از:

- خلاقیت و اختراع

- پژوهش­محوری و علم­محوری

- ریسک­پذیری

- سنت­ها را زیر سؤال بردن

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 16:8  توسط کتابدار پارسی  | 

رتبه­بندی دانشگاه­ها و مؤسسه­های پژوهشی بر اساس میزان مقاله­های آنها و تعداد استنادهای دریافتی دارای مزایای ویژه­ای است.  رؤسای دانشگاه­ها و مدیران شرکت­ها و مؤسسه­های پژوهشی می­توانند همکاران، همقطاران و رقیبان خود را مقایسه و ارزیابی نمایند. می­توان بر اساس میزان مقاله­های علمی و میزان استناد به آنها، خروجی و میزان سرمایه­گذاری دولت و بخش خصوصی در بخش پژوهش را مشاهده و ارزیابی کرد. تصمیم­گیرندگان و سیاستگذاران علمی و پژوهشی می­توانند نقاط قوت و ضعف سیستم تحت مدیریت خود در توسعه نظام علم، پژوهش و فناوری کشور شناسایی نمایند (برای اطلاع بیشتر نگاه شود به: گارفیلد و ویلیامز-دورف، ۱۹۹۲).

Garfield, E., & Welljams-Dorof, A. (1992). Citation data: Their use as quantitative indicators for science and technology evaluation and policy-making. Science and Public Policy, 19, 321-327.

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 16:6  توسط کتابدار پارسی  | 

رتبه‌بندی دانشگاه ها گامی اساسی در تضمین سطح كیفیت آموزش و پژوهش است. در صورت تعیین شاخص­های درست و اساسی در رتبه­بندی، منجر به رقابت علمی بین دانشگاه­ها می­شود. رییس موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی وزارت علوم در باره رتبه­بندی دانشگاه­ها اظهار كرده است:

"در حال حاضر نیز دانشگاه‌ها به طور غیر ملموس توسط ذی‌نفعان رتبه‌بندی می‌شوند، به عنوان مثال، دانشگاه‌ها در زمان انتخاب رشته توسط داوطلبان، هنگام عقد قرارداد صنعت با دانشگاه‌ها با توجه به نوع توانمندی و امكانات و همچنین توسط انجمن‌های علمی رتبه بندی می‌شوند، با این حال وزارت علوم باید به منظور ایجاد رقابت مثبت و افزایش توانمندی و تشویق دانشگاه‌ها با طراحی‌ شاخص‌های خاص نسبت به رتبه بندی دانشگاه‌ها اقدام كند، در این راستا باید سعی شود برای ایجاد فضای رقابتی، دانشگاه‌ها را به ارتقای سطح علمی تشویق كرد" (به نقل از ایسنا).

شاخص‌های رتبه­بندی دانشگا‌ه‌ها عبارتند از:

شاخص­های آموزشی: تعداد دانشجویان حاضر، تعداد دانشجویان فارغ­التحصیل شده در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا، تعداد دانشجویان بین­المللی، تعداد اعضای هیأت علمی، كیفیت آموزش، تعداد استادان عالی و تمام استاد، تعداد استادان بین­المللی.

شاخص­های پژوهشی: تعداد مقالات علمی بین­المللی، تعداد استناد به مقاله­های علمی، میزان اختراع­ها و پروانه­های ثبت اختراع، طرح‌های استراتژیك برای پیشرفت صنعت، فناوری و اقتصاد، تعداد جایزه­های کسب شده ملی و بین­المللی، تعداد جایزه­های کسب شده در نوبل.

شاخص­های پژوهشی معمولاً بر اساس روش­های علم­سنجی و کتاب­سنجی اندازه­گیری می­شوند. البته رتبه­بندی دانشگاه­ها نباید منجر به صدمه به دانشگاه­های در حال توسعه و دانشگاه­های شهرستان­ها شود و به نفع دانشگاه­های پایتخت تمام شود. برای نمونه، فرانسوی­ها اعتقاد دارند که رتبه­بندی دانشگاه­ها معنی ندارد، تمام دانشگاه­ها جزو سرمایه­های علمی کشورند باید از سطح آموزشی و پژوهشی قابل قبول برخوردار باشند و تمام  دانشگاه ها  در جذب بودجه، دانشجو، رابطه با صنعت و غیره برابرند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 11:42  توسط کتابدار پارسی  | 

مقدمه: ترجمه و نقش آن در توسعه علمی

سال ۱۹۹۸ زمانی که می­خواستم موضوع پایان­نامه کارشناسی ارشد انتخاب کنم از میان ۲۰ موضوع بی­سرانجام، اولین موضوع این بود که چگونه می­توان از راه کتاب­های ترجمه شده در یک دوره زمانی مشخص مثلاً پنج سال یا ده سال متوجه شد که کدام کشورها و زبان­ها بیشتر بر فرهنگ، علم و ادبیات ایران تاثیر گذاشته­اند و کدام حوزه­های علمی بیشتر تحت تأثیر علم برگرفته از کشورهای خارجی قرار گرفته­اند؟ بعد از بررسی صدها کتاب ترجمه شده به این نتیجه دست یافتم که این امر امکان­پذیر نیست زیرا فرهنگ حق مولف و حقوق مالکیت فکری در ایران به گونه­ای است که در بسیاری از موارد ذکری از مشخصات کتابشناختی آثار ترجمه شده به میان نمی­آید. شاید برای این است که کسی از نام ناشر و نحوه نگارش لاتینی نام مولف و تاریخ انتشار آن اطلاعی نیابد و به ناشر خبر نرساند و یا ... من با چشم خویشتن دیدم که کتاب منتشر شده در سال ۱۹۶۸م. در ایران ترجمه و منتشر شده است. در ادبیات علمی ایران می­توان کتابهایی یافت که بعد از ۴۰ سال از تاریخ نشر آنها ترجمه شده­اند. در حالی که اثر ترجمه شده، حرفی نو برای گفتن ندارد و بسیاری از مباحث مطرح شده مربوط به ۴۰ سال پیش است و اکنون کارایی ندارد. در عرصه ادبیات کلاسیک این امر قابل قبول است ولی در عرصه­های علمی که دانش به سرعت کهنه می­شود، این امر هیچ توجیهی ندارد.

 

نتیجه­گیری: نیاز به یک اصل کتابشناختی

محسن حاجی زین­العابدینی در یادداشتی با عنوان: آثار ترجمه شده به فارسی و تاریخ نشر اثر به زبان اصلی به ضرورت تصویب قاعده­ای برای آثار ترجمه­ می­پردازد. کتابخانه ملی ایران می­تواند اصلی را به تصویب دولت برساند که بر اساس آن مترجمان و ناشران ایرانی ملزم به رعایت آن باشند و مشخصات کتابشناختی نسخه اصلی ذکر شود. تصویب چنین اصلی می­تواند به نابسامانی­های موجود پایان دهد. البته پیشنهاد می­شود که بانک اطلاعات کتابشناختی آثار در دست ترجمه هم تشکیل شود تا از ترجمه­های تکراری جلوگیری شود. هرچند که برخی مترجمان کار یکدیگر را قبول ندارند و خود مجدداً دست به ترجمه اثر می­زنند. 

                 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 12:31  توسط کتابدار پارسی  |