"مراد از تألیف در اینجا پدید آوردن است. پدید آوردن هر آن چیزی که سرچشمه و محرّکش عقل و استدلال و اندیشه، یا تخیّل و احساس و عاطفه است. به سخنی دیگر، هر آنچه در حوزه علم و پژوهش قرار میگیرد یا در قلمرو فرهنگ، به عبارتی دیگر، تألیف در معنای گسترده کلمه همان آفرینشهای فکر و اندیشه و نظر و هنر است؛ هر آنچه ذهنهای آفرینشگر و استعدادهای بارآور بنا به سببی، مثلاً ضرورت و نیاز و جز آن، از نیست به هست تبدیل میکند. تألیف به دو توجه و مراقبت خاص نیاز دارد:
1. باز کردن راه برای شکفتن استعدادها و علاقهها.
2. هدایت کردن استعدادها و علاقهها در مسیرهایی که نیازهای برآورده نشده جامعه، یا به طور کلی عصر و زمانه را، برآورده سازد.
برای تحقق این دو، هم حذف مانعها و مشکلها ضرورت دارد، و هم ایجاد عاملها و انگیزههای جاذب. حذف دافعه و ایجاد جاذبه دوشادوش هم و هماهنگ با یکدیگر و در همه مراحل از ضروریات است." (آذرنگ، ۱۳۷۳).
باید به این نکته توجه داشت که سیاستهای پژوهشی اعم از سیاستهای تألیف و ترجمه زمان حال، تابع برنامههایی است که از گذشته آغاز شده و به آینده نیز میانجامد. در واقع، یکی از زیربخشهای عمده سیاستِ پژوهشی و تألیفی این است که فعالیتهای پدیدآوران در زمان حال، زیر پوشش سیاستی واحد و همخوان قرار گیرد. جامعه اکنون اطمینان پیدا کند که پدیدآورانش به پدیدآوردن مشغول و محصول کار آنان در ثمر است. سیاست پژوهشی مانند بذری که میکاریم و شاهد رویش و رشد و ثمر آن هستیم. از زیر بخشهای عمده سیاستِ پژوهشی و تألیف این است که جامعه از فعالیتهای پدیدآوران در طی دورههای کوتاهمدت، میانمدت، و بلندمدت اطمینان مییابد، مانند کشت گیاهانی که یکساله به ثمر نمیرسد، مثل کشت درختان میوه، یا کشت چندین گونه گیاه مکمّل در کنار یکدیگر، یا تغییر محصولات و جایگزین ساختن آنها با محصولات دیگر. پیداست که رسیدن به چنین هدفی به استراتژیهای حساب شده، بلندمدت، و مرتبط به یکدیگر نیاز دارد (آذرنگ، ۱۳۷۳).
برای نمونه، برخی پژوهشها نیاز به سرمایهگذاری بلندمدت دارند تا خوب پرورش یابند و مانند درختان گردو هستند که بعد از یک دوره سرمایهگذاری چندین ساله، سرانجام برای یک مدت طولانی ثمر و نتیجه میدهند و عمر مفید طولانی دارند. اما برخی پژوهشها، به همان اندازهای که دوره سرمایهگذاری روی آنها کوتاه است، دوره نتیجه دهی و ثمربخشی آنها نیز کوتاه است و ثمره آنها نیز چندان ارزش مادی ندارد. در نتیجه، باید هر سال دوباره آنها را کاشت تا بتوان دوباره برداشت کرد. مانند سرمایهگذاری روی سیبزمینی میماند که در مدت کوتاهی میتوان آن را کاشت، و بعد در مدت کوتاهی برداشت کرد و با قیمت ناچیزی به فروش میرسد و بوتههای آن را باید هرسال از ریشه کند و دور ریخت و عمر مفید آن بسته به شرایط جوی خیلی کوتاه است. اگر درست کاشته نشود، و کود ریشه و سم آفات نباتی به آنها زده نشود، کرم ریشه سریعاً آن را خراب میکند. گاهی اگر درست کاشته نشود، مانند طرحهای بیسرانجام است که مدیران افتتاح میکنند و بعد از مدت کوتاهی متوجه میشوند که طرح مشکل ساختاری دارد و در نتیجه بی ثمر میماند. مانند: طرح دوچرخه سواری از امیرآباد تهران تا میدان ولیعصر که هنوز هم آثار بی برنامه بودن آن در جدول وسط بلوار کشاورز پیداست.
سیاستهای علمی و پژوهشی هر کشوری، بازتابی از سیاستهای فرهنگی و اقتصادی آن جامعه است. به عنوان پرسش، چرا ایران در عرصه اختراع، نوآوری و پروانههای ثبت اختراع در عرصه جهانی ضعیف است، برای اینکه دولت در سیاستگذاری حمایت از اختراعات و مالکیتهای فکری خیلی ضعیف عمل کرده است.
سیاستهای پژوهشی، نوآوری و تألیفی به مثابه کاشت درختان گردو، نیازمند برنامه ریزی بلندمدت است. البته نباید از برنامه ریزی کوتاه مدت برای واردات گردو (ترجمه آثار خارجی) و کاشت درختان و گیاهان زودثمر دهنده بیتوجه بود، اما باید اصولی عمل کرد وگرنه باید تا ابد واردکننده بود. به قول استاد آذرنگ سیاستهای تشویقی، ترویجی، حمایتی، و تبلیغی دولت از ارکان اصلی سیاستگذاری تألیفی و پژوهشی است. "این سیاستها به منزله اهرمهای نیرومندی برای حمایت از پدیدآوردن و تحکیم و تقویت مبانی است. تألیف، آفرینش و شکوفایی اندیشه و نظر است؛ گلی است که از گلستان روح میشکفد. دولت از یاد نبرد که وظیفه و مسؤولیت باغبانی روح ملت با اوست" (آذرنگ، ۱۳۷۳).
منبع
آذرنگ، عبدالحسین (۱۳۷۳). فصلنامه کتاب، دوره پنجم، شماره اول و دوم، بهار و تابستان، ص.۶-۱۳.
الف. طرح پژوهش
ب. اجرای طرح پژوهش
منبع
پائو، میراندا لی (۱۳۷۸). مفاهیم بازیابی اطلاعات. ترجمه اسدالله آزاد و رحمتالله فتاحی. مشهد: دانشگاه فردوسی (مشهد)، مؤسسه چاپ و انشارات. ص. ۸۷.
شاید این عبارت خیلی جالب نباشد ولی به هر حال این هم یکی از مشکلات پژوهش در ایران است. ممکن است با مسأله حسادت علمی برخورد کرده باشید یا شنیده باشید. حسادت علمی در اینجا یعنی این که:
- فردی چشم دیدن موفقیت فرد دیگری را نداشته باشد.
- فردی که برای بهتر، ارزشمندتر و بااهمیتتر جلوه دادن (Overrate) کار خود حاضر است تمام کارهای دیگران و پیشینیان را بیاهمیت جلوه دهد و ناچیز بشمارد (Underrate).
- فردی که حاضر نیست در انجام پژوهش در آن حوزه به دیگران کمک کند، از دیگران اطلاعات میگیرد ولی به دیگران اطلاعات نمیدهد.
- فردی که در یک حوزه آموزشی یا پژوهشی کار میکند دوست دارد آن حوزه را تا مادام العمر به نام خود به ثبت برساند و مانع از حضور دیگران در آن حوزه شود.
- فردی برای این که نشان دهد او نخستین کسی است که در فلان حوزه کار میکند و غیر از او کسی در آن حوزه کار نکرده و نباید کار کند، بنابراین غیر از خود به هیچ کس استناد نمیکند.
پرسش جالبی است. ششماه است که مطلبی از وبگاه دانشمند نو (NewScientist) درباره اوضاع پژوهشگران در انگلیس خوانده بودم و قصد داشتم در مورد آن یادداشتی بنویسم. به راستی چرا پژوهشگران ترجیح میدهند به جای کار در کارخانه ها و شرکتها به دانشگاه ها و مراکز پژوهشی بروند در حالی که حقوق آنها در دانشگاهها معادل نیمی از حقوق آنها در شرکتهاست؟
البته داشتن حقوق بالا برای یک دانشمند یا پژوهشگر جوان شاید خیلی مهم باشد، اما ممکن است برای یک دانشمند کارکشته خیلی مهم نباشد. برخی پژوهشگران فکر میکنند که با کار کردن در شرکتها امکان ارائه ایده های نو ندارند و ایدههای نوی را نمیتوانند کشف و بررسی نمایند. در مجموع، دانشمندان صنعتی (Industry scientists) شاغل در کارخانه ها و شرکتها تمایل دارند که دارای: تیم پژوهشی میانرشته ای، بودجه کافی، قراردادهای صنتعی، و پروانه های ثبت اختراع باشند. باید به این نکته توجه داشت که داشتن تجربه عملی تولید و ساخت و ساز در شرکتها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.
همچنین باید به نکات زیر نیز توجه داشت. برای نمونه، افرادی که در پژوهشگاهها و لابراتوارهای پژوهشی تجاری و خصوصی فعالیت دارند اغلب اجازه نشر یافته ها و اندیشه های خود را ندارند و چه بسا در صورت انتشار آخرین یافته های پژوهشی خود از شرکت اخراج میشوند. البته گاهی هم مدیریت و کار در یک شرکت یا موسسه پژوهشی موجب کسب فرصتهای شغلی در دانشگاهها میشود. قابل ذکر است که نظام کاغذبازی اداری و نظام سلسله مراتبی در دانشگاهها نیز برای دانشمندان صنعتی در ابتدای ورود به دانشگاهها بسیار سخت است. البته شرایط کاری در دانشگاه ها و شرکتها هم تفاوت اساسی دارد. برخی بر این باورند که یک دانشمند خوب بودن به این معنی نیست که یک فرد مدیر خوبی است. برخی از دانشمندان صنتعتی پیشنهاد میکنند که دانشگاهها باید ابزار و امکانات کافی در اختیار دانشمندان و پژوهشگران قرار دهند و نباید اتاق کوچکی در پشت بخش یا گروه در اختیار آنها قرار دهند و گویند حالا همینجا کار کنید. برخی از دانشمندان صنتعتی بر این باورند که وقتی وارد دانشگاهها میشوند به خاطر نداشتن سهولت دسترسی به منابع و امکانات، شوکه میشوند. بنابراین تنها حقوق ماهانه و امکانات نیست که دانشمندان صنعتی را به لابراتوارهایشان بر میگرداند. نداشتن مدیریت بر بودجه هم از جمله مشکلات دیگری است که در دانشگاهها وجود دارد. در حالی که دانشمندان صنتعتی در شرکتها هر چه بودجه بخواهند در اختیار آنها قرار داده میشود.
اما آنچه که برخی از دانشمندان صنتعی را به دانشگاهها میکشاند، حقوق و درآمد نیست، بلکه آزادی فکری و آزادی بیان است که در دانشگاه ها وجود دارد. در شرکتها افراد بر روی طرح ویژه ای کار میکنند و اغلب وقت بحث و تبادل نظر علمی با دیگران ندارند، در حالی که در دانشگاه ها به خاطر وجود منابع اطلاعاتی و آزادی دسترسی به اطلاعات فرصتهای زیادی پیش میآید.
دانشگاه شانگهای جیاو تانگ (Shanghai Jiao Tong University) از سال ۲۰۰۳ اقدام به رتبه بندی دانشگاه ها در سطح جهان، قاره و کشور مینماید. این رتبه بندی بر مبنای روشهای علمسنجی و شاخصهای کمّی است. شاخصهای رتبه بندی موردنظر عبارتند از (سطح آموزش دانشگاهها، سطح اعضای هیأت علمی دانشگاهها، تولیدات علمی دانشگاهها و اندازه دانشگاهها) (نگاه شود به جدول زیر).
|
Criteria |
Indicator |
Code |
Weight |
|
Quality of Education |
Alumni of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals |
Alumni |
10% |
|
Quality of Faculty |
Staff of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals |
Award |
20% |
|
Highly cited researchers in 21 broad subject categories |
HiCi |
20% | |
|
Research Output |
Articles published in Nature and Science* |
N&S |
20% |
|
Articles in Science Citation Index-expanded, Social Science Citation Index |
SCI |
20% | |
|
Size of Institution |
Academic performance with respect to the size of an institution |
Size |
10% |
|
Total |
|
|
100% |
جالب است که از بین دانشگاههای قاره آسیا، هفت دانشگاه آن اسراییلی و یک دانشگاه ترکیه ای است و بقیه ژاپنی، چینی، استرالیایی و جنوب شرق آسیایی هستند. براستی چرا اَبَردانشگاههای ایرانی مانند دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی شریف نتوانسته اند در جهان جایگاهی داشته باشند؟ جواب آن شاید تا حدی روشن باشد. چند پرسش ساده: دانشگاه تهران و صنعتی شریف چند هزار عضو هیات علمی دارند؟ با یقین میتوان گفت که هر دانشگاه بالای ۱۵۰۰ عضو هیأت علمی دارد. حال هر دانشگاه چند هزار دانشجوی دکترا دارد؟ به طور حتم، بالای هزار دانشجوی دکترا؟ پرسش بعد این است که هر دانشگاه در سال چند هزار مقاله بین المللی در مجله های معتبر جهانی منتشر میکند؟ اگر به طور میانگین هر دانشگاه حداقل ۱۵۰۰ عضو هیات علمی و ۵۰۰ دانشجوی دکترا داشته باشد، مجموع آن برابر است با ۲۰۰۰. انتظار میرود که هر عضو هیأت علمی و هر دانشجوی دکترا سالی حداقل یک مقاله بین المللی داشته باشند؟؟؟ جالب است که دانشگاه تهران در طی ده سال گذشته کمتر از ۳۰۰۰ مقاله بین المللی داشته است. در حالی که انتظار میرود که حداقل سالی ۲۰۰۰ مقاله علمی داشته باشد و در ده سال باید حداقل بیست هزار مقاله علمی منتشر کرده باشد؟؟؟ البته دانشگاه تهران فقط به عنوان نمونه ذکر میشود و نگارنده دوست دارد که دانشگاه تهران به نام ایران جایگاهی در سطح جهان داشته باشد.
بحث و نتیجه گیری
به راحتی میتوان فهمید که نظام آموزشی و پژوهشی این کشور بیمار است. دولت باید بودجه در اختیار دانشگاهها قرار دهد و به دانشگاهها اختیارات بیشتری اعطا نماید؛ دانشگاهها باید مجهز به فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی نوین باشند؛ دانشگاهها باید اساتید را موظف به یادگیری زبان انگلیسی نمایند و به طبع آن اساتید بایستی موظف به انتشار مقاله علمی و معتبر به زبان انگلیسی به نام دانشگاههای محل خدمت خود باشند. دانشجویان دکترایی که حداقل دو مقاله در دوران تحصیل خود منتشر نکرده باشند، اجازه دفاع نداشته باشند. شاید این یکی از دلایلی باشد تا بزرگانی که در مجله های خارجی مقاله علمی ندارند به انتقاد شدید از نمایه های استنادی علوم و پایگاه آی.اس.آی بپردازند.
از ابتدای راه اندازی نمایه استنادی علوم توسط شرکت آی.اس.آی (تامپسون علمی) انتقادهای زیادی در مورد تعصب زبانی مبتنی بر زبان انگلیسی و دامنه پوشش مجله ها مطرح شده و می شود. البته شرکت تامپسون علمی همواره گفته است که به خاطر هزینه بر بودن نمایه سازی و چکیده نویسی مجله های علمی قادر به پوشش کل زبان ها و کل مجله های جهان نیست. جوابی که به نظر منطقی می رسد. برای نمونه کتابخانه منطقه ای علوم و فناوری شیراز و جهاد دانشگاهی هر یک پایگاهی برای پوشش مجله های پارسی زبان راه اندازی کرده اند که فقط به مجله های تأیید شده توسط وزارت علوم و وزارت بهداشت اقدام می کنند. جهاد دانشگاهی چکیده مقاله ها و حتی اخیراً متن کامل برخی مجله ها را هم به نمایه خود اضافه کرده است، ولی کتابخانه منطقه ای چکیده ها را اضافه نمی کند. نگاهی به این دو پایگاه نشان می دهد که هر یک مشکلات ویژه خود را دارند.
شرکت های نمایه سازی و طراحان پایگاه های اطلاعاتی معمولاً معیارهای زیادی در گزینش و نمایه سازی یک مجله در نظر می گیرند. البته اگر بخواهیم عادلانه قضاوت کنیم سطح مجله های نمایه شده توسط شرکت تامسپون یا آی.اس.آی. بالاست و برخی از آنها واقعاً جزو مجله های دسته نخست و منبع اصلی اطلاعات در رشته خود هستند. بزرگترین مشکلی که بارها خود آی.اس.آی مطرح کرده استفاده از نمایه های استنادی برای ارزیابی و ارتقای سطح پژوهشگران و اساتید است. البته این که باید در مجله های معتبر مقاله چاپ کرد، به خودی خود بد نیست، ولی باید به مجله های در حال رشد هم توجه کرد و در سایر مجله هایی که به هر دلیلی نمایه سازی نمی شوند نیز توجه کرد. برای اندازه گیری هر چیزی به یک خط کش یا یک شاخص برای ارزیابی آن نیاز است، شاخص ارزیابی علمی و سطح تولید علمی کشورها هم مبتنی بر آی.اس.آی. است. مشکل اصلی ما به عنوان یک کشور در حال توسعه این است که مجله های ملی خود را رها کرده، ساماندهی نمی کنیم و سطح علمی و چاپ آنها را ارتقاء نمی دهیم. چگونه انتظار داریم که خارجی ها به مجله های ما توجه کنند، در حالی که بسیاری از مجله های ایرانی هنوز یک وبگاه یا یک صفحه وب مخصوص خود ندارند. خبرگزاری بازتاب خبری را منتشر کرده است با عنوان "انتقاد شديد دكتر داوري از توهم توسعه علمی درکشور!" که اظهارنظرهای زیادی را به دنبال داشته است. در نهایت باز هم سخن گارفیلد که در مقدمه شماره اول مجله علم سنجی منتشر شده است تکرار می کنم: هدف از نمایه های استنادی تسهیل دسترسی به اطلاعات علمی و بازیابی اطلاعات است نه علم سنجی و ارزیابی کشورها، دانشگاه ها و پژوهشگران. همانطور که یوجین گارفیلد بارها گفته است، هنگام استفاده از نمایه های استنادی آی.اس.آی و سایر نمایه ها برای تحلیل استنادی و ارزیابی باید به یک نکته مهم توجه کرد:
- تاریخچه و مبانی نظری در کتاب سنجی، علم سنجی، اطلاع سنجی و وب سنجی
- عوامل موثر بر تولید علم درحوزه علوم پزشکی (محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی)
- مشارکت در تولید علم در حوزه علوم پزشکی (محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی)
- سنجش تولید علم در حوزه علوم پزشکی ( محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی)
- شاخصهای کتاب سنجی، علم سنجی، اطلاع سنجی و وب سنجی
- چالشهای کتاب سنجی، علم سنجی، اطلاع سنجی و وب سنجی در ایران
- پیشرفتهای نوین در کتاب سنجی، علمی سنجی، اطلاع سنجی و وب سنجی
- جایگاه کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی پزشکی در تولید علم
- تاثیر علم سنجی بر فراهم آوری منابع اطلاعاتی پزشکی
- تحلیل استنادی و پیوندی در منابع اطلاعاتی علوم پزشکی
- علم سنجی؛ تولید علم؛ دسترسی آزاد (Open Access)
- علم سنجی؛ بین رشته ای ها؛ چند رشته ای ها
- قوانین و مدلهای ریاضی در علم سنجی و تولید علمی
موسسه اطلاعات علمی آمریکا طرح جدیدی موسوم به شاخصهای اساسی علوم راهاندازی کرده است که بر اساس آن به رتبهبندی و ارزیابی آثار علمی کشورهای مختلف جهان بر اساس تعداد مقالههای منتشر شده و تعداد استنادهای دریافتی به مقالههای هر کشور میپردازد. بر اساس داده های گردآوری شده از پایگاه پیشگفته در تاریخ ۳ فروردین ۱۳۸۵، از لحاظ تعداد مقالههای منتشر شده در پایگاه نمایههای استنادی (در فاصله زمانی۱ ژانویه ۱۹۹۵ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۰۵)، ایران با ۱۹۲۳۶ مقاله در جایگاه ۴۴ در جهان قرار داشت. البته به لحاظ تعداد استنادهای دریافتی به مقالههای علمی با ۵۵۰۸۶ استناد، ایران در جایگاه ۵۰ در جهان قرار داشت. در همان تاریخ مصر در جایگاه ۴۰ جهان قرار داشت و ۷۶۰۰ مقاله بیشتر از ایران داشت.
|
رتبه |
کشور |
تعداد مقاله |
تعداد استناد |
تعداد استناد به نسبت هر مقاله |
|
40 |
Egypt |
26,836 |
87,139 |
3.25 |
|
44 |
|
19,236 |
55,086 |
2.86 |
اما بر اساس آخرین آمار برگرفته شده از همان پایگاه، از لحاظ تعداد مقالههای منتشر شده در پایگاه نمایههای استنادی (در فاصله زمانی ۱ ژانویه ۱۹۹۷ تا ۳۰ آوریل ۲۰۰۷ )، ایران با ۲۶۴۹۳ مقاله در جایگاه ۴۱ در جهان قرار دارد. البته به لحاظ تعداد استنادهای دریافتی به مقالههای علمی با ۸۱۱۵۳ استناد، ایران در جایگاه ۴۸ در جهان قرار دارد و این دادهها نشاندهنده افزایش میزان مقاله های علمی ایران و میزان استناد به آثار ایرانی است. در عین حال فاصله میزان تولید علمی ایران با مصر بسیار کمتر شده است به طوری که مصر اکنون فقط ۲۵۳ مقاله از ایران بیشتر دارد. بنابراین در فاصله زمانی اندکی میتوان از سد مصر هم گذشت به شرطی که پژوهشگران ایرانی و دولت ایران توجه بیشتری به پژوهش و دانش نمایند. مقایسه این آمارها نشاندهنده این است که در سالهای اخیر میزان توجه به انتشار مقاله در مجلههای خارجی بیشتر شده و هر چه از زمان جنگ خانمان سوز عراق با پشتیبانی دولتهای سلطهجوی غرب میگذرد میزان تولید علمی ایران بیشتر و سطح علمی ایران بهتر شده است.
|
رتبه |
کشور |
تعداد مقاله |
تعداد استناد |
تعداد استناد به نسبت هر مقاله |
|
40 |
|
26,746 |
93,541 |
3.50 |
|
41 |
|
26,493 |
81,153 |
3.06 |
|
Rank |
Field |
Papers |
Citations |
Citations Per Paper |
|
1 |
Chemistry |
7,852 |
34,848 |
4.44 |
|
2 |
Engineering |
4,074 |
8,486 |
2.08 |
|
3 |
Clinical Medicine |
2,761 |
8,024 |
2.91 |
|
4 |
Physics |
2,500 |
9,732 |
3.89 |
|
5 |
Plant & Animal Science |
1,480 |
2,450 |
1.66 |
|
6 |
Materials Science |
1,401 |
2,690 |
1.92 |
|
7 |
Mathematics |
995 |
1,066 |
1.07 |
|
8 |
Biology & Biochemistry |
745 |
1,998 |
2.68 |
|
9 |
Pharmacology & Toxicology |
721 |
2,870 |
3.98 |
|
10 |
Computer Science |
629 |
521 |
0.83 |
|
11 |
Geosciences |
597 |
1,267 |
2.12 |
|
12 |
Agricultural Sciences |
590 |
1,446 |
2.45 |
|
13 |
Neuroscience & Behavior |
396 |
1,420 |
3.59 |
|
14 |
Environment/Ecology |
381 |
951 |
2.50 |
|
15 |
Social Sciences, General |
289 |
281 |
0.97 |
|
16 |
Multidisciplinary |
212 |
27 |
0.13 |
|
17 |
Immunology |
186 |
699 |
3.76 |
|
18 |
Molecular Biology & Genetics |
184 |
856 |
4.65 |
|
19 |
Psychiatry/Psychology |
161 |
669 |
4.16 |
|
20 |
Microbiology |
149 |
473 |
3.17 |
|
21 |
Space Science |
148 |
334 |
2.26 |
|
22 |
Economics & Business |
42 |
45 |
1.07 |
|
|
All Fields* |
26,493 |
81,153 |
3.06 |
منابع
ISI (2007). Essential Science Indicators, updated on July 1, 2007 to cover a ten-year plus four-month period, January 1, 1997-April 30, 2007.
ISI (2006). Essential Science Indicators, updated on March 1, 2006 to cover an eleven-year period, January 1, 1995 - December 31, 2005.
بر اساس میزان تولید مقالههای علمی موجود در پایگاه اطلاعاتی نمایههای استنادی علوم (آی.اس.آی)، دانشگاه تهران در رتبه ۸۸۱ جهان قرار دارد. پرسشی که پیش میآید این است که چرا سطح تولید علمی دانشگاه تهران در مقایسه با دانشگاههای تازه راهاندازی شده برخی کشورهای غربی پایین است؟ جوابش ساده است. معاونت پژوهشی دانشگاه تهران باید اساتید و پژوهشگران را تشویق کند که حداقل سالی یک مقاله در مجلههای بینالمللی داشته باشند؛ در غیر اینصورت رتبه علمی آنها بالا نخواهد رفت.
|
Rank |
Institution |
Papers |
Citations |
Citations Per Paper |
|
1 |
Russian Acad Sci |
116,879 |
414,301 |
3.54 |
|
2 |
Chinese Acad Sci |
97,672 |
438,722 |
4.49 |
|
3 |
Univ |
90,195 |
1,504,625 |
16.68 |
|
4 |
Harvard Univ |
88,327 |
2,305,986 |
26.11 |
|
5 |
67,302 |
1,172,711 |
17.42 | |
|
6 |
Univ Tokyo |
66,137 |
796,663 |
12.05 |
|
7 |
Univ |
51,076 |
979,675 |
19.18 |
|
8 |
|
50,915 |
884,939 |
17.38 |
|
9 |
Univ |
50,832 |
593,003 |
11.67 |
|
10 |
Univ |
50,437 |
799,956 |
15.86 |
|
|
|
|
|
|
|
881 |
2,825 |
7,909 |
2.80 | |
|
1032 |
Sharif Univ Technol |
2,234 |
6,694 |
3.00 |
|
1412 |
Tehran Univ Med Sci |
1,321 |
4,030 |
3.05 |
بر اساس میزان استناد به مقاله های علمی، دانشگاه تهران در رتبه ۱۸۹۲ جهان قرار دارد. این رتبه خیلی خوبی نیست و جا داشت که جایگاه دانشگاه تهران به عنوان اَبَردانشگاه ایران بهتر از این بود. البته باید توجه داشت که دانشگاه تهران فقط مجموعه ای از ساختمانهاست که نام آنها دانشکده است؛ اما این ما (دولت، اساتید، پژوهشگران و دانشجویان) هستیم که به دانشگاه تهران اعتبار و جایگاه میدهیم. اگر دولت بودجه ندهد، اساتید هم کار پژوهشی نمیکنند، اگر اساتید هم کار پژوهشی نکنند، دانشجویان چیز تازهای نمیآموزند و سرانجام دانشگاه تهران پویا نخواهد بود. بسیاری از دانشگاههایی که در جدول زیر نام آنها آمده برای این به آنها بیشتر استناد میشود که حضور بسیار خوبی در محیط وب دارند. دانشگاههای آمریکایی دارای واسپارگاه و آرشیو مقالههای منتشر شده به نام دانشگاه به صورت دسترسی آزاد روی وبگاه دانشگاه هستند و متن کامل پایاننامهها و طرحهای پژوهشی دانشگاه را روی وبگاه میگذارند. در نتیجه، میزان استناد به آنها بالا میرود، در حالی که هنوز اساتید و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران یک صفحه وب شخصی در وبگاه دانشگاه تهران ندارند. نتیجه اش همین است که دانشگاه تهران جایگاه جهانی در خور نام خود کسب نمیکند.
|
Rank |
Institution |
Papers |
Citations |
Citations Per Paper |
|
1 |
Harvard Univ |
88,327 |
2,305,986 |
26.11 |
|
2 |
Univ |
90,195 |
1,504,625 |
16.68 |
|
3 |
Max Planck Society |
67,302 |
1,172,711 |
17.42 |
|
4 |
Johns |
49,466 |
1,048,735 |
21.20 |
|
5 |
Stanford Univ |
45,640 |
982,901 |
21.54 |
|
6 |
Univ |
51,076 |
979,675 |
19.18 |
|
7 |
|
50,915 |
884,939 |
17.38 |
|
8 |
|
33,901 |
857,248 |
25.29 |
|
9 |
|
45,109 |
809,773 |
17.95 |
|
10 |
|
38,191 |
803,269 |
21.03 |
|
|
|
|
|
|
|
1892 |
2,825 |
7,909 |
2.80 | |
|
2052 |
Sharif Univ Technol |
2,234 |
6,694 |
3.00 |
|
2562 |
Tehran Univ Med Sci |
1,321 |
4,030 |
3.05 |
ضریب تأثیرگذاری مجلهها، مساوی است با تعداد کل استنادهای داده شده به مقالههای منتشر شده در یک مجله، در یک دوره زمانی معین (معمولاً دو سال) تقسیم بر تعداد کل مقالههای منتشر شده (اقلام قابل استناد از قبیل مقاله پژوهشی، مقاله مروری، بررسیها، نقدها و غیره) در همان مجله و در همان دوره. جدول زیر ضریب تأثیرگذاری مجلههای ایرانی که در پایگاه آی.اس.آی دارای ضریب تأثیرگذاری هستند. البته برخی مجلههای ایرانی که میزان استناد به آنها بالا نیست در قسمت مجله های دارای ضریب تأثیرگذاری ذکر نمیشوند. جدول زیر شاخص تازگی و فوریت و ضریب تأثیرگذاری مجلههای ایرانی نمایهسازی شده توسط نمایه استنادی علوم آمریکا را نشان میدهد. نگاهی به این جدول نشان میدهد که مجله پلیمر بیشترین استنادها را به خود جذب کرده است. اما ضریب تأثیرگذاری مجله شیمی ایران به نسبت تعداد مقالههایش بیشتر بوده است. در مجموع، ضریب تأثیرگذاری مجلههای ایرانی در نمایه استنادی علوم به نسبت سال ۲۰۰۵ گذشته رشد خوبی داشته است. ضریب تأثیرگذاری معیاری است كه با استفاده از آن میزان اهمیت یا كماهمیت بودن یك مجله تخصصی را مشخص میسازند.
|
Rank |
Abbreviated Journal Title |
Total Cites |
Impact |
Immediacy |
Articles |
Cited |
|
1 |
J |
46 |
0.644 |
0.154 |
52 |
|
|
2 |
|
160 |
0.386 |
0.120 |
83 |
3.2 |
|
3 |
|
63 |
0.209 |
0.000 |
17 |
|
|
4 |
|
28 |
0.100 |
|
0 |
|
|
5 |
Iran J Sci Technol B |
8 |
0.064 |
0.000 |
44 |
|
|
6 |
Iran J Sci Technol A |
5 |
0.041 |
0.000 |
14 |
|
حضور دانشمندان و پژوهشگران یک کشور در کنفرانسهای جهانی و به ویژه انگلیسی زبان از اهمیت ویژهای در ارتباط های علمی، جلب همکاری خارجی و ارائه نتایج پژوهشهای برخوردار است. پژوهشگری که در یک کنفرانس جهانی شرکت میکند، در واقع اوضاع کشور خود را به نحوی به نمایش میگذارد و جایگاه علمی و سطح دانش کشورش را در حوزه موضوعی کنفرانس به رخ جهانیان میکشاند. دولتهای غربی و به ویژه انگلیس و استرالیا پژوهشگران خود را خیلی خوب حمایت مالی و معنوی میکنند؛ به طوری که در هر کنفرانسی حداقل پنج تا ده پژوهشگر انگلیسی حضور دارند. در حالی که کشور ایران حتی امکان حضور یک پژوهشگر را در کنفرانسهای جهانی یا فراهم نمیکند یا به سختی فراهم میکند. همانگونه که مطلع هستید پایگاه نمایه های استنادی علوم (آی.اس.آی)، پایگاه ویژه ای برای مجموعه مقاله های کنفرانس های بین المللی معتبر (ISI Proceedings) دارد و از سال ۲۰۰۰ به این طرف مشخصات کتابشناختی و چکیده مقالههای کنفرانسها را در دسترس قرار میدهد. یک جستجوی ساده وضعیت حضور ایران در کنفرانسهای جهانی معتبر را به خوبی نشان میدهد. جدول ۱. تعداد مقاله های ارائه شده در کنفرانسهای جهانی توسط ایرانیان:
|
سال |
تعداد مقاله |
|
2007 |
291 تاکنون |
|
2006 |
1906 |
|
2005 |
1933 |
|
2004 |
1392 |
|
2003 |
1079 |
|
2002 |
633 |
|
2001 |
388 |
|
2000 |
357 |
این جدول نشان میدهد که از سال ۲۰۰۳ به این طرف میزان حضور ایران چندین برابر شده است و این نشان دهنده بالا رفتن سطح علمی ایران و فراهم کردن امکان حضور پژوهشگران ایرانی در کنفرانسهای خارجی است. البته کنفرانسهایی هم وجود دارند که در این پایگاه نمایه سازی نمیشوند و عدم نمایه سازی آنها در این پایگاه به معنی عدم اعتبار آنها نیست، بلکه پایگاه آی.اس.آی گزینشی عمل میکند. با این حال، جدول پیشین شمای کلی از حضور ایران در کنفرانسهای جهانی در طی سالهای گذشته (۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶) را نشان میدهد. جالب است بدانید که میزان شرکت پژوهشگران اسرائیلی در کنفرانسهای خارجی چندین برابر ایران است در حالی که ایران از لحاظ وسعت، جمعیت، تعداد دانشگاهها، تعداد اعضای هیأت علمی و ... چندین برابر اسرائیل (رژیم اشغالگر قدس) است. جدول 2. تعداد مقاله های ارائه شده در کنفرانسهای جهانی توسط اسرائیلیها:
|
سال |
تعداد مقاله |
|
2007 |
636 تاکنون |
|
2006 |
3044 |
|
2005 |
3396 |
|
2004 |
3645 |
|
2003 |
3446 |
|
2002 |
2583 |
|
2001 |
1941 |
|
2000 |
2033 |
نتیجه گیری
میزان حضور یک کشور در کنفرانسهای خارجی نشاندهنده سطح علمی و اقتصادی آن کشور و میزان حمایت آن کشور از پژوهش و دانش است.
دانشگاه و صنعت باید با هم ارتباط دو سویه ای داشته و با هم همکاری نمایند. این ارتباط به معنى جارى شدن علم دانشگاه ها در شاهرگ های جامعه و استفاده عملی از دانش است. یعنى این كه دانشگاه ها و پژوهشگران به حل مشکلات و چالش های روزمره جامعه كمك كنند. متأسفانه در حال حاضر تنها بخش كوچكى از علم تولید شده در دانشگاه های کشور براى حل مشكلات و برآوردن نیازهای جامعه به كار گرفته مى شود. لذا دانشگاه و صنعت باید با هم هماهنگ شوند، در خدمت همدیگر و در نتیجه در خدمت جامعه باشند. البته دولت باید نقش یک رابط بین این دو باشد و ارتباط دانشگاه و صنعت را ساماندهى کند.
برای نمونه، سالانه هزاران دانشجوى دکترا و كارشناسى ارشد از دانشگاه های ایران فارغ التحصیل مى شوند و همه آنها پایان نامه و طرح پژوهشی انجام مى دهند، اما چون بخش صنعت و دولت از این ظرفیت عظیم به خوبى استفاده نمى کنند، در نتیجه پول، زمان و انرژی پژوهشگران به هدر می رود. لذا دولت باید ضلع سوم مثلث توسعه علمی و اقتصادی را تکمیل کند و همکاری خود را با دانشگاه ها و مراکز پژوهشی گسترش دهد. در واقع، دولت مانند یک خریدار است که سفارش طرح و پیشنهاد به دانشگاه ها می دهد و بعد دانشگاه ها طرح اولیه را اجرا کرده و مشکل را شناسایی می کنند و راه حل های ممکن را شناسایی کرده و بعد مرحله اجرای طرح به بخش صنعت واگذار می شود. در نتیجه، این سه بازیگر اصلی صحنه توسعه همه جانبه (دانشگاه، صنعت و دولت) باید در تمامی مراحل چرخه نوآورى و پیشرفت از بررسى و بیان مسأله پژوهش تا حل مشكل در دانشگاه، تولید كالا و خدمات توسط بخش صنعت و بازاریابى و عرضه آن توسط دولت مشارکت کامل داشته باشند.
مثلث تولید دانش و توسعه اقتصادی: دانشگاه، صنعت و دولت
نگارنده بر اساس تجربه خود در دانشگاه های فرانسه، پیشنهاد می کند که دانشگاه های ایران به ویژه دانشکده های فنی و علوم، لابراتوارهای تحقیقاتی خود را به شرکت ها و مراکز صنعتی اجاره دهند و یا اجازه دهند تا پژوهشگران شرکت های صنعتی، طرح های آزمایشگاهی خود را در لابراتوار دانشگاه آزمایش و اجرا کنند و بر اساس قرارداد هزینه ای به دانشگاه پرداخت نمایند. این استراتژی به سود دو طرف خواهند برد، زیرا امکان تأمین بودجه های پژوهشی و خرید لوازم آزمایشگاهی جدید برای دانشگاه ها را فراهم می نماید. در عوض شرکت ها و طرح های صنعتی در سطح ملی راحتتر انجام می شود. در نهایت، محصول یا کالاهای تولید شده در خدمت، کشور، جامعه و دولت قرار می گیرد و موجب رشد اقتصادی کشور در سطح کلان می شود. همچنین پیشنهاد می شود که شرکتها، بخصوص شرکت های کوچک، سازمانها، نهادهای دولتی و خصوصی، طرح های پژوهشی خود را در قالب پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترا به دانشجویان واگذار نمایند؛ کاری که در کشورهای غربی رایج است. حتی در برخی موارد، طرح های پژوهشی و نیاز شرکت ها در غالب طرح های کارورزی به دانشجویان ارشد و دکترا واگذار می شود تا دانشجو در محیط خود شرکت یا سازمان، برنامه یا مشکل آن را برآورده نماید و سی درصد حقوق پایه به کارورزان داده می شود.
نگاه کنید به نقشه جهان و مشاهده کنید که کجاها علم و دانش تولید می شود؟ کدامین کشورها و دولتها برای علم و به تبع آن برای پیشرفت علمی و اقتصادی شهروندانشان ارزش قائل هستند؟ کشورهای نورانی که مثل آفتاب تموز میدرخشند کجاها هستند: آمریکا، انگلیس، کانادا، آلمان، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال، سوئیس، سوئد، نروژ، فنلاند، دانمارک، ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، استرالیا. بقیه کشورها هر یک فانوسی روشن کرده اند که شاید در این ظلمت و تاریکی جهان بتوانند جلو پای خود را ببیند و از دور نمی توان آنها را نظاره کرد. میتوان گفت که ایران نیز فانوسی کمنور در تهران و ۶ شمع نیز در شهرهای اصفهان، شیراز، اهواز، مشهد، تبریز و کرمانشاه به نماد هفت هزار سال تاریخ سرزمین پرشیا روشن کرده است. به راستی با نور شمع چگونه میتوان به مقابله با نور خورشید رفت؟ مردمان چشمهایتان را ببندید و مواظب باشید که مبادا تشعشع نور خورشید که همانا تشعشع اطلاعاتی غرب است به چشمهایتان آسیب برساند.
نقشه جغرافیای علمی جهان: تولیدکنندگان دانش و علم
Börner, Katy (2006). The Story of Science Maps. Network Science Conference,
در کشورهای خارجی دانشگاه های علوم پزشکی معمولاً زیر نظر وزارت علوم هستند. باید توجه داشت اگر دانشگاهی تمامی گرایش های علمی را داشته باشد توان رقابت علمی و پژوهشی آن با کشورهای خارجی بیشتر است. به عنوان نمونه، دانشگاه تهران یکی از دانشگاه های تراز اول ایران است که همه گرایش های تخصصی را دارد و در اغلب گرایش ها نیز مقاله علمی به نام این دانشگاه در مجله های خارجی کم یا زیاد منتشر شده است. حال اگر دانشکده های مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز به صورت دانشکده ای زیر نام دانشگاه تهران، مقاله های خارجی خود را منتشر کنند به طور حتم دانشگاه تهران رتبه جهانی بالاتری خواهد داشت. به عنوان مثال دانشکده های علوم پزشکی می توانند به صورت ذیل با نام دانشگاه تهران مقاله های خود را منتشر کنند:
University of Tehran, Faculty of Medicine
University of Tehran, Faculty of Dentistry
University of Tehran, Faculty of Pharmacology
این مسأله می تواند یک قرارداد میان وزارتخانه ها و به طبع میان دانشگاه ها باشد. لزومی ندارد که نام دانشگاه ها و آرم آنها عوض شود و هزینه تراشی شود؛ بلکه صرفاً در مقاله های خارجی به این صورت ذکر شود. هنگام ارزیابی علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران به راحتی می توان بر اساس نام دانشکده ها، مقاله های منتشر شده را تفکیک کرد و هر دانشگاه در سطح سازمانی به ارزیابی خود بپردازد. در اغلب شهرهای ایران، دانشگاه های پزشکی و غیرپزشکی وجود دارند. مانند:
زلفی گل (۱۳۸۵) در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا با ارائه مثالی عینی از وضعیت موجود، بر این باور است که با یک بررسی اجمالی در مقاله های بین المللی منتشر شده توسط دانشگاه های ایران شاهد نمودهایی از بی توجهی دانشگاه ها در مدیریت پژوهش کشور هستیم به طوری که پژوهشگران دانشگاه های مختلف کشور به درج صحیح نام دنشگاه در مقاله های بین المللی توجه نداشته و آن را به گونه های مختلف می نویسند. عدم درج نام رسمی و مستند دانشگاه ها یکی از عوامل مؤثر در عدم حضور نام دانشگاه های ایران در رتبه بندی دانشگاه های برتر جهان است. بنابراین، باید نام دانشگاه ها فقط به یک شکل واحد در مقاله های خارجی نوشته شود و به عنوان یک اصل بنیادی مورد توجه اعضای هیأت علمی و پژوهشگران دانشگاه ها قرار گیرد. دکتر زلفی گل خاطر نشان می سازد که تنها راهکار رفع این مشکل این است که متولیان پژوهش در هر دانشگاه با ارسال نامه ای به تمام اعضای هیأت علمی، نام رسمی و مستند دانشگاه را ارائه دهند و برای توجه هر چه بیشتر آنها، به مقاله هایی که این مورد را رعایت کنند امتیاز داده و به متخلفان امتیازی اختصاص داده نشود.
برای نمونه، نام دانشگاه تهران در پایگاه نمایه های استنادی به صورت های مختلف آمده است:
چند روز پیش به طور تصادفی متوجه شدم که یک اشکال در خود پایگاه نمایه های استنادی (آی.اس.آی.) وجود دارد. در قسمت آدرس پژوهشگران دانشگاه تهران، نام دانشگاه تهران به صورت نادرست یعنی (Teheran) به کار برده می شود. احتمال زیاد اپراتورهای شرکت تامپسون علمی نام تهران را به صورت غلط در پایگاه خود دارند و هنگام ورود داده، آدرس پیش فرض را انتخاب می کنند. این مساله را وقتی متوجه شدم که دیدم در قسمت آدرس مقاله هایم نام دانشگاه تهران به صورت زیر به کار رفته است:
Univ Teheran, Dept Lib & Informat Sci, Tehran 14174, Iran
در حالی که من در هیچ یک از مقاله های انگلیسی تهران را اینگونه ننوشته ام! متاسفانه بیش از سه هزار مقاله دانشگاه تهران به این صورت به کار رفته است. جا دارد که دانشگاه تهران سریعاً یک نامه رسمی با امضای وزارت علوم برای شرکت تامپسون علمی بفرستد و درخواست کند تمامی مدخل ها را به صورت خودکار اصلاح کند. البته بهتر است از جنجال آفرینی سیاسی پرهیز شود، زیرا به ضرر پژوهشگران ایرانی تمام می شود!
نکته: گاهی اوقات آثار علمی می خوانم و به نظرم جالب است، در نتیجه دوست دارم که چکیده مقاله و پیام اصلی نویسنده را با خوانندگان وبنوشت دانش شناسی تقسیم کنم.
تعریف واژگان
تعریف متی: متی یکی از افرادی است که کتاب مقدس انجیل را نوشته است و به آن انجیل متی گفته می شود. انجیل های چهارگانه عبارتند از: انجیل متی، مرقس، یوحنا و لوقا که هر کدام شرح مختصری از زندگانی، آموزه ها، درگذشت و زندگی دوباره حضرت عیسی مسیح (ع) بدست می دهد. اگرچه جملات و عبارات موجود در انجیل، سخنان حضرت عیسی (ع) است اما انجیل به نام متی (انجیل متی) معروف شده است.
مقدمه
این یادداشت بر اساس مقاله های رابرت کی مرتون (۱۹۶۸ و ۱۹۸۸) در مورد "تأثیر متی در علم" نوشته شده است. مرتون (۱۹۱۰-۲۰۰۳) متخصص جامعه شناسی علم بود.
تأثیر متی (Matthew effect): این عبارت در حوزه های علمی گوناگون با معانی استعاری مختلف به کار رفته است. اما در حوزه جامعه شناسی علم نخستین بار توسط مرتون به کار رفته است تا نشان دهد که چگونه دانشمندان و پژوهشگران مشهور در مقایسه با دانشمندان و پژوهشگران ناشناخته، اعتبار و شهرت کسب می کنند، حتی اگر آثار آنها مشابه آثار افرادی باشد که ناشناخته هستند. به دیگر سخن، مرتون نشان می دهد پژوهشگرانی که در حال حاضر مشهور هستند بیشترین اعتبار را کسب می کنند. برای نمونه، اگر یک کار پژوهشی مشترک توسط یک گروه انجام شود، جایزه نوبل و یا سایر جوایز بین المللی به طور معمول به فردی داده می شود که بیشتر از سایرین مشهور است حتی اگر تمام کار علمی و پژوهشی توسط یک دانشجو انجام شده باشد. گاهی اوقات حتی اگر فرد مشهور، نویسنده آخر مقاله باشد، اما چون مشهور است ایده اصلی به نام او تمام می شود. البته گاهی حضور یک فرد مشهور در جمع نویسندگان یک اثر موجب مشهور شدن و پذیرفته شدن اثر و ایده توسط جامعه می شود.
برای نمونه، آلبرت شاتز، دانشجوی دانشگاه راجرز آمریکا در سال ۱۹۴۳، کاشف آنتی بیوتیک استرپتومايسين (Streptomycin) بود اما جایزه نوبل پزشکی به استاد راهنمای وی یعنی (Selman Waksman) داده شد. گاهی اوقات اگر کار علمی توسط یک خانم و آقا انجام شده باشد، جایزه برنده شده به آقا داده می شود. به همین دلیل مارگارت روزیتر (Margaret W. Rossiter)، کارشناس تاریخ علم، نیز به انتقاد این نوع برخورد با خانم ها پرداخت.
به طور خلاصه می توان گفت که "تأثیر متی" دلالت بر این دارد که چون حرف آخر را یک فرد مشهور، که همان متی باشد، بیان کرده در نتیجه باید به نام او تمام شود. گاهی این حرف آخر فقط شامل نقطه ای یا خطی است.
بحث و نتیجه گیری
تأثیر متی بیانگر نابرابری علمی است و نشان می دهد که پژوهشگران جوان و ناشناخته کمترین میزان توجه و استناد به آثار علمی آنها می شود و حال آنکه پژوهشگران مشهور بیشترین استناد را دریافت می کنند. نباید اجازه داد که تأثیر متی در حوزه های علمی پذیرفته شود. وقتی که پایان نامه ای، اثری علمی یا مقاله ای توسط یک دانشجو یا یک پژوهشگر جوان انجام می شود نباید اجازه داد تا فردی که حداقل فعالیت را داشته و مشهور است نویسنده نخست قرار گیرد مگر این که واقعاً بیشترین فعالیت را در انجام پژوهش داشته باشد و ایده های اصلی از آن او باشد. برای نمونه، برخی از دانشگاه های کشور، به دانشجویان دکترا و کارشناسی ارشد دیکته می کنند که هنگام انتشار مقاله برگرفته شده از پایان نامه باید اسم استاد راهنما نخست قرار گیرد. اگر استاد راهنمایی که حتی یک ساعت برای دانشجو وقت نگذاشته که مقاله را از ابتدا تا انتها بخواند چرا باید نام او به عنوان نویسنده نخست قرار گیرد؟ و ایده به نام او تمام شود.
منابع
Robert K. Merton (1968, 1988).
مقدمه
در این یادداشت نخست نگاهی خواهیم داشت به گفته های قصار مقامات عالی رتبه در مود آی اس آی و بعد به تعریف و انتقاد علمی پرداخته می شود. روزنامه ایران مقاله ای منتشر کرده است با عنوان زیر که سر تا پا پُر از اشکال علمی و فنی است. "ممانعت غرب از چاپ مقالات ايرانى در مجلات علمى به زيان جهان تمام مى شود" به نظر من واقعاً جهان ضرر می کند زیرا در بهترین حالت جامعه علمی ایران، پژوهش انجام می دهد و بعد نتایج آن را در مجله های خارجی و اغلب آمریکایی منتشر می کند که حتی خود نویسندگان و دانشگاه های ایرانی به آنها دسترسی ندارند. بنابراین، عدم انتشار مقاله های ایران به ضرر جهان است، نه به ضرر ایران!
دكتر محمد توكل، دبير كل كميسيون ملى يونسكو در ايران، گفته است: "در چند سال اخير بسيارى از دانشمندان ايرانى مقالات علمى خود را براى چاپ به مؤسسه ISI فرستاده اند ولى اين مؤسسه با تبعيض علمى، مقالات دانشمندان ايرانى را چاپ نكرده، در حالى كه بسيارى از مقالات برگشت خورده با آمارها و شاخص هاى ISI مطابقت داشته است. ... وى با اشاره به اين كه چاپ مقالات علمى در مؤسسه اطلاعات علمى (ISI) يكى از مهم ترين ملاك هاى توليد علم هر كشور است. ... به گفته او تركيه در كشورهاى آسيايى [خاورمیانه] بيشترين مقالات ارسالى و چاپ شده را در ISI دارد و ايران و عربستان سعودى در رتبه هاى بعدى قرار دارند." نباید فراموش کرد که تعداد مقاله های اسرائیل غاصب چهار برابر ایران و تقریباً یک و نیم برابر ترکیه است.
منصور كبگانيان، معاون پژوهشى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى با تأكيد بر فشارهاى جامعه جهانى بر روى توليد علم در ايران گفته است: "مقالات دانشمندان ايرانى با مشكلات ويژه اى در مؤسسه ISI چاپ مى شود، اما اين موضوع تنها براى كشور ما نيست بلكه كشورهاى مختلفى دچار اين موارد هستند. وى با اشاره به اين كه موضوع چاپ مقالات دانشمندان ايرانى به علت فشار و مسائل سياسى كاهش يافته است."
"معاون پژوهشى وزارت علوم در عين حال بر خلاف گفته دكتر توكل، مدعى است كه هيچ گونه مشكلى براى چاپ مقالات دانشمندان ايرانى در مؤسسه ISI وجود ندارد و دانشمندانى كه مقالاتشان در حد استانداردهاى ISI باشد، مى توانند مقاله خود را در اين مؤسسه علمى چاپ كنند."
تعریف آی اس آی یا تامپسون علمی
Institute for Scientific Information (ISI)
آی اس آی سرنام موسسه اطلاعات علمی، آمریکا است که توسط یوجین گارفیلد در سال 1960 راه اندازی شد و هدف اصلی آن گردآوری چکیده مقاله های علمی منتشر شده در مجله های بین المللی است. این مؤسسه، برخلاف گفتمان رایج در ایران، یک ناشر نیست بلکه فقط چکیده مقاله های موجود در مجله های علمی منتشر شده توسط ناشران را گردآوری و نمایه سازی می کند و هیچ دخالتی در نشر مقاله ها ندارد. این مؤسسه، پایگاه نمایه های استنادی در حوزه های علوم، علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنر را راه اندازی کرده و روزآمد می کند. برای نمایه سازی یک مجله در این نمایه ها معیارهای خاصی در نظر گرفته می شود که بسیاری از مجله های ایرانی به خاطر این که در وهله اول به زبان پارسی نوشته می شوند و از لحاظ محتوا و تعداد خوانندگان بین المللی نیستند، لذا اجازه ورود به این پایگاه را ندارند. برخی مجله ها چکیده مقاله ها را به زبان انگلیسی منتشر می کنند اما چون چکیده مقاله ها ساختارمند نیست و از لحاظ علمی و میزان استناد به آثار بین المللی ضعیف هستند در نتیجه وارد این پایگاه نمی شوند. گاهی یک مجله وارد این نمایه ها می شود اما بعد از چند سال به خاطر پایین آمدن سطح علمی آن از پایگاه خارج می شود. این مؤسسه بعدها توسط شرکت تامپسون خریداری شد و اکنون نام آن تامپسون علمی (Thomson Scientific) است.
نتیجه گیری
به نظر می رسد که در کشور ما همه چیز از روزنه سیاست خارجی و داخلی دیده می شود و علم از سیاست جدا نیست! روش بدی نیست که ما ایرانی ها گناه کم کاری های خود را همیشه به گردن غرب و شرق بیندازیم. اما بد نیست که دولت ها توجه بیشتری به پژوهش داشته باشند و بودجه های پژوهشی را گسترش دهند و بعد به بهره برداری از دستاوردهای خود بنشینند. برای نمونه، نگاهی به جدول زیر نشان می دهد که از سال ۱۹۹۸ به بعد تعداد مقاله های ایران در نمایه های استنادی رشد بهتری داشته است هر چند که این رشد در قیاس با برخی کشورهای دیگر قابل توجه نیست.
تعداد مقاله های منتشر شده توسط ایران در پایگاه نمایه های استنادی (Web.of.Science) از سال ۱۹۹۰ تا اوایل سال ۲۰۰۷ در جدول زیر نشان داده شده است. باید توجه داشت که در این جستجو در مقابل سال انتشار (PUBLICATION YEAR) سال های مورد نظر و در مقابل آدرس (ADDRESS) کلمه ایران(*Iran)با علامت ستاره گذاشته شد تا اگر جایی ایرانین به کار رفته بود هم بازیابی شود. باید توجه داشت که اطلاعات سال ۲۰۰۷ هنوز کامل نیست زیرا در ابتدای سال هستیم. در مجموع، رشد علمی ایران مثبت بوده است ولی تلاش بیشتری لازم است.
|
تعداد مقاله |
سال |
|
729 |
2007 |
|
6,817 |
2006 |
|
5,398 |
2005 |
|
4,184 |
2004 |
|
3,279 |
2003 |
|
2,453 |
2002 |
|
1,800 |
2001 |
|
1,471 |
2000 |
|
1,187 |
1999 |
|
1,046 |
1998 |
|
738 |
1997 |
|
611 |
1996 |
|
493 |
1995 |
|
393 |
1994 |
|
335 |
1993 |
|
257 |
1992 |
|
235 |
1991 |
|
188 |
1990 |
باید توجه داشت که هدف از انتشار یک مجله ورود به پایگاه نمایه های تامپسون علمی نیست، بلکه هدف باید اشاعه اطلاعات و اندیشه در یک حوزه علمی ویژه باشد. به دیگر سخن، یک مجله باید گسترش دهنده یک مکتب فکری (School of thought) خاص یا یک مدرسه تفکر باشد.
منبع
ممانعت غرب از چاپ مقالات ايرانى در مجلات علمى به زيان جهان تمام مى شود. ایران، دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۵ - ۸ صفر ۱۴۲۸.
دانش آموزی ایرانی پرسشی مطرح کرده است که آیا میزان تولید علم در حوزه علوم کاربردی بیشتر است یا در حوزه علوم محض؟ به دیگر سخن، ما باید روی کدام یک از این حوزه ها بیشتر سرمایه گذاری کنیم. برای پاسخ به پرسش ایشان داده های اولیه از موسسه اطلاعات آمریکا (آی اس آی)، شاخص های اساسی علم گردآوری شد. بر اساس داده های موجود در جدول زیر به پرسش ایشان پاسخ داده می شود. جدول زیر میزان تولید علم کشورهای آمریکا، انگلیس، کانادا، استرالیا و ایران در طی ده سال گذشته به تفکیک رشته را نشان می دهد.
جدول و تصویر زیر نشان می دهد که کشورهای پیش گفته به استثنای ایران، روی حوزه های علمی مختلف سرمایه گذاری می کنند. هرچند برخی حوزه ها به تناسب کشور خاص کمتر یا بیشتر به آن پرداخته شده است. برای نمونه، در حوزه های پزشکی، شیمی، فیزیک، زیست شناسی، علوم اجتماعی، علوم جانورشناسی و گیاهشناسی بیشتر از سایر حوزه ها سرمایه گذاری شده است و بیشتر از سایر حوزه ها، مقاله علمی منتشر شده است.کشورهای پیش گفته روی پزشکی بیشتر از سایر حوزه ها سرمایه گذاری کرده اند و بیشترین مقاله در حوزه پزشکی منتشر کرده اند، اما ایران بیشتر روی حوزه شیمی سرمایه گذاری کرده است.نکته جالب دیگر این است که این کشورها در حوزه های علوم اجتماعی و علوم اقتصاد و بازرگانی بیشتر از حوزه های علوم مواد، رایانه، ریاضیات، علوم فضا، کشاورزی و غیره سرمایه گذاری کرده اند در حالی که ایران در حوزه علوم اجتماعی و علوم اقتصاد و بازرگانی در سطح بین المللی چندان سرمایه گذاری نکرده است و سطح انتشارات ایران در این حوزه ها در سطح بین الملی بسیار ضعیف است. بنابراین شاید یکی از مشکلات اقتصادی ایران ناشی از فقدان پژوهش ها و انتشارات کافی در حوزه اقتصاد و بازرگانی است. در واقع، این اقتصاددانان هستند که می گویند روی کدامین حوزه بیشتر سرمایه گذاری کنید. لذا می توان گفت که ایران در حوزه علم اقتصاد و نظریه های اقتصادی که بتواند تحول ساز و صنعتی محور باشد بسیار ضعیف است. برای نمونه، این اقتصاددانان هستند که بر اساس پژوهش می گویند که کشور باید به سمت دانش محوری، علم محوری و جامعه اطلاعاتی پیش رود تا توسعه یابد و باید کشور کمتر به مسائل کشاورزی بپردازد. جدول پیش نشان می دهد که کشورها صنعتی جهان اول روی حوزه کشاورزی به نسبت سایر حوزه ها چندان سرمایه گذاری نمی کنند.
بر اساس پژوهش دیگری در مورد میزان تولید علم ایران باید گفت که ایران از یک مارس ۲۰۰۶ تا یک ژانویه ۲۰۰۷ فقط ۴۴۵۷ مقاله علمی منتشر کرده است و اگر این روند به همین صورت ادامه پیدا کند و به فرض ما سالی ۵ هزار مقاله علمی منتشر کنیم، ۱۲۶ سال نیاز است تا ما به سطح انتشارات علمی انگلیس، ۷۳ سال تا به سطح انتشارات کانادا و ۴۴ سال برای رسیدن به سطح انتشارات استرالیا در اول ژانویه امسال برسیم، ارقامی که در جدول بیان شده است.
نتیجه گیری
در نتیجه، ما باید نخست روی حوزه های حساس و مهم مانند علوم اقتصاد و بازرگانی بیشتر سرمایه گذاری کنیم و میزان پژوهش های اقتصادی را چند صد برابر کنیم تا به نظریه های اقتصادی درست و حسابی دست پیدا کنیم، که خود اساس توسعه سایر حوزه هاست و کشور بتواند به جرگه کشورهای توسعه یافته دست یابد. در جواب به پرسش پیش گفته، بر اساس تجربه این کشورها می توان گفت که نمی توان و نباید روی یک حوزه علمی خاص سرمایه گذاری کرد و باید توسعه علمی همه جانبه باشد. باید نگرش سیستمی داشت و همانگونه که جدول نشان می دهد ضعف پژوهش در حوزه اقتصاد کشور را فلج کرده است. البته هر کشوری در سطح خُرد نیازهای علمی خاص خود دارد که باید به این مساله هم توجه داشت. مثلا استرالیا بعد از پزشکی در حوزه علوم گیاهشناسی و جانورشناسی بیشتر از سایر حوزه ها سرمایه گذاری کرده است و این بستگی به شرایط جغرافیایی و اقتصادی استرالیا دارد که روی حیوانات مثلاً گوسفند مرینوس خیلی سرمایه گذاری کرده است. نکته آخر اینکه حوزه های علمی محض تحول ساز در اقتصاد نیستند و درآمدزا نیستند. بنابراین باید در سطح لازم روی این حوزه ها سرمایه گذاری کرد.
نکته آخر این که در شکل زیر اطلاعات آمریکا حذف شد تا ایران بتواند روی شکل بیاید. زیرا فاصله آماری زیاد بود.
منبع
Essential Science Indicators was updated on
|
Field |
|
|
|
|
|
|
Clinical Medicine |
679,975 |
160,433 |
79,477 |
53,120 |
2,414 |
|
Chemistry |
221,767 |
58,107 |
31,290 |
17,094 |
7,201 |
|
Physics |
212,657 |
53,998 |
23,726 |
14,502 |
2,269 |
|
Biology & Biochemistry |
205,803 |
41,725 |
25,897 |
14,449 |
676 |
|
Engineering |
194,328 |
44,884 |
30,328 |
15,765 |
3,552 |
|
Social Sciences, General |
186,224 |
38,822 |
19,344 |
13,832 |
187 |
|
Plant & Animal Science |
150,507 |
30,269 |
31,166 |
24,702 |
1,361 |
|
Neuroscience & Behavior |
120,537 |
23,288 |
17,840 |
6,857 |
341 |
|
Molecular Biology & Genetics |
117,269 |
22,732 |
13,386 |
6,423 |
159 |
|
Psychiatry/Psychology |
116,389 |
21,939 |
15,472 |
9,322 |
147 |
|
Geosciences |
82,323 |
22,281 |
17,684 |
11,776 |
521 |
|
Environment/Ecology |
77,064 |
15,996 |
16,297 |
10,265 |
337 |
|
Materials Science |
70,825 |
21,014 |
10,676 |
6,620 |
1,209 |
|
Computer Science |
68,936 |
15,092 |
10,172 |
6,154 |
566 |
|
Economics & Business |
64,164 |
15,926 |
7,565 |
4,832 |
38 |
|
Mathematics |
64,031 |
10,965 |
11,042 |
5,828 |
905 |
|
Immunology |
53,922 |
11,214 |
5,169 |
4,488 |
171 |
|
Space Science |
53,209 |
14,591 |
5,029 |
4,642 |
133 |
|
Microbiology |
51,682 |
12,095 |
6,000 |
4,540 |
125 |
|
Pharmacology & Toxicology |
48,394 |
11,407 |
6,088 |
3,602 |
666 |
|
Agricultural Sciences |
40,016 |
7,752 |
7,309 |
6,886 |
528 |
|
Multidisciplinary |
5,195 |
1,171 |
389 |
|