تبليغاتX
Knowledge Science = دانش شناسى
Knowledge Science

"مراد از تألیف در اینجا پدید آوردن است. پدید آوردن هر آن چیزی که سرچشمه و محرّکش عقل و استدلال و اندیشه، یا تخیّل و احساس و عاطفه است. به سخنی دیگر، هر آنچه در حوزه علم و پژوهش قرار می­گیرد یا در قلمرو فرهنگ، به عبارتی دیگر، تألیف در معنای گسترده کلمه همان آفرینش­های فکر و اندیشه و نظر و هنر است؛ هر آنچه ذهنهای آفرینشگر و استعدادهای بارآور بنا به سببی، مثلاً ضرورت و نیاز و جز آن، از نیست به هست تبدیل می­کند. تألیف به دو توجه و مراقبت خاص نیاز دارد:

1.      باز کردن راه برای شکفتن استعدادها و علاقه­ها.

2.      هدایت کردن استعدادها و علاقه­ها در مسیرهایی که نیازهای برآورده نشده جامعه، یا به طور کلی عصر و زمانه را، برآورده سازد.

برای تحقق این دو، هم حذف مانعها و مشکلها ضرورت دارد، و هم ایجاد عاملها و انگیزه­های جاذب. حذف دافعه و ایجاد جاذبه دوشادوش هم و هماهنگ با یکدیگر و در همه مراحل از ضروریات است." (آذرنگ، ۱۳۷۳).

باید به این نکته توجه داشت که سیاست­های پژوهشی اعم از سیاست­های تألیف و ترجمه زمان حال، تابع برنامه­هایی است که از گذشته آغاز شده و به آینده نیز می­انجامد. در واقع، یکی از زیربخش­های عمده سیاستِ پژوهشی و تألیفی این است که فعالیت­های پدیدآوران در زمان حال، زیر پوشش سیاستی واحد و همخوان قرار گیرد. جامعه اکنون اطمینان پیدا کند که پدیدآورانش به پدیدآوردن مشغول و محصول کار آنان در ثمر است. سیاست پژوهشی مانند بذری که می­کاریم و شاهد رویش و رشد و ثمر آن هستیم. از زیر بخش­های عمده سیاستِ پژوهشی و تألیف این است که جامعه از فعالیت­های پدیدآوران در طی دوره­های کوتاه­مدت، میان­مدت، و بلندمدت اطمینان می­یابد، مانند کشت گیاهانی که یکساله به ثمر نمی­رسد، مثل کشت درختان میوه، یا کشت چندین گونه گیاه مکمّل در کنار یکدیگر، یا تغییر محصولات و جایگزین ساختن آنها با محصولات دیگر. پیداست که رسیدن به چنین هدفی به استراتژی­های حساب شده، بلندمدت، و مرتبط به یکدیگر نیاز دارد  (آذرنگ، ۱۳۷۳).

          برای نمونه، برخی پژوهش­ها نیاز به سرمایه­گذاری بلندمدت دارند تا خوب پرورش یابند و مانند درختان گردو هستند که بعد از یک دوره سرمایه­گذاری چندین ساله، سرانجام برای یک مدت طولانی ثمر و نتیجه می­دهند و عمر مفید طولانی دارند. اما برخی پژوهش­ها، به همان اندازه­ای که دوره سرمایه­گذاری روی آنها کوتاه است، دوره نتیجه دهی و ثمربخشی آنها نیز کوتاه است و ثمره آنها نیز چندان ارزش مادی ندارد. در نتیجه، باید هر سال دوباره آنها را کاشت تا بتوان دوباره برداشت کرد. مانند سرمایه­گذاری روی سیب­زمینی می­ماند که در مدت کوتاهی می­توان آن را کاشت، و بعد در مدت کوتاهی برداشت کرد و با قیمت ناچیزی به فروش می­رسد و بوته­های آن را باید هرسال از ریشه کند و دور ریخت و عمر مفید آن بسته به شرایط جوی خیلی کوتاه است. اگر درست کاشته نشود، و کود ریشه و سم آفات نباتی به آنها زده نشود، کرم ریشه سریعاً آن را خراب می­کند. گاهی اگر درست کاشته نشود، مانند طرح­های بی­سرانجام است که مدیران افتتاح می­کنند و بعد از مدت کوتاهی متوجه می­شوند که طرح مشکل ساختاری دارد و در نتیجه بی ثمر می­ماند. مانند: طرح دوچرخه سواری از امیرآباد تهران تا میدان ولیعصر که هنوز هم آثار بی برنامه بودن آن در جدول وسط بلوار کشاورز پیداست.

سیاست­های علمی و پژوهشی هر کشوری، بازتابی از سیاست­های فرهنگی و اقتصادی آن جامعه است. به عنوان پرسش، چرا ایران در عرصه اختراع، نوآوری و پروانه­های ثبت اختراع در عرصه جهانی ضعیف است، برای این­که دولت در سیاستگذاری حمایت از اختراعات و مالکیت­های فکری خیلی ضعیف عمل کرده است.

سیاست­های پژوهشی، نوآوری و تألیفی به مثابه کاشت درختان گردو، نیازمند برنامه ریزی بلندمدت است. البته نباید از برنامه ریزی کوتاه مدت برای واردات گردو (ترجمه آثار خارجی) و کاشت درختان و گیاهان زود­ثمر ­دهنده بی­توجه بود، اما باید اصولی عمل کرد وگرنه باید تا ابد واردکننده بود. به قول استاد آذرنگ سیاست­های تشویقی، ترویجی، حمایتی، و تبلیغی دولت از ارکان اصلی سیاستگذاری تألیفی و پژوهشی است. "این سیاست­ها به منزله اهرم­های نیرومندی برای حمایت از پدیدآوردن و تحکیم و تقویت مبانی است. تألیف، آفرینش و شکوفایی اندیشه و نظر است؛ گلی است که از گلستان روح می­شکفد. دولت از یاد نبرد که وظیفه و مسؤولیت باغبانی روح ملت با اوست" (آذرنگ، ۱۳۷۳).

 

منبع

آذرنگ، عبدالحسین (۱۳۷۳). فصلنامه کتاب، دوره پنجم، شماره اول و دوم، بهار و تابستان، ص.۶-۱۳.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 12:4  توسط کتابدار پارسی  | 

الف. طرح پژوهش

  1. پرسش اساسی پژوهش، مشکل یا نیاز به پژوهش مشخص شود.
  2. متون اولیه و پایه مرور شوند و پیشینه­های پژوهش گردآوری شوند.
  3. مشکل یا مسأله پژوهش تعریف شود.
  4. امکانات بالقوه اجرای موفقیت­آمیز پژوهش برآورده شود.
  5. مرور متون برای بار دوم انجام شود.
  6. روش مناسبی برای پژوهش انتخاب شود.
  7. فرضیه متناسب ساخته شود.
  8. روش­های گردآوری داده­ها مشخص شود.
  9. ابزارهای گردآوری داده­ها تعیین و آماده شوند (مانند: پرسشنامه، چک لیست).
  10.  طرح تحلیل داده­ها مشخص شود.
  11.  برنامه گردآوری داده­ها تنظیم شود.
  12.  جامعه و نمونه آماری پژوهش تعیین شود.
  13.  بررسی­های مقدماتی روش­ها، ابزارها و تحلیل انجام شود.

ب. اجرای طرح پژوهش

  1.  داده­ها گردآوری شوند.
  2.  داده­ها تجزیه و تحلیل شوند.
  3.  یافته­ها مشخص شوند.
  4.  نتیجه­گیری شود.
  5.  سرانجام پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت موجود و پژوهش­های آتی ارائه شود.

منبع

پائو، میراندا لی (۱۳۷۸). مفاهیم بازیابی اطلاعات. ترجمه اسدالله آزاد و رحمت­الله فتاحی. مشهد: دانشگاه فردوسی (مشهد)، مؤسسه چاپ و انشارات. ص. ۸۷.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:55  توسط کتابدار پارسی  | 

شاید این عبارت خیلی جالب نباشد ولی به هر حال این هم یکی از مشکلات پژوهش در ایران است. ممکن است با مسأله حسادت علمی برخورد کرده باشید یا شنیده باشید. حسادت علمی در اینجا یعنی این که:

- فردی چشم دیدن موفقیت فرد دیگری را نداشته باشد.

- فردی که برای بهتر، ارزشمندتر و بااهمیت­تر جلوه دادن (Overrate) کار خود حاضر است تمام کارهای دیگران و پیشینیان را بی­اهمیت جلوه دهد و ناچیز بشمارد (Underrate).

- فردی که حاضر نیست در انجام پژوهش در آن حوزه به دیگران کمک کند، از دیگران اطلاعات می­گیرد ولی به دیگران اطلاعات نمی­دهد.

- فردی که در یک حوزه آموزشی یا پژوهشی کار می­کند دوست دارد آن حوزه را تا مادام العمر به نام خود به ثبت برساند و مانع از حضور دیگران در آن حوزه شود.

- فردی برای این که نشان دهد او نخستین کسی است که در فلان حوزه کار می­کند و غیر از او کسی در آن حوزه کار نکرده و نباید کار کند، بنابراین غیر از خود به هیچ کس استناد نمی­کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:53  توسط کتابدار پارسی  | 

پرسش جالبی است. شش­ماه است که مطلبی از وبگاه دانشمند نو (NewScientist) درباره اوضاع پژوهشگران  در انگلیس خوانده بودم و قصد داشتم در مورد آن یادداشتی بنویسم. به  راستی چرا پژوهشگران ترجیح می­دهند به جای کار در کارخانه ها و شرکت­ها به دانشگاه ها و مراکز پژوهشی بروند در حالی که حقوق آنها در دانشگاه­ها معادل نیمی از حقوق آنها در شرکت­هاست؟

البته داشتن حقوق بالا برای یک دانشمند یا پژوهشگر جوان شاید خیلی مهم باشد، اما ممکن است برای یک دانشمند کارکشته خیلی مهم نباشد. برخی پژوهشگران فکر می­کنند که با کار کردن در شرکت­ها امکان ارائه ایده های نو ندارند و ایده­های نوی را نمی­توانند کشف و بررسی نمایند. در مجموع، دانشمندان صنعتی (Industry scientists) شاغل در کارخانه ها و شرکت­ها تمایل دارند که دارای: تیم پژوهشی میان­رشته ای، بودجه کافی، قراردادهای صنتعی، و پروانه های ثبت اختراع باشند. باید به این نکته توجه داشت که داشتن تجربه عملی تولید و ساخت و ساز در شرکت­ها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.

همچنین باید به نکات زیر نیز توجه داشت. برای نمونه، افرادی که در پژوهشگاه­ها و لابراتوارهای پژوهشی تجاری و خصوصی فعالیت دارند اغلب اجازه نشر یافته ها و اندیشه های خود را ندارند و چه بسا در صورت انتشار آخرین یافته های پژوهشی خود از شرکت اخراج می­شوند. البته گاهی هم مدیریت و کار در یک شرکت یا موسسه پژوهشی موجب کسب فرصت­های شغلی در دانشگاه­ها می­شود. قابل ذکر است که نظام کاغذبازی اداری و نظام سلسله مراتبی در دانشگاه­ها نیز برای دانشمندان صنعتی در ابتدای ورود به دانشگاه­ها بسیار سخت است. البته شرایط کاری در دانشگاه ها و شرکت­ها هم تفاوت اساسی دارد. برخی بر این باورند که یک دانشمند خوب بودن به این معنی نیست که یک فرد مدیر خوبی است. برخی از دانشمندان صنتعتی پیشنهاد می­کنند که دانشگاه­ها باید ابزار و امکانات کافی در اختیار دانشمندان و پژوهشگران قرار دهند و نباید اتاق کوچکی در پشت بخش یا گروه در اختیار آنها قرار دهند و گویند حالا همین­جا کار کنید. برخی از دانشمندان صنتعتی بر این باورند که وقتی وارد دانشگاه­ها می­شوند به خاطر نداشتن سهولت دسترسی به منابع و امکانات، شوکه می­شوند. بنابراین تنها حقوق ماهانه و امکانات نیست که دانشمندان صنعتی را به لابراتوارهایشان بر می­گرداند. نداشتن مدیریت بر بودجه هم از جمله مشکلات دیگری است که در دانشگاه­ها وجود دارد. در حالی که دانشمندان صنتعتی در شرکت­ها هر چه بودجه بخواهند در اختیار آنها قرار داده می­شود.

اما آنچه که برخی از دانشمندان صنتعی را به دانشگاه­ها می­کشاند، حقوق و درآمد نیست، بلکه آزادی فکری و آزادی بیان است که در دانشگاه ها وجود دارد. در شرکت­ها افراد بر روی طرح ویژه ای کار می­کنند و اغلب وقت بحث و تبادل نظر علمی با دیگران ندارند، در حالی که در دانشگاه ها به خاطر وجود منابع اطلاعاتی و آزادی دسترسی به اطلاعات فرصت­های زیادی پیش می­آید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 13:27  توسط کتابدار پارسی  | 

دانشگاه شانگهای جیاو تانگ (Shanghai Jiao Tong University) از سال ۲۰۰۳ اقدام به رتبه بندی دانشگاه ها در سطح جهان، قاره و کشور می­نماید. این رتبه بندی بر مبنای روش­های علم­سنجی و شاخص­های کمّی است. شاخص­های رتبه بندی موردنظر عبارتند از (سطح آموزش دانشگاه­ها، سطح اعضای هیأت علمی دانشگاه­ها، تولیدات علمی دانشگاه­ها و اندازه دانشگاه­ها) (نگاه شود به جدول زیر).

 

Criteria

Indicator

Code

Weight

Quality of Education

Alumni of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals

Alumni

10%

Quality of Faculty

Staff of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals

Award

20%

Highly cited researchers in 21 broad subject categories

HiCi

20%

Research Output

Articles published in Nature and Science*

N&S

20%

Articles in Science Citation Index-expanded, Social Science Citation Index

SCI

20%

Size of Institution

Academic performance with respect to the size of an institution

Size

10%

Total

 

 

100%

 
   در اغلب کشورهای جهان، دانشگاه هایی که در این رتبه بندی جایگاهی ندارند، به انتقاد از آن می­پردازند. با این حال، این هم خط کش دیگری است برای ارزیابی اعتبار و رتبه دانشگاه­های جهان. همان­گونه که در پژوهشی در سال گذشته اشاره شد "میزان مقاله های منتشر شده توسط متخصصان یک حوزه علمی شاخصی كمّی است که برای ارزیابی، مقایسه و رتبه بندی آن حوزه علمی در سطح ملی یا برای مقایسه حوزه های علمی مختلف در سطح بین المللی به کار گرفته می‌شود. این شاخص کمّی نشان‌دهنده‌ فراوانی تعداد پژوهش‌ها و مقاله های نوشته شده توسط متخصصان یک حوزه علمی است كه در طول یک دوره‌ زمانی مشخص انجام شده است. باید خاطر نشان کرد که میزان انتشارات یک دانشگاه یا یک کشور در رتبه بندی علمی آن دانشگاه یا کشور در سطح جهان تأثیر اساسی دارد. این یکی از دلایلی است که دانشگاه‌های ایران نتوانسته اند در بین ۵۰۰ دانشگاه برتر جهان جایگاهی داشته باشند. این شاخص ۲۰ امتیاز به خود اختصاص داده است و شاخص دیگر یعنی قرار گرفتن آثار پژوهشگران یک دانشگاه در بین آثار پُراستناد نیز ۲۰ امتیاز به خود اختصاص داده است. لذا می­توان نتیجه گرفت که میزان انتشارات و کیفیت انتشارات ۴۰ درصد امتیازها را به خود اختصاص داده‌اند (نوروزی و علیمحمدی، ۱۳۸۵).

   جالب است که از بین دانشگاه­های قاره آسیا، هفت دانشگاه آن اسراییلی و یک دانشگاه ترکیه ای است و بقیه ژاپنی، چینی، استرالیایی و جنوب شرق آسیایی هستند. براستی چرا اَبَردانشگاه­های ایرانی مانند دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی شریف نتوانسته اند در جهان جایگاهی داشته باشند؟ جواب آن شاید تا حدی روشن باشد. چند پرسش ساده: دانشگاه تهران و صنعتی شریف چند هزار عضو هیات علمی دارند؟ با یقین می­توان گفت که هر دانشگاه بالای ۱۵۰۰ عضو هیأت علمی دارد. حال هر دانشگاه چند هزار دانشجوی دکترا دارد؟ به طور حتم، بالای هزار دانشجوی دکترا؟ پرسش بعد این است که هر دانشگاه در سال چند هزار مقاله بین المللی در مجله های معتبر جهانی منتشر می­کند؟ اگر به طور میانگین هر دانشگاه حداقل ۱۵۰۰ عضو هیات علمی و ۵۰۰ دانشجوی دکترا داشته باشد، مجموع آن برابر است با ۲۰۰۰. انتظار می­رود که هر عضو هیأت علمی و هر دانشجوی دکترا سالی حداقل یک مقاله بین المللی داشته باشند؟؟؟ جالب است که دانشگاه تهران در طی ده سال گذشته کمتر از ۳۰۰۰ مقاله بین المللی داشته است. در حالی که انتظار می­رود که حداقل سالی ۲۰۰۰ مقاله علمی داشته باشد و در ده سال باید حداقل بیست هزار مقاله علمی منتشر کرده باشد؟؟؟ البته دانشگاه تهران فقط به عنوان نمونه ذکر می­شود و نگارنده دوست دارد که دانشگاه تهران به نام ایران جایگاهی در سطح جهان داشته باشد.

بحث و نتیجه گیری

   به راحتی می­توان فهمید که نظام آموزشی و پژوهشی این کشور بیمار است. دولت باید بودجه در اختیار دانشگاه­ها قرار دهد و به دانشگاه­ها اختیارات بیشتری اعطا نماید؛ دانشگاه­ها باید مجهز به فناوری­های اطلاعاتی و ارتباطی نوین باشند؛ دانشگاه­ها باید اساتید را موظف به یادگیری زبان انگلیسی نمایند و به طبع آن اساتید بایستی موظف به انتشار مقاله علمی و معتبر به زبان انگلیسی به نام دانشگاه­های محل خدمت خود باشند. دانشجویان دکترایی که حداقل دو مقاله در دوران تحصیل خود منتشر نکرده باشند، اجازه دفاع نداشته باشند. شاید این یکی از دلایلی باشد تا بزرگانی که در مجله های خارجی مقاله علمی ندارند به انتقاد شدید از نمایه های استنادی علوم و پایگاه آی.اس.آی بپردازند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 0:48  توسط کتابدار پارسی  | 

از ابتدای راه اندازی نمایه استنادی علوم توسط شرکت آی.اس.آی (تامپسون علمی) انتقادهای زیادی در مورد تعصب زبانی مبتنی بر زبان انگلیسی و دامنه پوشش مجله ها مطرح شده و می شود.  البته شرکت تامپسون علمی همواره گفته است که به خاطر هزینه بر بودن نمایه سازی و چکیده نویسی مجله های علمی قادر به پوشش کل زبان ها و کل مجله های جهان نیست. جوابی که به نظر منطقی می رسد. برای نمونه کتابخانه منطقه ای علوم و فناوری شیراز و جهاد دانشگاهی هر یک پایگاهی برای پوشش مجله های پارسی زبان راه اندازی کرده اند که فقط به مجله های تأیید شده توسط وزارت علوم و وزارت بهداشت اقدام می کنند. جهاد دانشگاهی چکیده مقاله ها و حتی اخیراً متن کامل برخی مجله ها را هم به نمایه خود اضافه کرده است، ولی کتابخانه منطقه ای چکیده ها را اضافه نمی کند. نگاهی به این دو پایگاه نشان می دهد که هر یک مشکلات ویژه خود را دارند.

 شرکت های نمایه سازی و طراحان پایگاه های اطلاعاتی معمولاً معیارهای زیادی در گزینش و نمایه سازی یک مجله در نظر می گیرند. البته اگر بخواهیم عادلانه قضاوت کنیم سطح مجله های نمایه شده توسط شرکت تامسپون یا آی.اس.آی. بالاست و برخی از آنها واقعاً جزو مجله های دسته نخست و منبع اصلی اطلاعات در رشته خود هستند.  بزرگترین مشکلی که بارها خود آی.اس.آی مطرح کرده استفاده از نمایه های استنادی برای ارزیابی و ارتقای سطح پژوهشگران و اساتید است. البته این که باید در مجله های معتبر مقاله چاپ کرد، به خودی خود بد نیست، ولی باید به مجله های در حال رشد هم توجه کرد و در سایر مجله هایی که به هر دلیلی نمایه سازی نمی شوند نیز توجه کرد. برای اندازه گیری هر چیزی به یک خط کش یا یک شاخص برای ارزیابی آن نیاز است، شاخص ارزیابی علمی و سطح تولید علمی کشورها هم مبتنی بر آی.اس.آی. است. مشکل اصلی ما به عنوان یک کشور در حال توسعه این است که مجله های ملی خود را رها کرده، ساماندهی نمی کنیم و سطح علمی و چاپ آنها را ارتقاء نمی دهیم. چگونه انتظار داریم که خارجی ها به مجله های ما توجه کنند، در حالی که بسیاری از مجله های ایرانی هنوز یک وبگاه یا یک صفحه وب مخصوص خود ندارند. خبرگزاری بازتاب خبری را منتشر کرده است با عنوان "انتقاد شديد دكتر داوري از توهم توسعه علمی درکشور!" که اظهارنظرهای زیادی را به دنبال داشته است. در نهایت باز هم سخن گارفیلد که در مقدمه شماره اول مجله علم سنجی منتشر شده است تکرار می کنم: هدف از نمایه های استنادی تسهیل دسترسی به اطلاعات علمی و بازیابی اطلاعات است نه علم سنجی و ارزیابی کشورها، دانشگاه ها و پژوهشگران. همانطور که یوجین گارفیلد بارها گفته است، هنگام استفاده از نمایه های استنادی آی.اس.آی و سایر نمایه ها برای تحلیل استنادی و ارزیابی باید به یک نکته مهم توجه کرد:

 

Citation analysis should never be used as a mechanical replacement for careful human judgment. Citation data are not meant to replace informed peer review. Even for statistical studies, where individual citation errors may not be significant, we should be aware of problems of citation indexes, such as Web of Knowledge and Scopus. There are many factors outside Thompson Scientific's control which can cause problems in interpreting citation data, especially if you are using data to obtain impressions about individuals.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 19:16  توسط کتابدار پارسی  | 

  اولین همايش سراسری علم سنجی در علوم پزشکی

محورهای همایش:

- تاریخچه و مبانی نظری در کتاب سنجی، علم سنجی، اطلاع سنجی و وب سنجی

- عوامل موثر بر تولید علم درحوزه علوم پزشکی (محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی)

- مشارکت در تولید علم در حوزه علوم پزشکی (محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی)

- سنجش تولید علم در حوزه علوم پزشکی ( محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی)

- شاخصهای کتاب سنجی، علم سنجی، اطلاع سنجی و وب سنجی

- چالشهای کتاب سنجی، علم سنجی، اطلاع سنجی و وب سنجی در ایران

- پیشرفتهای نوین در کتاب سنجی، علمی سنجی، اطلاع سنجی و وب سنجی

- جایگاه کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی پزشکی در تولید علم

- تاثیر علم سنجی بر فراهم آوری منابع اطلاعاتی پزشکی

- تحلیل استنادی و پیوندی در منابع اطلاعاتی علوم پزشکی

علم سنجی؛ تولید علم؛ دسترسی آزاد (Open Access)

علم سنجی؛ بین رشته ای ها؛ چند رشته ای ها

 قوانین و مدلهای ریاضی در علم سنجی و تولید علمی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 16:42  توسط کتابدار پارسی  | 

موسسه اطلاعات علمی آمریکا طرح جدیدی موسوم به شاخص­های اساسی علوم راه­اندازی کرده است که بر اساس آن به رتبه­بندی و ارزیابی آثار علمی کشورهای مختلف جهان بر اساس تعداد مقاله­های منتشر شده و تعداد استنادهای دریافتی به مقاله­های هر کشور می­پردازد. بر اساس داده های گردآوری شده از پایگاه پیش­گفته در تاریخ ۳ فروردین ۱۳۸۵، از لحاظ تعداد مقاله­های منتشر شده در پایگاه نمایه­های استنادی (در فاصله زمانی۱ ژانویه ۱۹۹۵ تا ۳۱ دسامبر ۲۰۰۵)، ایران با ۱۹۲۳۶ مقاله در جایگاه ۴۴ در جهان قرار داشت. البته به لحاظ تعداد استنادهای دریافتی به مقاله­های علمی با ۵۵۰۸۶ استناد، ایران در جایگاه ۵۰ در جهان قرار داشت. در همان تاریخ مصر در جایگاه ۴۰ جهان قرار داشت و ۷۶۰۰ مقاله بیشتر از ایران داشت.  

 رتبه

کشور

تعداد مقاله

تعداد استناد

تعداد استناد به

نسبت هر مقاله

40

Egypt

26,836

87,139

3.25

44

Iran

19,236

55,086

2.86

اما بر اساس آخرین آمار برگرفته شده از همان پایگاه، از لحاظ تعداد مقاله­های منتشر شده در پایگاه نمایه­های استنادی (در فاصله زمانی ۱ ژانویه ۱۹۹۷ تا ۳۰ آوریل ۲۰۰۷ )، ایران با ۲۶۴۹۳ مقاله در جایگاه ۴۱ در جهان قرار دارد. البته به لحاظ تعداد استنادهای دریافتی به مقاله­های علمی با ۸۱۱۵۳ استناد، ایران در جایگاه ۴۸ در جهان قرار دارد و این داده­ها نشان­دهنده افزایش میزان مقاله های علمی ایران و میزان استناد به آثار ایرانی است. در عین حال فاصله میزان تولید علمی ایران با مصر بسیار کمتر شده است به طوری که مصر اکنون فقط ۲۵۳ مقاله از ایران بیشتر دارد. بنابراین در فاصله زمانی اندکی می­توان از سد مصر هم گذشت به شرطی که پژوهشگران ایرانی و دولت ایران توجه بیشتری به پژوهش و دانش نمایند. مقایسه این آمارها نشان­دهنده این است که در سال­های اخیر میزان توجه به انتشار مقاله در مجله­های خارجی بیشتر شده و هر چه از زمان جنگ خانمان سوز عراق با پشتیبانی دولت­های سلطه­جوی غرب می­گذرد میزان تولید علمی ایران بیشتر و سطح علمی ایران بهتر شده است.

 رتبه

کشور

تعداد مقاله

تعداد استناد

تعداد استناد به

نسبت هر مقاله

40

Egypt

26,746

93,541

3.50

41

Iran

26,493

81,153

3.06

 رتبه بندی حوزه های علمی مختلف بر اساس میزان مقاله ها

 

 Rank

Field

Papers

Citations

Citations Per Paper

1

Chemistry

7,852

34,848

4.44

2

Engineering

4,074

8,486

2.08

3

Clinical Medicine

2,761

8,024

2.91

4

Physics

2,500

9,732

3.89

5

Plant & Animal Science

1,480

2,450

1.66

6

Materials Science

1,401

2,690

1.92

7

Mathematics

995

1,066

1.07

8

Biology & Biochemistry

745

1,998

2.68

9

Pharmacology & Toxicology

721

2,870

3.98

10

Computer Science

629

521

0.83

11

Geosciences

597

1,267

2.12

12

Agricultural Sciences

590

1,446

2.45

13

Neuroscience & Behavior

396

1,420

3.59

14

Environment/Ecology

381

951

2.50

15

Social Sciences, General

289

281

0.97

16

Multidisciplinary

212

27

0.13

17

Immunology

186

699

3.76

18

Molecular Biology & Genetics

184

856

4.65

19

Psychiatry/Psychology

161

669

4.16

20

Microbiology

149

473

3.17

21

Space Science

148

334

2.26

22

Economics & Business

42

45

1.07

 

All Fields*

26,493

81,153

3.06

 

منابع

ISI (2007). Essential Science Indicators, updated on July 1, 2007 to cover a ten-year plus four-month period, January 1, 1997-April 30, 2007.

ISI (2006). Essential Science Indicators, updated on March 1, 2006 to cover an eleven-year period, January 1, 1995 - December 31, 2005.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 0:21  توسط کتابدار پارسی  | 

بر اساس میزان تولید مقاله­های علمی موجود در پایگاه اطلاعاتی نمایه­های استنادی علوم (آی.اس.آی)، دانشگاه تهران در رتبه ۸۸۱ جهان قرار دارد. پرسشی که پیش می­آید این است که چرا سطح تولید علمی دانشگاه تهران در مقایسه با دانشگاه­های تازه راه­اندازی شده برخی کشورهای غربی پایین است؟ جوابش ساده است. معاونت پژوهشی دانشگاه تهران باید اساتید و پژوهشگران را تشویق کند که حداقل سالی یک مقاله در مجله­های بین­المللی داشته باشند؛ در غیر این­صورت رتبه علمی آنها بالا نخواهد رفت.

 

Rank

Institution

Papers

Citations

Citations Per Paper

1

Russian Acad Sci

116,879

414,301

3.54

2

Chinese Acad Sci

97,672

438,722

4.49

3

Univ Texas

90,195

1,504,625

16.68

4

Harvard Univ

88,327

2,305,986

26.11

5

Max Planck Society

67,302

1,172,711

17.42

6

Univ Tokyo

66,137

796,663

12.05

7

Univ Washington

51,076

979,675

19.18

8

Univ Calif Los Angeles

50,915

884,939

17.38

9

Univ Illinois

50,832

593,003

11.67

10

Univ Michigan

50,437

799,956

15.86

 

 

 

 

 

881

Univ Teheran

2,825

7,909

2.80

1032

Sharif Univ Technol

2,234

6,694

3.00

1412

Tehran Univ Med Sci

1,321

4,030

3.05

  بر اساس میزان استناد به مقاله های علمی، دانشگاه تهران در رتبه ۱۸۹۲ جهان قرار دارد. این رتبه خیلی خوبی نیست و جا داشت که جایگاه دانشگاه تهران به عنوان اَبَردانشگاه ایران بهتر از این بود. البته باید توجه داشت که دانشگاه تهران فقط مجموعه ای از ساختمان­هاست که نام آنها دانشکده است؛ اما این ما (دولت، اساتید، پژوهشگران و دانشجویان) هستیم که به دانشگاه تهران اعتبار و جایگاه می­دهیم. اگر دولت بودجه ندهد، اساتید هم کار پژوهشی نمی­کنند، اگر اساتید هم کار پژوهشی نکنند، دانشجویان چیز تازه­ای نمی­آموزند و سرانجام دانشگاه تهران پویا نخواهد بود. بسیاری از دانشگاه­هایی که در جدول زیر نام آنها آمده برای این به آنها بیشتر استناد می­شود که حضور بسیار خوبی در محیط وب دارند. دانشگاه­های آمریکایی دارای واسپارگاه و آرشیو مقاله­های منتشر شده به نام دانشگاه به صورت دسترسی آزاد روی وبگاه دانشگاه هستند و متن کامل پایان­نامه­ها و طرح­های پژوهشی دانشگاه را روی وبگاه می­گذارند. در نتیجه، میزان استناد به آنها بالا می­رود، در حالی که هنوز اساتید و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران یک صفحه وب شخصی در وبگاه دانشگاه تهران ندارند. نتیجه اش همین است که دانشگاه تهران جایگاه جهانی در خور نام خود کسب نمی­کند.

 

 Rank

Institution

Papers

Citations

Citations Per Paper

1

Harvard Univ

88,327

2,305,986

26.11

2

Univ Texas

90,195

1,504,625

16.68

3

Max Planck Society

67,302

1,172,711

17.42

4

Johns Hopkins Univ

49,466

1,048,735

21.20

5

Stanford Univ

45,640

982,901

21.54

6

Univ Washington

51,076

979,675

19.18

7

Univ Calif Los Angeles

50,915

884,939

17.38

8

Univ Calif San Francisco

33,901

857,248

25.29

9

Univ Calif Berkeley

45,109

809,773

17.95

10

Univ Calif San Diego

38,191

803,269

21.03

 

 

 

 

 

1892

Univ Teheran

2,825

7,909

2.80

2052

Sharif Univ Technol

2,234

6,694

3.00

2562

Tehran Univ Med Sci

1,321

4,030

3.05

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 15:23  توسط کتابدار پارسی  | 

ضریب تأثیرگذاری مجله­ها، مساوی است با تعداد کل استنادهای داده شده به مقاله­های منتشر شده در یک مجله، در یک دوره زمانی معین (معمولاً دو سال) تقسیم بر تعداد کل مقاله­های  منتشر شده (اقلام قابل استناد از قبیل مقاله پژوهشی، مقاله مروری، بررسی­ها، نقدها و غیره) در همان مجله و در همان دوره. جدول زیر ضریب تأثیرگذاری مجله­های ایرانی که در پایگاه آی.اس.آی دارای ضریب تأثیرگذاری هستند. البته برخی مجله­های ایرانی که میزان استناد به آنها بالا نیست در قسمت مجله های دارای ضریب تأثیرگذاری ذکر نمی­شوند. جدول زیر شاخص تازگی و فوریت و ضریب تأثیرگذاری مجله­های ایرانی نمایه­سازی شده توسط نمایه استنادی علوم آمریکا را نشان می­دهد. نگاهی به این جدول نشان می­دهد که مجله پلیمر بیشترین استنادها را به خود جذب کرده است. اما ضریب تأثیرگذاری مجله شیمی ایران به نسبت تعداد مقاله­هایش بیشتر بوده است. در مجموع، ضریب تأثیرگذاری مجله­های ایرانی در نمایه استنادی علوم به نسبت سال ۲۰۰۵ گذشته رشد خوبی داشته است. ضریب تأثیرگذاری معیاری است كه با استفاده از آن میزان اهمیت یا كم­اهمیت بودن یك مجله تخصصی را مشخص می‌سازند.   

 

Rank

Abbreviated Journal Title
(linked to journal information)

Total Cites

Impact
Factor

Immediacy
Index

Articles

Cited
Half-life

1

J Iran Chem Soc

46

0.644

0.154

52

 

2

Iran Polym J

160

0.386

0.120

83

3.2

3

Iran J Chem Chem Eng

63

0.209

0.000

17

 

4

Iran J Sci Technol

28

0.100

 

0

 

5

Iran J Sci Technol B

8

0.064

0.000

44

 

6

Iran J Sci Technol A

5

0.041

0.000

14

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 15:8  توسط کتابدار پارسی  | 

حضور دانشمندان و پژوهشگران یک کشور در کنفرانس­های جهانی و به ویژه انگلیسی زبان از اهمیت ویژه­ای در ارتباط­ های علمی، جلب همکاری خارجی و ارائه نتایج پژوهش­های برخوردار است. پژوهشگری که در یک کنفرانس جهانی شرکت می­کند، در واقع اوضاع کشور خود را به نحوی به نمایش می­گذارد و جایگاه علمی و سطح دانش کشورش را در حوزه موضوعی کنفرانس به رخ جهانیان می­کشاند. دولت­های غربی و به ویژه انگلیس و استرالیا پژوهشگران خود را خیلی خوب حمایت مالی و معنوی می­کنند؛ به طوری که در هر کنفرانسی حداقل پنج تا ده پژوهشگر انگلیسی حضور دارند. در حالی که کشور ایران حتی امکان حضور یک پژوهشگر را در کنفرانس­های جهانی یا فراهم نمی­کند یا به سختی فراهم می­کند. همان­گونه که مطلع هستید پایگاه نمایه های استنادی علوم (آی.اس.آی)، پایگاه ویژه ای برای مجموعه مقاله های کنفرانس های بین المللی معتبر (ISI Proceedings) دارد و از سال ۲۰۰۰ به این طرف مشخصات کتابشناختی و چکیده مقاله­های کنفرانس­ها را در دسترس قرار می­دهد. یک جستجوی ساده وضعیت حضور ایران در کنفرانس­های جهانی معتبر را به خوبی نشان می­دهد. جدول ۱. تعداد مقاله های ارائه شده در کنفرانس­های جهانی توسط ایرانیان:

سال

تعداد مقاله

2007

291 تاکنون

2006

1906

2005

1933

2004

1392

2003

1079

2002

633

2001

388

2000

357

این جدول نشان می­دهد که از سال ۲۰۰۳ به این طرف میزان حضور ایران چندین برابر شده است و این نشان دهنده بالا رفتن سطح علمی ایران و فراهم کردن امکان حضور پژوهشگران ایرانی در کنفرانس­های خارجی است. البته کنفرانس­هایی هم وجود دارند که در این پایگاه نمایه سازی نمی­شوند و عدم نمایه سازی آنها در این پایگاه به معنی عدم اعتبار آنها نیست، بلکه پایگاه آی.اس.آی گزینشی عمل می­کند. با این حال، جدول پیشین شمای کلی از حضور ایران در کنفرانس­های جهانی در طی سال­های گذشته (۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶) را نشان می­دهد. جالب است بدانید که میزان شرکت پژوهشگران اسرائیلی در کنفرانس­های خارجی چندین برابر ایران است در حالی که ایران از لحاظ وسعت، جمعیت، تعداد دانشگاه­ها، تعداد اعضای هیأت علمی و ... چندین برابر اسرائیل (رژیم اشغالگر قدس) است. جدول 2. تعداد مقاله های ارائه شده در کنفرانس­های جهانی توسط اسرائیلی­ها:

سال

تعداد مقاله

2007

 636 تاکنون

2006

3044

2005

3396

2004

3645

2003

3446

2002

2583

2001

1941

2000

2033

نتیجه گیری

میزان حضور یک کشور در کنفرانس­های خارجی نشان­دهنده سطح علمی و اقتصادی آن کشور و میزان حمایت آن کشور از پژوهش و دانش است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 13:31  توسط کتابدار پارسی  | 

دانشگاه و صنعت باید با هم ارتباط دو سویه ای داشته و با هم همکاری نمایند. این ارتباط به معنى جارى شدن علم دانشگاه ها در شاهرگ های جامعه و استفاده عملی از دانش است. یعنى این كه دانشگاه ها و پژوهشگران به حل مشکلات و چالش های روزمره جامعه كمك كنند. متأسفانه در حال حاضر تنها بخش كوچكى از علم تولید شده در دانشگاه های کشور براى حل مشكلات و برآوردن نیازهای جامعه به كار گرفته مى شود. لذا دانشگاه و صنعت باید با هم هماهنگ شوند، در خدمت همدیگر و در نتیجه در خدمت جامعه باشند. البته دولت باید نقش یک رابط بین این دو باشد و ارتباط دانشگاه و صنعت را ساماندهى کند.

برای نمونه، سالانه هزاران دانشجوى دکترا و كارشناسى ارشد از دانشگاه های ایران فارغ التحصیل مى شوند و همه آنها پایان نامه و طرح پژوهشی انجام مى دهند، اما چون بخش صنعت و دولت از این ظرفیت عظیم به خوبى استفاده نمى کنند، در نتیجه پول، زمان و انرژی پژوهشگران به هدر می رود. لذا دولت باید ضلع سوم مثلث توسعه علمی و اقتصادی را تکمیل کند و همکاری خود را با دانشگاه ها و مراکز پژوهشی گسترش دهد. در واقع، دولت مانند یک خریدار است که سفارش طرح و پیشنهاد به دانشگاه ها می دهد و بعد دانشگاه ها طرح اولیه را اجرا کرده و مشکل را شناسایی می کنند و راه حل های ممکن را شناسایی کرده و بعد مرحله اجرای طرح به بخش صنعت واگذار می شود. در نتیجه، این سه بازیگر اصلی صحنه توسعه همه جانبه (دانشگاه، صنعت و دولت) باید در تمامی مراحل چرخه نوآورى و پیشرفت از بررسى و بیان مسأله پژوهش تا حل مشكل در دانشگاه، تولید كالا و خدمات توسط بخش صنعت و بازاریابى و عرضه آن توسط دولت مشارکت کامل داشته باشند.

 

       مثلث تولید دانش و توسعه اقتصادی: دانشگاه، صنعت و دولت

                 

نگارنده بر اساس تجربه خود در دانشگاه های فرانسه، پیشنهاد می کند که دانشگاه های ایران به ویژه دانشکده های فنی و علوم، لابراتوارهای تحقیقاتی خود را به شرکت ها و مراکز صنعتی اجاره دهند و یا اجازه دهند تا پژوهشگران شرکت های صنعتی، طرح های آزمایشگاهی خود را در لابراتوار دانشگاه آزمایش و اجرا کنند و بر اساس قرارداد هزینه ای به دانشگاه پرداخت نمایند. این استراتژی به سود دو طرف خواهند برد، زیرا امکان تأمین بودجه های پژوهشی و خرید لوازم آزمایشگاهی جدید برای دانشگاه ها را فراهم می نماید. در عوض شرکت ها و طرح های صنعتی در سطح ملی راحت­تر انجام می شود. در نهایت، محصول یا کالاهای تولید شده در خدمت، کشور، جامعه و دولت قرار می گیرد و موجب رشد اقتصادی کشور در سطح کلان می شود. همچنین پیشنهاد می شود که شرکت­ها، بخصوص شرکت های کوچک، سازمان­ها، نهادهای دولتی و خصوصی، طرح های پژوهشی خود را در قالب پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترا به دانشجویان واگذار نمایند؛ کاری که در کشورهای غربی رایج است. حتی در برخی موارد، طرح های پژوهشی و نیاز شرکت ها در غالب طرح های کارورزی به دانشجویان ارشد و دکترا واگذار می شود تا دانشجو در محیط خود شرکت یا سازمان، برنامه یا مشکل آن را برآورده نماید و سی درصد حقوق پایه به کارورزان داده می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:6  توسط کتابدار پارسی  | 

نگاه کنید به نقشه جهان و مشاهده کنید که کجاها علم و دانش تولید می شود؟ کدامین کشورها و دولتها برای علم و به تبع آن برای پیشرفت علمی و اقتصادی شهروندانشان ارزش قائل هستند؟ کشورهای نورانی که مثل آفتاب تموز می­درخشند کجاها هستند: آمریکا، انگلیس، کانادا، آلمان، فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال، سوئیس، سوئد، نروژ، فنلاند، دانمارک، ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور، استرالیا. بقیه کشورها هر یک فانوسی روشن کرده اند که شاید در این ظلمت و تاریکی جهان بتوانند جلو پای خود را ببیند و از دور نمی توان آنها را نظاره کرد. می­توان گفت که ایران نیز فانوسی کم­نور در تهران و ۶ شمع نیز در شهرهای اصفهان، شیراز، اهواز، مشهد، تبریز و کرمانشاه به نماد هفت هزار سال تاریخ سرزمین پرشیا روشن کرده است. به راستی با نور شمع چگونه می­توان به مقابله با نور خورشید رفت؟ مردمان چشم­هایتان را ببندید و مواظب باشید که مبادا تشعشع نور خورشید که همانا تشعشع اطلاعاتی غرب است به چشمهایتان آسیب برساند.

 

نقشه جغرافیای علمی جهان: تولیدکنندگان دانش و علم

 

Börner, Katy (2006). The Story of Science Maps. Network Science Conference, May 25th, 2006 (Indiana University, Bloomington)

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:45  توسط کتابدار پارسی  | 

در کشورهای خارجی دانشگاه های علوم پزشکی معمولاً زیر نظر وزارت علوم هستند. باید توجه داشت اگر دانشگاهی تمامی گرایش های علمی را داشته باشد توان رقابت علمی و پژوهشی آن با کشورهای خارجی بیشتر است. به عنوان نمونه، دانشگاه تهران یکی از دانشگاه های تراز اول ایران است که همه گرایش های تخصصی را دارد و در اغلب گرایش ها نیز مقاله علمی به نام این دانشگاه در مجله های خارجی کم یا زیاد منتشر شده است. حال اگر دانشکده های مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز به صورت دانشکده ای زیر نام دانشگاه تهران، مقاله های خارجی خود را منتشر کنند به طور حتم دانشگاه تهران رتبه جهانی بالاتری خواهد داشت. به عنوان مثال دانشکده های علوم پزشکی می توانند به صورت ذیل با نام دانشگاه تهران مقاله های خود را منتشر کنند:

University of Tehran, Faculty of Medicine

University of Tehran, Faculty of Dentistry

University of Tehran, Faculty of Pharmacology

این مسأله می تواند یک قرارداد میان وزارتخانه ها و به طبع میان دانشگاه ها باشد. لزومی ندارد که نام دانشگاه ها و آرم آنها عوض شود و هزینه تراشی شود؛ بلکه صرفاً در مقاله های خارجی به این صورت ذکر شود. هنگام ارزیابی علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران به راحتی می توان بر اساس نام دانشکده ها، مقاله های منتشر شده را تفکیک کرد و هر دانشگاه در سطح سازمانی به ارزیابی خود بپردازد. در اغلب شهرهای ایران، دانشگاه های پزشکی و غیرپزشکی وجود دارند. مانند:

Yazd University

Yazd University of Medical Sciences

Zanjan University

Zanjan University of Medical Sciences

Kerman University

Kerman University of Medical Sciences

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 16:20  توسط کتابدار پارسی  | 

 زلفی گل (۱۳۸۵) در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا با ارائه مثالی عینی از وضعیت موجود، بر این باور است که با یک بررسی اجمالی در مقاله های بین المللی منتشر شده توسط دانشگاه های ایران شاهد نمودهایی از بی توجهی دانشگاه ها در مدیریت پژوهش کشور هستیم به طوری که پژوهشگران دانشگاه های مختلف کشور به درج صحیح نام دنشگاه در مقاله های بین المللی توجه نداشته و آن را به گونه های مختلف می نویسند. عدم درج نام رسمی و مستند دانشگاه ها یکی از عوامل مؤثر در عدم حضور نام دانشگاه های ایران در رتبه بندی دانشگاه های برتر جهان است. بنابراین، باید نام دانشگاه ها فقط به یک شکل واحد در مقاله های خارجی نوشته شود و به عنوان یک اصل بنیادی مورد توجه اعضای هیأت علمی و پژوهشگران دانشگاه ها قرار گیرد. دکتر زلفی گل خاطر نشان می سازد که تنها راهکار رفع این مشکل این است که متولیان پژوهش در هر دانشگاه با ارسال نامه ای به تمام اعضای هیأت علمی، نام رسمی و مستند دانشگاه را ارائه دهند و برای توجه هر چه بیشتر آنها، به مقاله هایی که این مورد را رعایت کنند امتیاز داده و به متخلفان امتیازی اختصاص داده نشود.

برای نمونه، نام دانشگاه تهران در پایگاه نمایه های استنادی به صورت های مختلف آمده است:

Tehran University

University of Tehran

University of Teheran

چند روز پیش به طور تصادفی متوجه شدم که یک اشکال در خود پایگاه نمایه های استنادی (آی.اس.آی.) وجود دارد. در قسمت آدرس پژوهشگران دانشگاه تهران، نام دانشگاه تهران به صورت نادرست یعنی (Teheran) به کار برده می شود. احتمال زیاد اپراتورهای شرکت تامپسون علمی نام تهران را به صورت غلط در پایگاه خود دارند و هنگام ورود داده، آدرس پیش فرض را انتخاب می کنند. این مساله را وقتی متوجه شدم که دیدم در قسمت آدرس مقاله هایم نام دانشگاه تهران به صورت زیر به کار رفته است:

Univ Teheran, Dept Lib & Informat Sci, Tehran 14174, Iran

در حالی که من در هیچ یک از مقاله های انگلیسی تهران را اینگونه ننوشته ام! متاسفانه بیش از سه هزار مقاله دانشگاه تهران به این صورت به کار رفته است. جا دارد که دانشگاه تهران سریعاً یک نامه رسمی با امضای وزارت علوم برای شرکت تامپسون علمی بفرستد و درخواست کند تمامی مدخل ها را به صورت خودکار اصلاح کند. البته بهتر است از جنجال آفرینی سیاسی پرهیز شود، زیرا به ضرر پژوهشگران ایرانی تمام می شود!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 2:26  توسط کتابدار پارسی  | 

نکته: گاهی اوقات آثار علمی می خوانم و به نظرم جالب است، در نتیجه دوست دارم که چکیده مقاله و پیام اصلی نویسنده را با خوانندگان وبنوشت دانش شناسی تقسیم کنم.

 

تعریف واژگان

تعریف متی: متی یکی از افرادی است که کتاب مقدس انجیل را نوشته است و به آن انجیل متی گفته می شود. انجیل های چهارگانه عبارتند از: انجیل متی، مرقس، یوحنا و لوقا که هر کدام شرح مختصری از زندگانی، آموزه ها، درگذشت و زندگی دوباره حضرت عیسی مسیح (ع) بدست می دهد. اگرچه جملات و عبارات موجود در انجیل، سخنان حضرت عیسی (ع) است اما انجیل به نام متی (انجیل متی) معروف شده است.

 

مقدمه

این یادداشت بر اساس مقاله های رابرت کی مرتون (۱۹۶۸ و ۱۹۸۸) در مورد "تأثیر متی در علم" نوشته شده است. مرتون (۱۹۱۰-۲۰۰۳) متخصص جامعه شناسی علم بود.  

تأثیر متی (Matthew effect): این عبارت در حوزه های علمی گوناگون با معانی استعاری مختلف به کار رفته است. اما در حوزه جامعه شناسی علم نخستین بار توسط  مرتون به کار رفته است تا نشان دهد که چگونه دانشمندان و پژوهشگران مشهور در مقایسه با دانشمندان و پژوهشگران ناشناخته، اعتبار و شهرت کسب می کنند، حتی اگر آثار آنها مشابه آثار افرادی باشد که ناشناخته هستند. به دیگر سخن، مرتون نشان می دهد پژوهشگرانی که در حال حاضر مشهور هستند بیشترین اعتبار را کسب می کنند. برای نمونه، اگر یک کار پژوهشی مشترک توسط یک گروه انجام شود، جایزه نوبل و یا سایر جوایز بین المللی به طور معمول به فردی داده می شود که بیشتر از سایرین مشهور است حتی اگر تمام کار علمی و پژوهشی توسط یک دانشجو انجام شده باشد. گاهی اوقات حتی اگر فرد مشهور، نویسنده آخر مقاله باشد، اما چون مشهور است ایده اصلی به نام او تمام می شود. البته گاهی حضور یک فرد مشهور در جمع نویسندگان یک اثر موجب مشهور شدن و پذیرفته شدن اثر و ایده توسط جامعه می شود.

برای نمونه، آلبرت شاتز، دانشجوی دانشگاه راجرز آمریکا در سال ۱۹۴۳، کاشف آنتی بیوتیک استرپتومايسين (Streptomycin) بود اما جایزه نوبل پزشکی به استاد راهنمای وی یعنی (Selman Waksman) داده شد. گاهی اوقات اگر کار علمی توسط یک خانم و آقا انجام شده باشد، جایزه برنده شده به آقا داده می شود. به همین دلیل مارگارت روزیتر (Margaret W. Rossiter)، کارشناس تاریخ علم، نیز به انتقاد این نوع برخورد با خانم ها پرداخت.

به طور خلاصه می توان گفت که "تأثیر متی" دلالت بر این دارد که چون حرف آخر را یک فرد مشهور، که همان متی باشد، بیان کرده در نتیجه باید به نام او تمام شود. گاهی این حرف آخر فقط شامل نقطه ای یا خطی است.

 

بحث و نتیجه گیری

تأثیر متی بیانگر نابرابری علمی است و نشان می دهد که پژوهشگران جوان و ناشناخته کمترین میزان توجه و استناد به آثار علمی آنها می شود و حال آنکه پژوهشگران مشهور بیشترین استناد را دریافت می کنند. نباید اجازه داد که تأثیر متی در حوزه های علمی پذیرفته شود. وقتی که پایان نامه ای، اثری علمی یا مقاله ای توسط یک دانشجو یا یک پژوهشگر جوان انجام می شود نباید اجازه داد تا فردی که حداقل فعالیت را داشته و مشهور است نویسنده نخست قرار گیرد مگر این که واقعاً بیشترین فعالیت را در انجام پژوهش داشته باشد و ایده های اصلی از آن او باشد. برای نمونه، برخی از دانشگاه های کشور، به دانشجویان دکترا و کارشناسی ارشد دیکته می کنند که هنگام انتشار مقاله برگرفته شده از پایان نامه باید اسم استاد راهنما نخست قرار گیرد. اگر استاد راهنمایی که حتی یک ساعت برای دانشجو وقت نگذاشته که مقاله را از ابتدا تا انتها بخواند چرا باید نام او به عنوان نویسنده نخست قرار گیرد؟ و ایده به نام او تمام شود.

     

 

منابع

Robert K. Merton (1968, 1988).

The Matthew Effect in Science I

The Matthew Effect in Science II 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 0:14  توسط کتابدار پارسی  | 

مقدمه

در این یادداشت نخست نگاهی خواهیم داشت به گفته های قصار مقامات عالی رتبه در مود آی اس آی و بعد به تعریف و انتقاد علمی پرداخته می شود. روزنامه ایران مقاله ای منتشر کرده است با عنوان زیر که سر تا پا پُر از اشکال علمی و فنی است. "ممانعت غرب از چاپ مقالات ايرانى در مجلات علمى به زيان جهان تمام مى شود" به نظر من واقعاً جهان ضرر می کند زیرا در بهترین حالت جامعه علمی ایران، پژوهش انجام می دهد و بعد نتایج آن را در مجله های خارجی و اغلب آمریکایی منتشر می کند که حتی خود نویسندگان و دانشگاه های ایرانی به آنها دسترسی ندارند. بنابراین، عدم انتشار مقاله های ایران به ضرر جهان است، نه به ضرر ایران!

دكتر محمد توكل، دبير كل كميسيون ملى يونسكو در ايران،  گفته است: "در چند سال اخير بسيارى از دانشمندان ايرانى مقالات علمى خود را براى چاپ به مؤسسه ISI فرستاده اند ولى اين مؤسسه با تبعيض علمى، مقالات دانشمندان ايرانى را چاپ نكرده، در حالى كه بسيارى از مقالات برگشت خورده با آمارها و شاخص هاى ISI مطابقت داشته است. ... وى با اشاره به اين كه چاپ مقالات علمى در مؤسسه اطلاعات علمى (ISI) يكى از مهم ترين ملاك هاى توليد علم هر كشور است. ... به گفته او تركيه در كشورهاى آسيايى [خاورمیانه] بيشترين مقالات ارسالى و چاپ شده را در ISI دارد و ايران و عربستان سعودى در رتبه هاى بعدى قرار دارند." نباید فراموش کرد که تعداد مقاله های اسرائیل غاصب چهار برابر ایران و تقریباً یک و نیم برابر ترکیه است.

 منصور كبگانيان، معاون پژوهشى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى با تأكيد بر فشارهاى جامعه جهانى بر روى توليد علم در ايران گفته است: "مقالات دانشمندان ايرانى با مشكلات ويژه اى در مؤسسه ISI چاپ مى شود، اما اين موضوع تنها براى كشور ما نيست بلكه كشورهاى مختلفى دچار اين موارد هستند. وى با اشاره به اين كه موضوع چاپ مقالات دانشمندان ايرانى به علت فشار و مسائل سياسى كاهش يافته است."

"معاون پژوهشى وزارت علوم در عين حال بر خلاف گفته دكتر توكل، مدعى است كه هيچ گونه مشكلى براى چاپ مقالات دانشمندان ايرانى در مؤسسه ISI وجود ندارد و دانشمندانى كه مقالاتشان در حد استانداردهاى ISI باشد، مى توانند مقاله خود را در اين مؤسسه علمى چاپ كنند."

 

تعریف آی اس آی یا تامپسون علمی

Institute for Scientific Information (ISI)

آی اس آی سرنام موسسه اطلاعات علمی، آمریکا است که توسط یوجین گارفیلد در سال 1960 راه اندازی شد و هدف اصلی آن گردآوری چکیده مقاله های علمی منتشر شده در مجله های بین المللی است. این مؤسسه،  برخلاف گفتمان رایج در ایران، یک ناشر نیست بلکه فقط چکیده مقاله های موجود در مجله های علمی منتشر شده توسط ناشران را گردآوری  و نمایه سازی می کند و هیچ دخالتی در نشر مقاله ها ندارد. این مؤسسه، پایگاه نمایه های استنادی در حوزه های علوم، علوم اجتماعی، علوم انسانی و هنر را راه اندازی کرده و روزآمد می کند. برای نمایه سازی یک مجله در این نمایه ها معیارهای خاصی در نظر گرفته می شود که بسیاری از مجله های ایرانی به خاطر این که در وهله اول به زبان پارسی نوشته می شوند و از لحاظ محتوا و تعداد خوانندگان بین المللی نیستند، لذا اجازه ورود به این پایگاه را ندارند. برخی مجله ها چکیده مقاله ها را به زبان انگلیسی منتشر می کنند اما چون چکیده مقاله ها ساختارمند نیست و از لحاظ علمی و میزان استناد به آثار بین المللی ضعیف هستند در نتیجه وارد این پایگاه نمی شوند. گاهی یک مجله وارد این نمایه ها می شود اما بعد از چند سال به خاطر پایین آمدن سطح علمی آن از پایگاه خارج می شود. این مؤسسه بعدها توسط شرکت تامپسون خریداری شد و اکنون نام آن تامپسون علمی (Thomson Scientific) است.

 

نتیجه گیری

به نظر می رسد که در کشور ما همه چیز از روزنه سیاست خارجی و داخلی دیده می شود و علم از سیاست جدا نیست! روش بدی نیست که ما ایرانی ها گناه کم کاری های خود را همیشه به گردن غرب و شرق بیندازیم. اما بد نیست که دولت ها توجه بیشتری به پژوهش داشته باشند و بودجه های پژوهشی را گسترش دهند و بعد به بهره برداری از دستاوردهای خود بنشینند. برای نمونه، نگاهی به جدول زیر نشان می دهد که از سال ۱۹۹۸ به بعد تعداد مقاله های ایران در نمایه های استنادی رشد بهتری داشته است هر چند که این رشد در قیاس با برخی کشورهای دیگر قابل توجه نیست.

تعداد مقاله های منتشر شده توسط ایران در پایگاه نمایه های استنادی (Web.of.Science) از سال ۱۹۹۰ تا اوایل سال ۲۰۰۷ در جدول زیر نشان داده شده است. باید توجه داشت که در این جستجو در مقابل سال انتشار (PUBLICATION YEAR) سال های مورد نظر و در مقابل آدرس (ADDRESS) کلمه ایران(*Iran)با علامت ستاره گذاشته شد تا اگر جایی ایرانین به کار رفته بود هم بازیابی شود. باید توجه داشت که اطلاعات سال ۲۰۰۷ هنوز کامل نیست زیرا در ابتدای سال هستیم. در مجموع، رشد علمی ایران مثبت بوده است ولی تلاش بیشتری لازم است.

تعداد مقاله

سال

729

2007

6,817

2006

5,398

2005

4,184

2004

3,279

2003

2,453

2002

1,800

2001

1,471

2000

1,187

1999

1,046

1998

738

1997

611

1996

493

1995

393

1994

335

1993

257

1992

235

1991

188

1990

باید توجه داشت که هدف از انتشار یک مجله ورود به پایگاه نمایه های تامپسون علمی نیست، بلکه هدف باید اشاعه اطلاعات و اندیشه در یک حوزه علمی ویژه باشد. به دیگر سخن، یک مجله باید گسترش دهنده یک مکتب فکری (School of thought) خاص یا یک مدرسه تفکر باشد.

منبع

ممانعت غرب از چاپ مقالات ايرانى در مجلات علمى به زيان جهان تمام مى شود. ایران، دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۵ - ۸ صفر ۱۴۲۸.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 23:47  توسط کتابدار پارسی  | 

دانش آموزی ایرانی پرسشی مطرح کرده است که آیا میزان تولید علم در حوزه علوم کاربردی بیشتر است یا در حوزه علوم محض؟  به دیگر سخن، ما باید روی کدام یک از این حوزه ها بیشتر سرمایه گذاری کنیم. برای پاسخ به پرسش ایشان داده های اولیه از موسسه اطلاعات آمریکا (آی اس آی)، شاخص های اساسی علم گردآوری شد. بر اساس داده های موجود در جدول زیر به پرسش ایشان پاسخ داده می شود. جدول زیر میزان تولید علم کشورهای آمریکا، انگلیس، کانادا، استرالیا و ایران در طی ده سال گذشته به تفکیک رشته را نشان می دهد.

جدول و تصویر زیر نشان می دهد که کشورهای پیش گفته به استثنای ایران، روی حوزه های علمی مختلف سرمایه گذاری می کنند. هرچند برخی حوزه ها به تناسب کشور خاص کمتر یا بیشتر به آن پرداخته شده است. برای نمونه، در حوزه های پزشکی، شیمی، فیزیک، زیست شناسی، علوم اجتماعی، علوم جانورشناسی و گیاهشناسی بیشتر از سایر حوزه ها سرمایه گذاری شده است و بیشتر از سایر حوزه ها، مقاله علمی منتشر شده است.کشورهای پیش گفته روی پزشکی بیشتر از سایر حوزه ها سرمایه گذاری کرده اند و بیشترین مقاله در حوزه پزشکی منتشر کرده اند، اما ایران بیشتر روی حوزه شیمی سرمایه گذاری کرده است.نکته جالب دیگر این است که این کشورها در حوزه های علوم اجتماعی و علوم اقتصاد و بازرگانی بیشتر از حوزه های علوم مواد، رایانه، ریاضیات، علوم فضا، کشاورزی و غیره سرمایه گذاری کرده اند در حالی که ایران در حوزه علوم اجتماعی و علوم اقتصاد و بازرگانی در سطح بین المللی چندان سرمایه گذاری نکرده است و سطح انتشارات ایران در این حوزه ها در سطح بین الملی بسیار ضعیف است. بنابراین شاید یکی از مشکلات اقتصادی ایران ناشی از فقدان پژوهش ها و انتشارات کافی در حوزه اقتصاد و بازرگانی است. در واقع، این اقتصاددانان هستند که می گویند روی کدامین حوزه بیشتر سرمایه گذاری کنید. لذا می توان گفت که ایران در حوزه علم اقتصاد و نظریه های اقتصادی که بتواند تحول ساز و صنعتی محور باشد بسیار ضعیف است. برای نمونه، این اقتصاددانان هستند که بر اساس پژوهش می گویند که کشور باید به سمت دانش محوری، علم محوری و جامعه اطلاعاتی پیش رود تا توسعه یابد و باید کشور کمتر به مسائل کشاورزی بپردازد. جدول پیش نشان می دهد که کشورها صنعتی جهان اول روی حوزه کشاورزی به نسبت سایر حوزه ها چندان سرمایه گذاری نمی کنند.

بر اساس پژوهش دیگری در مورد میزان تولید علم ایران باید گفت که ایران از یک مارس ۲۰۰۶ تا یک ژانویه ۲۰۰۷ فقط ۴۴۵۷ مقاله علمی منتشر کرده است و اگر این روند به همین صورت ادامه پیدا کند و به فرض ما سالی ۵ هزار مقاله علمی منتشر کنیم، ۱۲۶ سال نیاز است تا ما به سطح انتشارات علمی انگلیس، ۷۳ سال تا به سطح انتشارات کانادا و ۴۴ سال برای رسیدن به سطح انتشارات استرالیا در اول ژانویه امسال برسیم، ارقامی که در جدول  بیان شده است.

نتیجه گیری

در نتیجه، ما باید نخست روی حوزه های حساس و مهم مانند علوم اقتصاد و بازرگانی بیشتر سرمایه گذاری کنیم و میزان پژوهش های اقتصادی را چند صد برابر کنیم تا به نظریه های اقتصادی درست و حسابی دست پیدا کنیم، که خود اساس توسعه سایر حوزه هاست و کشور بتواند به جرگه کشورهای توسعه یافته دست یابد. در جواب به پرسش پیش گفته، بر اساس تجربه این کشورها می توان گفت که نمی توان و نباید روی یک حوزه علمی خاص سرمایه گذاری کرد و باید توسعه علمی همه جانبه باشد. باید نگرش سیستمی داشت و همانگونه که جدول نشان می دهد ضعف پژوهش در حوزه اقتصاد کشور را فلج کرده است. البته هر کشوری در سطح خُرد نیازهای علمی خاص خود دارد که باید به این مساله هم توجه داشت. مثلا استرالیا بعد از پزشکی در حوزه علوم گیاهشناسی و جانورشناسی بیشتر از سایر حوزه ها سرمایه گذاری کرده است و این بستگی به شرایط جغرافیایی و اقتصادی استرالیا دارد که روی حیوانات مثلاً گوسفند مرینوس خیلی سرمایه گذاری کرده است. نکته آخر اینکه حوزه های علمی محض تحول ساز در اقتصاد نیستند و درآمدزا نیستند. بنابراین باید در سطح لازم روی این حوزه ها سرمایه گذاری کرد.

نکته آخر این که در شکل زیر اطلاعات آمریکا حذف شد تا ایران بتواند روی شکل بیاید. زیرا فاصله آماری زیاد بود.

 

منبع

Essential Science Indicators was updated on January 1, 2007 to cover a ten-year plus ten-month period, January 1, 1996-October 31, 2006

Field

USA

England

Canada

Australia

Iran

Clinical Medicine

679,975

160,433

79,477

53,120

2,414

Chemistry

221,767

58,107

31,290

17,094

7,201

Physics

212,657

53,998

23,726

14,502

2,269

Biology & Biochemistry

205,803

41,725

25,897

14,449

676

Engineering

194,328

44,884

30,328

15,765

3,552

Social Sciences, General

186,224

38,822

19,344

13,832

187

Plant & Animal Science

150,507

30,269

31,166

24,702

1,361

Neuroscience & Behavior

120,537

23,288

17,840

6,857

341

Molecular Biology & Genetics

117,269

22,732

13,386

6,423

159

Psychiatry/Psychology

116,389

21,939

15,472

9,322

147

Geosciences

82,323

22,281

17,684

11,776

521

Environment/Ecology

77,064

15,996

16,297

10,265

337

Materials Science

70,825

21,014

10,676

6,620

1,209

Computer Science

68,936

15,092

10,172

6,154

566

Economics & Business

64,164

15,926

7,565

4,832

38

Mathematics

64,031

10,965

11,042

5,828

905

Immunology

53,922

11,214

5,169

4,488

171

Space Science

53,209

14,591

5,029

4,642

133

Microbiology

51,682

12,095

6,000

4,540

125

Pharmacology & Toxicology

48,394

11,407

6,088

3,602

666

Agricultural Sciences

40,016

7,752

7,309

6,886

528

Multidisciplinary

5,195

1,171

389