ضریب تأثیرگذاری مجلهها، مساوی است با تعداد کل استنادهای داده شده به مقالههای منتشر شده در یک مجله، در یک دوره زمانی معین (معمولاً دو سال) تقسیم بر تعداد کل مقالههای منتشر شده (اقلام قابل استناد از قبیل مقاله پژوهشی، مقاله مروری، بررسیها، نقدها و غیره) در همان مجله و در همان دوره. جدول زیر ضریب تأثیرگذاری مجلههای ایرانی که در پایگاه آی.اس.آی دارای ضریب تأثیرگذاری هستند. البته برخی مجلههای ایرانی که میزان استناد به آنها بالا نیست در قسمت مجله های دارای ضریب تأثیرگذاری ذکر نمیشوند. جدول زیر شاخص تازگی و فوریت و ضریب تأثیرگذاری مجلههای ایرانی نمایهسازی شده توسط نمایه استنادی علوم آمریکا را نشان میدهد. نگاهی به این جدول نشان میدهد که مجله پلیمر بیشترین استنادها را به خود جذب کرده است. اما ضریب تأثیرگذاری مجله انجمن شیمی ایران به نسبت تعداد مقالههایش بیشتر بوده است. در مجموع، ضریب تأثیرگذاری مجلههای ایرانی به ویژه مجله انجمن شیمی ایران در نمایه استنادی علوم به نسبت سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ گذشته رشد خوبی داشته است. ضریب تأثیرگذاری معیاری است كه با استفاده از آن میزان اهمیت یا كماهمیت بودن یك مجله تخصصی را مشخص میسازند.
|
Abbreviated Journal Title |
Total Cites |
Impact |
Immediacy |
Articles |
Cited |
|
J IRAN CHEM SOC |
159 |
1.389 |
0.273 |
55 |
1.9 |
|
IRAN POLYM J |
235 |
0.573 |
0.041 |
74 |
2.9 |
|
IRAN J CHEM CHEM ENG |
74 |
0.254 |
0.000 |
58 |
- |
|
DARU |
45 |
0.250 |
0.000 |
40 |
- |
|
IRAN J SCI TECHNOL B |
16 |
0.130 |
0.000 |
45 |
- |
|
IRAN J SCI TECHNOL A |
3 |
0.011 |
- | - |
- |
تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در پایگاه اطلاعاتی Web of Science از سال ١٩٧۶ تا پایان سال ٢٠٠۶
چکیده
مقدمه: یکی از رایجترین روشهای ارزیابی فعالیتهای علمی پژوهشگران و سازمانهای وابسته به آنها بهرهگیری از شیوههای مختلف علمسنجی است که با بهرهگیری از پایگاههای اطلاعاتی استنادی صورت میگیرد. یکی از مهمترین و معتبرترین پایگاههای استنادی، Web of Science است که توسط مؤسسه اطلاعات علمی (ISI) راهاندازی شده است. در این مقاله با استفاده از دادههای گردآوری شده از این پایگاه اطلاعاتی، تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از سال ١٩٧۶تا پایان سال ٢٠٠۶ مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کاربردی و از نوع توصیفی بوده و برای گردآوری دادههای آن از روش کتابسنجی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۴٨٨ مورد از مقالههای موجود در پایگاه اطلاعاتی Web of Science است که توسط پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در فاصله سالهای ١٩٧۶ تا ٢٠٠۶ میلادی به چاپ رسیده است. برای تحلیل دادهها نیز از آمار توصیفی و از روش علمسنجی استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که بیشترین تعداد مقالههای منتشر شده از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در مجلههای ISI مربوط به سال ٢٠٠۶است. از نظر نوع مقاله، بیشترین تعداد مربوط به مقالههای اصیل و از لحاظ موضوعی نیز بیشترین تعداد مقاله در رابطه با بیماریهای عروق محیطی است.
نتیجهگیری: در مجموع، تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در پایگاه اطلاعاتیWeb of Science رقم قابل قبولی نیست. بنابراین، مسؤولان دانشگاه برای بهبود این وضعیت بایستی شرایطی را فراهم نمایند تا پژوهشگران انگیزه و توان لازم برای انتشار مقاله در مجلههای معتبر بینالمللی را به دست آورند.
کلیدواژهها: علم؛ علمسنجی؛ تولید علم؛ پایگاههای اطلاعاتی
اطلاعات کتابشناختی مقاله:
نــوری، رسول، نوروزی، علیرضا و میرزایی، عباس (١٣٨۵). تولیدات علمی پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در پایگاه اطلاعاتی Web of Science از سال ١٩٧۶ تا پایان سال ٢٠٠۶. مدیریت اطلاعات، ٣(٢)، ص.٧٣-٨۵.
آثار هنری (تابلوهای نقاشی برای نمونه) و موسیقایی (آهنگها و آوازها) زمانی زیبا هستند که همیشه ماندگار باشند و نگاه کردن و یا گوش فرا دادن به آنها هیچگاه تکراری و یکنواخت نباشد یعنی بعد از مدت زیادی باز هم دوست داشت به آنها گوش فرا داد و در ذهن به عنوان آثار موسیقایی جذاب ماندگار باشند: مانند: الهه ناز بنان یا آواز ربنا است که استاد بزرگ محمدرضا شجریان میخواند و تنها اثری است که ایشان رسماً اجازه داده است که صدا و سیمای ایران پخش کند. بعد از سالها آن را گوش میکنید و میبیند که هنوز هم تازه است و جذابیت ویژهای دارد. کتاب شناختی از دانششناسی اثر دکتر هوشنگ ابرامی از جمله آثار به اصطلاح کلاسیک است که در حوزه کتابداری و دانششناسی ایران ماندگار است. البته باید توجه داشت که همه آثار یک نویسنده ماندگار نخواهند بود؛ برای نمونه، همه آثار شکسپیر به یک اندازه نامدار نیستند. اما براستی یک اثر چگونه ماندگار می شود؟
همانگونه که می دانید علم کتابداری و اطلاعرسانی نوین به صورت یک علم میانرشتهای در آمده است. بعد از ۱۴ سال دوباره نگاهی بر کتاب «شناختی از دانششناسی» اثر دکتر هوشنگ ابرامی انداختم و هنوز هم نکاتی برایم تازه است. سی سال پیش دکتر هوشنگ ابرامی در مورد کتابداری و دانششناسی حرفهای جاودانهای زده است که همانند قوانین رانگاناتان هنوز هم تازه است.
به قول دکتر ابرامی "علمی که امروزه به صورت پدیدهای چندنظامی و چندبعدی درآمده و با کل دانش ضبط شده آدمی از جهات کیفی و کمی سروکار دارد، چنانست که بهیچروی کلمه کتابداری گویای ماهیت آن نیست. واژه 'دانششناسی' [...] در مفهوم وسیع آن معنای علوم کتابداری و اطلاعات هر دو را در بر دارد. مراد از به کار بستن این واژه آن نبوده است که یکباره ارج و ارزش یک حرفه را بیاری کلمه و عبارات بالا بریم. پیداست که چنین کاری عبث است. غرض، تنها متوجه شدن به یک واقعیت است –کتابداری با آموزش و پژوهش از هر چیز بستگی دارد. کلمه دانش، در زبان فارسی به صور گوناگونی برای واژهسازی در مراحل مختلف آموزش و پژوهش به کار رفته است: دانشآموز، دانشجو، دانشکده، دانشسرا، دانشگاه، دانشیار، دانشآموخته، ... دانششناسی همان است که کتابداری و علم اطلاعات در پی آن است. شناخت دانش و معرفی و گسترش آن. دانش به معنای Knowledge. واژه دانششناسی به عنوان معادلی برای یک واژه بیگانه برگزیده نشده و شاید گرچه در زبان فارسی به سادگی به دست آمده در زبانهای دیگر معادلی برای آن باید وضع گردد. با اینهمه کلمه کتابداری یکسره به کنار نهاده نشده است، زیرا که زمان باید تا دانششناسی جای خود را باز کند. " (ص. ۶). ابرامی (۱۳۷۹) بر این باور است که "گزینش واژه "دانششناسی" بهجای کلمههای دیرین از آنروی نبوده که وجهه و مقامی به این علم داده شود بلکه هدف آسانتر کردنِ شناخت مفهوم آن بوده است. همانگونه که دکتر ابرامی در دیباچه کتابش گفته است، صرفاً با عوض کردن کلمهها نمیتوان به مقصود دست یافت و چه دردانگیز است آن دم که آدمی در گودال جنگ و جدال واژهها گرفتار شود (ص.۸). وی معتقد است که "دانششناسی فقط با دانش مطلق سروکار ندارد و منحصراً علومی را در بر نمیگیرد که با قوانین شناخته شده طبعیت سروکار داشته باشد. دانششناسی، از علوم محض گرفته تا رسوم جاری در یک روستا، در برگیرنده همه داناییهاست. در دوران کهن، فیلسوف یا دوستدار دانش کسی بود که به همه دانستههای زمان خود چیرگی داشت و آن دانستهها را به دیگران میآموخت. امروز هیچکس نمیتواند تسلط بر همه دانستههای زمان خویش داشته باشد. در زمان ما این دانششناسانند که بهصورت گروهی، همه دانشها را نظم میبخشند و در گسترش و آموزش آن بهدیگران کوشایند. با همه این احوال نباید پنداشت همینکه واژه "دانششناسی" جایگزین "کتابداری" شد و سیلاب رسانههای همگانی در اشکال و ابعاد گوناگون در جامعه سرازیر گردید کار تمام است و تکنولوژی خودبخود ما را به هدف میرساند. آن دانششناسی که شیفته و فریفته فن و تکنیک و اختراعات شگفتآور شود مشکل بتواند به مقصود رسید. آنکه در این راه گام بر میدارد باید بیش از هر چیز، هر پند و اندرز و درس و تکلیف، جامعه خود را بشناسد و در گسترش داناییها، همه افراد اجتماع را در نظر داشته باشد (ص.۸-۹). "
پرسشی که سی سال پیش دکتر ابرامی مطرح کرده است این است که: "آیا براستی کلمه کتابداری گویای مفهومی است که مراد ماست. اگر نیست چه واژهای میتواند جانشین این باشد (ص.۱۷). [...] چرا دانششناسی را تاکنون کتابداری خواندهایم. بخاطر فقر کلمه. بسبب آنکه برای مفهوم علم جدیدی که پدید آمده نتوانستهایم برقآسا کلمهای خلق کنیم. [دکتر ابرامی میگوید] که یکی از راههای جدال با درد کمبود کلمه آنست که از یک واژه برای چند مفهوم مختلف استفاده کنیم. همانطور که کلمه «تار» را هم برای «نوعی آلت موسقی» و هم برای «مبهم و تیره» بکار میبریم، از واژه «کتابداری» نیز برای دو مفهوم جدا از هم استفاده بردهایم. قرنها پیش آنکه کتاب را ثبت میکرد و کتاب میداد و کتاب میگرفت «کتابدار» میخواندند و این کلمه درست معادل «Book Keeper» بود. اما کلمه اخیر در زبان انگلیسی برای این مفهوم –دیگر مرده است و کلمه «Librarian» نیز رو به مرگ است. اکنون در این زمان بسرعت عبارت «Information Scientist» جانشین «Librarian» میشود. تازه همین عبارت جدید نیز برای همگان رسا و گویا نیست. شگفت است اگر بخواهیم در زبان فارسی برای علم نوینی که چند دهه گذشته هیولاآسا رشد رده است کلمه کهنه نیمجان نامفهومی را همچنان بکار بندیم. پیداست مادام که در اینکار اصرار ورزیم نه خود «اهل فن» اهمیت حرفه خویش را خواهند دانشت و نه آنانکه خارج از میدان ایستادهاند پی به مفهوم واقعی این کلمه خواهند برد. کلمه «کتابداری» و مفهومی که واقعاً از آن مراد است بکلی از هم جدا افتادهاند. همانطور که نمیتوان از لفظ «روستا» معنای «شهر» را دریافت ناممکنست که با لفظ «کتابدار» به مفهوم امروزی آن پی برد."
واژه دانششناسی که توسط دکتر ابرامی (۱۳۷۹) پیشنهاد شده است "از جهاتی جامعتر از Epistemology خواهد بود، زیرا که فرد دانششناس نه تنها از نظر فلسفه آموزش و پرورش با تئوری، منشأ، ماهیت، روشها و محدودیتهای علم و معرفت آشنایی پیدا میکند بلکه از جهت فیزیکی یعنی اخذ منابع دانش و گسترش آنها وظایفی عهدهدار میشود. کلمه معادل دانششناسی که هوشنگ ابرامی در زبان انگلیسی پیشنهاد کرده و مورد تأیید چند تن از استادان وی قرار گرفته است کلمه Universology است. این کلمه از دو جزء تشکیل یافته است یکی Universe که به معنای «عالم کل دانش» و همردیف با همین جزء کلمه University و دیگری Logy به معنای «شناخت و آگاهی علمی» است."
پرسشی که پس از سی سال دوباره مطرح است این است که: "آیا براستی کلمه کتابداری گویای کتابداری نوین است؟
منبع
ابرامی، هوشنگ (۱۳۷۹). شناختی از دانششناسی (علوم کتابداری و دانشرسانی). تهران: نشر کتابدار.
آینده پژوهی (Futures studies) یا آینده شناسی (Futurology) که می توان آن را علم آینده نیز نامگذاری کرد. آینده پژوهی نوعی دوراندیشی است که به دنبال آن است تا تغییرات امروز به واقعیات فردا تبدیل شوند و بررسی نماید که آیا احتمال و امکان تغییرات موردنظر وجود دارد؟ آینده پژوهی درصدد است تا منابع، الگوها و دلایل تغییر یا ثبات یک مسأله را به منظور توسعه آینده نگری و گسترش دامنه دوراندیشی را بررسی کند و انتخاب ها و احتمالات مختلف را در نظر بگیرد. به بیان ساده تر، آینده پژوهی مبتنی بر احتمال، امکان و علاقه به تغییر در زمان حال برای رسیدن به وضعیت مطلوب و دلخواه در آینده است.
این حوزه پژوهشی نوین بر اساس آینده نگری، به دنبال پرسش هایی از این دست است که آینده چگونه خواهد بود؟ چه ترسیمی از آینده یک مسأله (کشور، منطقه، ...) می توان داشت؟ چگونه می توان از رخداد فلان در ده سال آینده جلوگیری کرد؟ به دیگر سخن، آینده پژوهی شامل گردآوری داده های کمی و کیفی در مورد احتمال، امکان، اولویت و ضرورت تغییر یا تغییرهای خاص است و مبتنی بر آمار موجود و احتمالات آینده است. همانگونه که پژوهش های تاریخی (گذشته پژوهی) به دنبال شرح حوادث و اتفاق های گذشته و کشف دلایل رخ دادن آنها است، آینده پژوهی به دنبال درک نیروهای نهفته و خفتهی زمان حاضر و امکان رخدادهای آینده است. بنابراین در آینده پژوهی باید تمام احتمالات وقوع یک حادثه (خوب یا بد) در آینده را با دقت تمام سنجید. به عنوان نمونه، درست مثل زلزله شناسی است که به دنبال ثبت پیش لرزه های یک کلان شهر است و به دنبال آن است که بداند که آتشفشان خاموش نهفته و خفته در دل شهر کی فاجعه انسانی به بار می آورد و چگونه می توان فاجعه انسانی را به حداقل رساند.
آینده پژوهی یک حوزه علمی نوین است که در برخی دانشگاه های آمریکا، استرالیا، آلمان، فرانسه، ایتالیا، مجارستان، نروژ، ایرلند، فنلاند، هند و پاکستان تدریس می شود. این حوزه میان رشته ای از حوزه های علمی مختلف چون تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، سیاست، مدیریت (مدیریت ریسک و بحران)، ریاضیات، آمار و علوم طبیعی بهره می گیرد. برای کسب اطلاع بیشتر نگاه شود به مقاله های ویکیپدیا که به صورت فراپیوند در همین یادداشت موجود هستند. برای کسب اطلاع از گروه های آموزشی دانش پژوهی با واژه های زیر در گوگل جستجو شود:
"Department of Futures studies"
آینده پژوهی در ایران
باید توجه داشت که در کشور ما آینده پژوهی مبتنی است بر: "هر چه پیش آید خوش آید." البته در ایران نیز حرکت هایی در حال انجام است، و نگاهی به مقاله های منتشر شده بیانگر این واقعیت است.
مقاله های فارسی
آینده پژوهی، مفاهیم و روش ها/ حجت الله مرادی پور و مهدی نوروزیان. رهیافت
آینده و تحقیقات/ فاضل لاریجانی
آینده شناسی و آینده نگاری/ موسی اكرمی
آینده نگاری ایران (IranForesight)
اهداف در آینده نگاری/ امیر ناظمی
پیش نگری فناوری/ گروه مدیریت فناوری سازمان مدیریت صنعتی
روشهای پیش بینی فناوری/ اندیشكده آصف
مطالعات و روش های آینده شناسی/ مهرداد تقوی گیلانی و محمدباقر غفرانی
ملاحظاتی شتابزده در باب معرفت شناسی آینده اندیشی/ علی پایا
هوشمندی استراتژیك در سیاستگذاری (در حوزه علوم و فناوری)/ محمدرضا میرزا امینی
فهرست کامل مقاله های فارسی را در انتهای مقاله مرادی پور و نوروزیان و وبگاه آینده نگاری ایران ببینید.
آشنایی با واژه ها:
آینده پژوه (Futurist)
آینده پژوهی (Futures studies)
آینده شناسی (Futurology) یا علم آینده
آینده نگاری (Foresight)
فدراسیون جهانی آینده پژوهی (World Futures Studies Federation)
پیشنهاد پژوهش
آیا می توان در حوزه کتابداری از آینده پژوهی بهره گرفت؟
کاربردهای آینده پژوهی در کتابداری چیست؟
همانگونه که قبلاً گفته شد دکتر شئیم زینس (Dr. Chaim Zins) یکی از نویسندگانی است که پیشنهاد می کند که به جای واژه "علم اطلاعات" یا "اطلاع شناسی" واژه "دانش شناسی" به کار رود. وی به تازگی دو مقاله دیگر در باب این موضوع در مجله علوم و فناوری اطلاعات آمریکا منتشر کرده است که ممکن است برای شما هم جالب باشد. به نظر می رسد که مجله پیش گفته نیز تا حدودی از تغییر نامگذاری حمایت ضمنی می نماید که در یک شماره دو مقاله از زینس منتشر کرده است. برخی از آثار او که درباره دانش شناسی نوشته شده است عبارتند از:
1. Zins, C. (2007). Conceptual approaches for defining "Data", "Information", and "Knowledge". Journal of the American Society for Information Science (JASIST), 58(4), 479-493.
2. Zins, C. (2007). Conceptions of Information Science. Journal of the American Society for Information Science (JASIST), 58 (3), 335-350.
3. Zins, C. (2007). Classification Schemes of Information Science: 28 Scholars Map the Field. Journal of the American Society for Information Science (JASIST), 58(5): 645-672.
4. Zins, C. (2007). Knowledge Map of Information Science. Journal of the American Society for Information Science (JASIST), 58 (4), 526-535.
5. Zins, C. (2006). Redefining Information Science, from "Information Science" to "Knowledge Science". Journal of Documentation, 62 (4), 447-461.
مقدمه
یکی از مهمترین مسائل و مشکلات فراروی هر جامعه و هر رشته دانشگاهی، تعیین اولویت های پژوهشی و آینده پژوهی است. لازمه تعیین اولویت های پژوهشی، آینده نگری، آینده پژوهی و دوراندیشی است. آینده پژوهی درست مانند رانندگی در بزرگراه است که هوش و هواس می طلبد که هم جلو را نگاه کند و هم رقیبان را. اگر یک راننده در بزرگراه با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در حرکت باشد، جلو و چپ و راست خود را نگاه نکند، عواقب خطرناکی در پیش خواهد داشت. جامعه ای که آینده پژوه نباشد درست مانند یک راننده ای است که فقط در آیینه های خود پشت سر یا همان گذشته و تاریخ خود را با افتخار می بیند بدون اینکه نگاهی جدید به آینده و پیچ های خطرناک و سرازیری های فراروی خود داشته باشد. باید توجه داشت که حرکت با خیال آسوده و بدون پیش بینی خطرات گاه عواقب وخیمی برای یک جامعه یا رشته به دنبال دارد.
همگان می دانند که هر ساله صدها دانشجوی کارشناسی ارشد و دکترا به دنبال یافتن موضوعی برای انجام پایان نامه و پژوهش هستند و از این و آن درخواست کمک می نمایند. اما افسوس و صد افسوس که اولویت های پژوهشی و در واقع نیازهای جامعه چندان مشخص نیست و گاهی "وقت گرانبها" صرف نگارش مطالبی می شود که قبل از خشک شدن جوهر آن مستقیماً به زباله دان تاریخ می رود. البته باید اعتراف کرد که کمتر پژوهشگری است که در طول عمر خود چندین مقاله ترجمه یا تألیفی را پیش یا پس از اتمام و حتی بدون انتشار، آنها را روانه زباله دان دانش نکرده باشد.
صاحب درد در کتابداری کیست؟
هدف از بیان مقدمه پیش گفته این است که به بحث وضعیت پژوهش در کتابداری پرداخته شود. خسروی (۱۳۸۵) در یادداشت سردبیر خود با عنوان "صاحب درد" مباحث قابل تأملی را مطرح می کند و به انتقاد از وضعیت پژوهش و مشکل بیان مسائل تکراری در حوزه کتابداری و دانش شناسی ایران می پردازد. وی بر این باور است که در بسیاری از پژوهش های این حوزه، "سؤالات و مسائلی تکراری [به چشم می خورد] که بارها به آنها پرداخته شده و جواب های کلاسیکی نیز برای آنها مطرح است. ... ادبیات رشته ما سرشار از ... پژوهش هایی است که مسلماً بسیاری از آنها برخاسته از درد و نیاز [جامعه] نیستند." وی معتقد است که برخی از پژوهشگران "کتاب و کتابخانه را یک سو نهاده و با متر و دیگر وسایل مشغول سنجش وبلاگ ها و وب پیدا و پنهان اند. ... [و] در کمتر پژوهشی موضوع کتابخانه های روستایی و یا حتی کتابخانه های آموزشگاهی مورد سؤال و سنجش قرار می گیرد."
بحث
اگر به تحلیل دو رویکری که ایشان برای پژوهش های کتابداری قائل است یعنی سنت گرا و مُد گرا پرداخته شود، خواهیم دید:
۱. شکاف اطلاعاتی عمیقی در این رشته وجود دارد و حوزه هایی وجود دارد که مانند جنگل های آمازون بکر مانده است و هیچ فردی به طرح مسائل مرتبط به آنها مبادرت نورزیده و نمی ورزد. چرا؟
۲. مسائلی که به عنوان مشکلات پژوهش در حوزه کتابداری ایران مطرح است فقط مختص ایران نیستند و بلکه به عنوان نمونه در هیچ یک از مجله های بین المللی این رشته هم بحثی از کتابخانه های روستایی و مدرنیزه کردن این کتابخانه ها و غیره پرداخته نمی شود. چرا؟
۳. این مسائل خود ناشی از مشخص نبودن اولویت های پژوهشی و مشکلات قابل پژوهش در حوزه کتابداری ایران و جهان است. برای نمونه، چند درصد طرح های پژوهشی دولتی و پایان نامه های دانشجویی مشکلات کتابداری ایران را حل کرده یا می کنند؟ چند درصد دانشجویان، موفق به انتشار یک یا دو مقاله پژوهشی مبتنی بر یافته های پایان نامه خود می شوند؟ چند درصد طرح های دولتی و پایان نامه ها به زباله دان دانش می روند و خاک می خورند؟ تحلیل استنادی یکی از روش هایی است که ضریب تأثیرگذاری (Impact Factor) یک اثر علمی را نشان می دهد و به برخی از این پرسش ها جواب می دهد.
۴. چند درصد مواد آموزشی و مباحثی که در دوره های تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا تدریس می شوند به طرح مسائلی اختصاص دارد که مورد پژوهش قرار نمی گیرند؟ به دیگر سخن، پژوهش های موجود بیانگر مباحث تدریس شده در دوره های آموزشی هستند. مثلاً جایگاه کتابخانه های روستایی، کتابخانه های کودکان، کتابخانه های آموزشگاهی، کتابخانه های زندان و غیره در شرح دروس تحصیلی کجاست؟ وقتی این مسأله فاجعه می شود که بیش از سی درصد جامعه ایرانی را روستاییان تشکل می دهند. البته این ها خود نگاه جامعه، کشور و دولت را نسبت به برخی مسائل نشان می دهد. کدام قانون برای حمایت از کتابخانه های روستایی به تصویب رسیده است؟ کدام پژوهش درباره این کتابخانه ها انجام شده است؟
نتیجه گیری
خسروی (۱۳۸۵) در نهایت پرسش اصلی را برای آیندگان بی پاسخ می گذارد: "به راستی چند درصد از پژوهش ها برخاسته از نیاز و درد است؟" به نظر می رسد که این یادداشت بطور ضمنی به نقد پژوهشگران مُدگرا پرداخته است. نباید نقش مُدگراها را در توسعه و گسترش مباحث نو در این رشته نادیده گرفت. باید توجه داشت که همین پژوهشگران مُدگرا هستند که مباحثی مانند: اینترنت، وب، وبگاه (وبسایت)، وبنوشت (وبلاگ)، وب سنجی، موتورهای کاوش، نمایه سازی وب، پایگاه های اطلاعاتی، اَبَرداده، مجله های دسترسی آزاد، کتابخانه های دیجیتالی، فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی نوین و غیره را وارد حوزه کتابداری و دانش شناسی ایران و جهان کرده اند و همین نسل از پژوهشگران هستند که تحول ساز هستند و به آینده پژوهی می پردازند و در آیینه های خود فقط پشت سر خود را نگاه نمی کنند، بلکه هر از گاهی جلو خود را نیز می بینند. همین مُدگراها هستند که در استفاده از فناوری های نوین پیشتاز هستند. وب و وبنوشت را به عنوان ابزاری برای اطلاع رسانی در این حوزه مورد استفاده قرار داده و تعداد وبنوشت هایشان صد برابر پژوهشگران سنت گرا است. همین مُدگراها هستند که تدریس کتاب رده بندی دیویی ویرایش ۱۸ را در دانشگاه ها به چالش می کشند و انتظار دارند که دیویی ۲۱ و ۲۲، سازماندهی و مدیریت دانش در عصر اینترنت تدریس شود. البته زحمات سنت گراها هم قابل ارج است و طرح مسائل نو توسط مُدگراها مانع از پژوهش بر روی مسائل سنتی و پایه یعنی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی نشده و نخواهد شد و کتابخانه های کاغذی تا ابد زنده و ماندگار خواهند ماند.
پیشنهادها
- کتابخانه ملی، پژوهشگاه اطلاعات، کتابخانه های دانشگاهی و تخصصی اولویت های پژوهشی و نیازهای خود را تعیین و به گروه ها و دانشکده های کتابداری و دانش شناسی اعلام نمایند تا مشکلات پژوهشی کتابخانه ها و دانشجویان کتابداری به نحو احسن حل شود.
- موضوع مقاله های منتشر شده در مجله های کتابداری ایران به منظور کشف خلاءهای پژوهشی مورد تحلیل محتوا قرار گیرد.
- محتویات دروس در دوره های تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد مورد بازنگری اساسی قرار گیرند تا نیازهای پژوهشی جامعه را برآورده نمایند و بین دانشگاه و جامعه ارتباط تنگاتنگی برقرار شود.
دانش یا علم آزاد (Open Science) یک اصطلاح کلی است که بیانگر استفاده از روش های مختلف آزاد برای دسترسی به نتایج و یافته های علمی است. مهمترین نمونه های دانش آزاد عبارتند از:
- دسترسی آزاد (Open Access)، مجله های دسترسی آزاد
- منبع آزاد (Open Source)، نرم افزارهای منبع آزاد
- داده های آزاد (Open Data)، داده هایی عمومی که دسترسی به آنها آزاد است.
برای کسب اطلاع بیشتر در مورد هر یک به مدخل های مربوطه در ویکیپدیا رجوع شود.
Journal of Knowledge Science
فصلنامه دانش شناسی توسط دانشگاه پيام نور مركز قم راه اندازی شده است انشالله که در آینده شاهد انتشار مقاله های ارزشمندی در این مجله باشیم. امید است که این مجله هم برای خودش یک وبنوشتی یا وبگاهی داشته باشد که بتوان به فهرست مندرجات آن دسترسی یافت. مقاله های خود را به آدرس سردبير آن آقای شمس اللهی ارسال نمايند:
shamsolahe@yahoo.com
البته باید خاطر نشان شد که Malhotra Y نیز پیشنهاد انتشار مجله ای با عنوان (Journal of Knowledge Science) را به انتشارات سژ (Sage) داده است. پیشنهاد می شود که سردبیر مجله دانش شناسی سریعاً یک وبنوشت یا وبگاهی برای این مجله ایرانی ایجاد نماید و به زبان انگلیسی مطالبی در مورد آن بنویسد قبل از آن که سژ شروع به انتشار این مجله نماید.
جدول زیر فهرست مجله های کتابداری و اطلاع رسانی نمایه سازی شده توسط آی اس آی که دارای ضریب تأثیرگذاری هستند را نشان می دهد. البته این ضریب تأثیرگذاری (IF) سال 2005 است و هنوز ضریب سال 2006 اعلام نشده است. قابل ذکر است که مجله های دیگری هم توسط آی اس آی نمایه سازی می شوند ولی به دلایل مختلف نام آنها توسط آی اس آی در بخش مجله های دارای ضریب تأثیر ذکر نشده است. برخی از آنها به خاطر این که جدیداً وارد سیستم شده اند هنوز ضریب آنها محاسبه نشده است. توصیه می شود که هنگام نگارش و ارسال مقاله برای مجله های خارجی به حضور مجله در آی اس آی توجه شود که برای رشد علمی ایران و بالا بردن جایگاه علمی ایران مهم است. البته مجله های تخصصی دیگری هستند که اعتبار و سطح مقاله های آنها از برخی مجله های آی اس آی بالاتر است اما متاسفانه توسط آی اس آی نمایه سازی نمی شوند مانند: فصلنامه فهرستنویسی و رده بندی (Cataloging & Classification Quarterly). برای دسترسی به فهرست مجله های کتابداری که تاکنون کتابداران ایرانی موفق به انشار مقاله در آنها شده اند نگاه شود به: بررسی مشارکت علمی کتابداران ایرانی در سطح بین المللی

در یکی از یادداشت های پیشین با عنوان دانش شناسی: از داده تا دانش به بحث بررسی عناصر اصلی تشکیل دهنده دانش پرداخته شد. شئیم زینس (Chaim Zins) نویسنده اسرائیلی یکی از افرادی است که طی دو سال اخیر به بحث تغییر نام رشته "اطلاع رسانی" یا "اطلاع شناسی" به "دانش شناسی" پرداخته است. بحثی که سی سال پیش توسط دکتر هوشنگ ابرامی (Hooshang Ebrami) در کتابداری ایران مطرح شد اما به دلیل ارائه آثار به زبان پارسی این ایده به عرصه بین المللی راه پیدا نکرد. زینس میزگردی با 57 استاد کتابداری و اطلاع رسانی از 16 کشور مختلف برگزار کرده بود و از اساتید خواسته بود که (Information Science) "اطلاع شناسی" را تعریف نمایند. نتیجه این بحث به همراه تعاریف ارائه شده در مقاله ای جالب با عنوان زیر در مجله انجمن علوم اطلاع رسانی آمریکا منتشر شده است (زینس، ۲۰۰۷).
Conceptions of Information Science
اگر پژوهشگری ایرانی مقاله های زینس را مطالعه و بعد کتاب پروفسور حرّی "مروری بر اطلاعات و اطلاع رسانی" بخش های مربوط به داده، اطلاعات و دانش و مقاله هایی که دکتر ابرامی در مورد "دانش شناسی" نوشته است را مطالعه نماید، می تواند مقاله خوبی درباره دانش شناسی بنویسد. شاید هم خودم بعد از دفاع پایان نامه دکترا این کار را بکنم.
زینس در این مقاله و در مقاله دیگری که در سال ۲۰۰۶ در مجله دکومانتاسیون منتشر شد، معتقد است که نام "اطلاعشناسی" یا آنچه که به صورت غلط مصطلح در ادبیات کتابداری ایران به عنوان "اطلاع رسانی" رواج پیدا کرده است، مشکل ساز است. سه رکن اصلی "اطلاع شناسی" عبارتند از:
- "داده" (Data) ماده خام "اطلاعات" (Information)
- "اطلاعات" ماده خام "دانش" (Knowledge)
- "دانش" که در رأس هرم قرار دارد.
"داده" => "اطلاعات" => "دانش"
همانطور که در یادداشت پیشین در این مورد بحث شد، علم "اطلاع شناسی" با هر سه عنصر سرو کار دارد. بنابراین، پیشنهاد می شود که "دانش شناسی" نامگذاری شود. قابل ذکر است که "دانش شناسی" می تواند به بحث و بررسی پیرامون "دانش" و عناصر سازنده آن یعنی "داده" و "اطلاعات" بپردازد. اما علم "اطلاع شناسی" نمی تواند به مطالعه و پژوهش پیرامون "دانش" بپردازد؛ زیرا "دانش" در رده بالایی قرار دارد.
زینس (۲۰۰۷) همانگونه که در صفحه ۳۴۴ مقاله خود می نویسد، پرسشی از اساتید مدعو می پرسد و می گوید که من پیشنهاد می کنم که رشته "اطلاع شناسی" به "دانش شناسی" تغییر داده شود. آیا شما با تغییر نام رشته "اطلاع شناسی" به "دانش شناسی" موافق هستید؟ لطفاً تشریح نمایید. این پرسشی است که ما کتابداران ایرانی نیز می توانیم از خود داشته باشیم و شما خواننده گرامی هم می توانید نظرات خود را مطرح نمایید.
دانش شناسی
دانش شناسی علمی است که به مطالعه اجزای تشکیل دهنده دانش (داده، اطلاعات و دانش) می پردازد. دانش شناسی به مطالعه کارکردها، ساختار و عناصر دخیل در فرایند تولید داده به اطلاعات و سپس به دانش می پردازد. به دیگر سخن، دانش شناسی به بحث تولید، گردآوری، سازماندهی، رده بندی، ذخیره، بازیابی، اشاعه، تحلیل، تفسیر، ارزیابی، حفاظت، سودمندی و استفاده از داده، اطلاعات و دانش در هر قالب و فرمی (اعم از کتاب، مقاله مجله، مقاله کنفرانس، مقاله الکترونیکی، صفحه وب و غیره) می پردازد. در واقع، بسیاری از حوزه های فرعی در رشته کتابداری و اطلاع رسانی (علم سنجی، اطلاع سنجی، وب سنجی، نشر، چاپ و غیره) زیرگروه مقوله گسترده تری به نام دانش (علم) هستند. به همین دلیل اگر عنوان رشته دانش شناسی باشد خیلی جامع تر خواهد بود. اگر در تعاریف ارائه شده در مورد "اطلاع شناسی" یا "اطلاع رسانی" به جای کلمه اطلاعات، کلمه دانش گذاشته شود خواهیم دید که جمله بندی و تعریف ارائه شده در نود درصد موارد صادق است.


نویسندگان کتابداری و دانش شناسی را میتوان به طور کلی به دو دسته تقسیم کرد: علوم انسانی محور و علوم محض و کاربردی محور. نویسندگان کتابداری علوم انسانی محور بیشتر کتاب می نویسند، در حالی که نویسندگان کتابداری علوم و فناوری محور بیشتر گرایش به نوشتن مقاله در مجله ها دارند (بتس، ۱۹۹۸). وی معتقد است که اگر محصول اصلی اعضای هیأت علمی علوم انسانی محور یعنی کتاب ها در ارزیابی برنامه های آموزشی کنار گذاشته شود، خواهیم دید که نقش این دسته از اعضای هیأت علمی در اعتبار، شهرت و مشاهده پذیری گروه ها نادیده گرفته می شود. متأسفانه نظام بین المللی ارزیابی آثار علمی اغلب مبتنی بر تعداد مقاله های منتشر شده در مجله ها و میزان استناد به آنها است و نقش کتاب تا حدود زیادی نادیده گرفته شده است. البته باید توجه داشت که کشف تعداد استنادها به یک کتاب کار بسیار دشواری است. این مسأله در حوزه های علوم انسانی و علوم اجتماعی بارزتر است. در آینده در مورد این موضوع بیشتر خواهم نوشت.
Bates, M. J. (1998). The role of publication type in the evaluation of LIS programs. Library & Information Science Research, 20(2), 187-198
نویسندگان معمولاً در مقاله های علمی در مجله های خارجی و بویژه انگلیسی زبان، در بخش سپاسگزاری (Acknowledgement) پیش از منابع و مآخذ از زحمات افرادی که در تألیف مقاله، حمایت مالی و فکری، ویرایش فنی و ادبی مقاله مشارکت داشته اند سپاسگزاری می نمایند. اما در مجله های فارسی زبان خیلی رسم نیست. سپاسگزاری از افراد به اعتبار مقاله می افزاید و نشان می دهد که چه کسی یا سازمانی مقاله را حمایت مالی یا فکری کرده است.
پیشنهاد می شود که پژوهشی در مورد بررسی میزان سپاسگزاری در مقاله های فارسی در حوزه های مختلف از جمله کتابداری و اطلاع رسانی انجام شود (به عنوان مثال: سازمان ها و افرادی که بیشتر از آنها سپاسگزاری شده است، سازمان هایی که حمایت مالی کرده اند، انگیزه های سپاسگزاری و غیره). مشابه این پژوهش در مجله های انگلیسی در حوزه کتابداری انجام شده است. کرونین (۲۰۰۱) نشان می دهد که تفکو ساراسویک، استفان هارتر، دونا هارمن و مایکل باکلند جزو افرادی هستند که بیشتر از آنها سپاسگزاری شده است. این افراد جزو نخبگان حوزه کتابداری هستند. توجه: اگر فردی بخواهد در این مورد پژوهش کند درخواست نماید تا مقاله های مرتبط با این موضوع را برایش ارسال نمایم. قابل ذکر است که قبلاً یادداشت دیگری در مورد این موضوع در وبنوشت دانش شناسی با عنوان زیر نوشته شد: تشکرات یا سپاسگزاری مقاله ها بیانگر حمایت مالی سازمان ها از پژوهش
زینس (۲۰۰۶) در مقالهای فلسفی به بحث پیرامون مفهوم "علم اطلاعات" یا "اطلاعشناسی" (Information Science) میپردازد و پیشنهاد میکند که نام "علم اطلاعات" یا "اطلاعشناسی" به "دانششناسی" تغییر یابد. پیشنهادی که ۳۰ سال پیش توسط مرحوم هوشنگ ابرامی مطرح شد. هوشنگ ابرامی پیشنهاد کرده بود که نام "کتابداری و اطلاعرسانی" به "دانششناسی" تغییر داده شود. اما در عمل چندان مورد حمایت جامعه کتابداران ایران قرار نگرفت.
زینس (۲۰۰۶) معتقد است که نام "اطلاعشناسی" یا آنچه که به صورت غلط مصطلح در ادبیات کتابداری ایران به عنوان "اطلاعرسانی" رواج پیدا کرده است، مشکلساز است. سه رکن اصلی "اطلاعشناسی" عبارتند از:
- "داده" (Data) ماده خام "اطلاعات" (Information)
- "اطلاعات" ماده خام "دانش" (Knowledge)
- "دانش" که در رأس هرم قرار دارد.
"داده" => "اطلاعات" => "دانش"
بر این اساس علم "اطلاعشناسی" با هر سه عنصر سرو کار دارد. بنابراین، پیشنهاد میشود که "دانششناسی" نامگذاری شود. قابل ذکر است که "دانششناسی" میتواند به بحث و بررسی پیرامون "دانش" و عناصر سازنده آن یعنی "داده" و "اطلاعات" بپردازد. اما علم "اطلاعشناسی" نمیتواند به مطالعه و پژوهش پیرامون "دانش" بپردازد؛ زیرا "دانش" در رده بالایی قرار دارد.
Redefining Information Science, from "Information Science" to "Knowledge Science"
البته باید خاطر نشان کرد که عنوان این وبنوشت به این دلیل "دانششناسی" انتخاب شد که نگارنده بیشتر در حوزه "تولید علم، علمسنجی، دانش، اطلاعات، مجلههای علمی، اطلاعسنجی، کتابسنجی، وبسنجی، و وبشناسی" مینویسد.