دانشگاه شانگهای جیاو تانگ (Shanghai Jiao Tong University) از سال ۲۰۰۳ اقدام به رتبه بندی دانشگاه ها در سطح جهان، قاره و کشور مینماید. این رتبه بندی بر مبنای روشهای علمسنجی و شاخصهای کمّی است. شاخصهای رتبه بندی موردنظر عبارتند از (سطح آموزش دانشگاهها، سطح اعضای هیأت علمی دانشگاهها، تولیدات علمی دانشگاهها و اندازه دانشگاهها) (نگاه شود به جدول زیر).
|
Criteria |
Indicator |
Code |
Weight |
|
Quality of Education |
Alumni of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals |
Alumni |
10% |
|
Quality of Faculty |
Staff of an institution winning Nobel Prizes and Fields Medals |
Award |
20% |
|
Highly cited researchers in 21 broad subject categories |
HiCi |
20% | |
|
Research Output |
Articles published in Nature and Science* |
N&S |
20% |
|
Articles in Science Citation Index-expanded, Social Science Citation Index |
SCI |
20% | |
|
Size of Institution |
Academic performance with respect to the size of an institution |
Size |
10% |
|
Total |
|
|
100% |
جالب است که از بین دانشگاههای قاره آسیا، هفت دانشگاه آن اسراییلی و یک دانشگاه ترکیه ای است و بقیه ژاپنی، چینی، استرالیایی و جنوب شرق آسیایی هستند. براستی چرا اَبَردانشگاههای ایرانی مانند دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی شریف نتوانسته اند در جهان جایگاهی داشته باشند؟ جواب آن شاید تا حدی روشن باشد. چند پرسش ساده: دانشگاه تهران و صنعتی شریف چند هزار عضو هیات علمی دارند؟ با یقین میتوان گفت که هر دانشگاه بالای ۱۵۰۰ عضو هیأت علمی دارد. حال هر دانشگاه چند هزار دانشجوی دکترا دارد؟ به طور حتم، بالای هزار دانشجوی دکترا؟ پرسش بعد این است که هر دانشگاه در سال چند هزار مقاله بین المللی در مجله های معتبر جهانی منتشر میکند؟ اگر به طور میانگین هر دانشگاه حداقل ۱۵۰۰ عضو هیات علمی و ۵۰۰ دانشجوی دکترا داشته باشد، مجموع آن برابر است با ۲۰۰۰. انتظار میرود که هر عضو هیأت علمی و هر دانشجوی دکترا سالی حداقل یک مقاله بین المللی داشته باشند؟؟؟ جالب است که دانشگاه تهران در طی ده سال گذشته کمتر از ۳۰۰۰ مقاله بین المللی داشته است. در حالی که انتظار میرود که حداقل سالی ۲۰۰۰ مقاله علمی داشته باشد و در ده سال باید حداقل بیست هزار مقاله علمی منتشر کرده باشد؟؟؟ البته دانشگاه تهران فقط به عنوان نمونه ذکر میشود و نگارنده دوست دارد که دانشگاه تهران به نام ایران جایگاهی در سطح جهان داشته باشد.
بحث و نتیجه گیری
به راحتی میتوان فهمید که نظام آموزشی و پژوهشی این کشور بیمار است. دولت باید بودجه در اختیار دانشگاهها قرار دهد و به دانشگاهها اختیارات بیشتری اعطا نماید؛ دانشگاهها باید مجهز به فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی نوین باشند؛ دانشگاهها باید اساتید را موظف به یادگیری زبان انگلیسی نمایند و به طبع آن اساتید بایستی موظف به انتشار مقاله علمی و معتبر به زبان انگلیسی به نام دانشگاههای محل خدمت خود باشند. دانشجویان دکترایی که حداقل دو مقاله در دوران تحصیل خود منتشر نکرده باشند، اجازه دفاع نداشته باشند. شاید این یکی از دلایلی باشد تا بزرگانی که در مجله های خارجی مقاله علمی ندارند به انتقاد شدید از نمایه های استنادی علوم و پایگاه آی.اس.آی بپردازند.