توهم رتبه علمی بالا!!
جو بالا بردن تولیدات علمی در سطح ملی و بینالمللی به حدی در کشور ما بالاست که از یک دانشجوی کارشناسی ارشد انتظار میرود که مقاله آیاسآی بنویسد و قبل از تسویه حساب یک یا چند مقاله علمی پژوهشی داشته باشد تا رتبه علمی دانشگاه در سطح ملی و شاید بینالمللی بالا برود. در کمتر کشور جهان چنین تفکری وجود دارد که دانشجوی کارشناسی ارشد مقاله علمی پژوهشی بنویسد؛ نه در اروپای غربی و نه در آمریکای شمالی هیچکسی انتظار ندارد که دانشجوی کارشناسی مقاله علمی بنویسد. اگر کارشناسان ارشدی که مقاله انگلیسی نوشتهاند بررسی شود؛ خواهیم دید که اغلب کتابداران کارکشتهای هستند که بعد از سالها کار و تجربه دست به نگارش یافتههای خود میزنند
متاسفانه جو رسیدن به رتبه زیر پانصد برخی دانشگاهها را به حدی جوگیر کرده که در سالهای اخیر دست به هر کاری میزنند. برخی دانشگاهها سعی میکنند که دانشگاههای علوم پزشکی همنام را در خود ادغام نمایند و به همین هم راضی نمیشوند سعی میکنند دانشگاههای دیگر را هم منحل کنند و شاید بتوانند به این توهم رتبه علمی بالا دست یابند. به نظر میرسد که علمسنجی و رتبهبندی دانشگاهها در کشور ما به بیراهه رفته و به جای سیاستگذاری علمی به یک مشت آمار توصیفی تولید مقاله انجامیده است. علم صرفاً تولید مقاله نیست. کشورهای صنعتی بیشتر به پروانههای ثبت اختراع توجه میکنند. به تجاریسازی علم و صنعتی کردن دانشگاه و رابطه صنعت و دانشگاه میاندیشند؛ به بازارسنجی میپردازند؛ محتوای دروس را با بازار هماهنگ میکنند؛ امکانات لازم را برای استاد و دانشجو فراهم میآورند؛ اما ما فکر میکنیم که با بالا بردن آمار تعداد مقالات علمی، یک کشور به سمت صنعتی شدن پیش میرود.
ای کاش علمسنجی در این کشور به جای شمارش تعداد مقاله علمی آی اس آی که برخی از این مقالات به ندرت به آنها استناد میشود و برخی اندک استنادی ناشی از خوداستنادی دارند به پروانههای ثبت اختراع و به صنعت توجه میشد. ای کاش در رشتههای مختلف علمی مطالعات علمسنجی انتقادی و دقیق صورت میگرفت که تا چه حد این تولیدات علمی بینالمللی ما در سطح ملی کاربرد داشتهاند؟ تا چه حد این تولیدات انگلیسی ما بر دانش ملی و بومی تاثیر گذاشته و تاثیر پذیرفته است؟ این تولیدات علمی بینالمللی ما تا چه حد برخاسته از نیاز ملی و بومی است؟ تا چه حد به نیازهای سازمانها، شرکتها و کشور در این تولیدات علمی توجه شده است. تا چه حد مسالهسازی شده است؟ تا چه حد مسالهیابی است؟ سؤالات بیشماری وجود دارد که متاسفانه در مقالات علمسنجی توجهی به آنها نمیشود
در سالهای اخیر پارادایم علمی کتابداری ایران اغلب به سمت علمسنجی رفته و متاسفانه کمتر به حوزههای اصیل کتابداری و علم اطلاعات توجه میشود. به نظر میرسد که پنج تا ده سال آینده کمتر مدرسی خواهیم داشت که متخصص سازماندهی اطلاعات، نمایهسازی، ذخیره و بازیابی اطلاعات، و ... باشد.
ما به کجا میرویم؟ امیدوارم که این مسیر به راه درست هدایت شود.
Knowledge has always been the source of scientific and economic development