استناد به مجلات انگلیسی‌‏زبان ایرانی وزارت بهداشت در پروانه‌‌های ثبت اختراع بین‌المللی

استناد به مجلات انگلیسی‌‏زبان ایرانی زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در پروانه‌‌های ثبت اختراع پایگاه ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا

شیرین زاهدی، علیرضا نوروزی، سپیده فهیمی‌‌فر

چکیده:

مقدمه: تجزیه و تحلیل استناد در پروانه‌‏های ثبت اختراع به پژوهش‌‏های علمی و مجلات، یکی از روش‌‏های موجود برای اندازه‌‏گیری رابطه بین علم و فناوری محسوب می‌‌شود. از این‌‌رو، پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان استناد به مجلات انگلیسی‌‏زبان ایرانی زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در پروانه‏‌های ثبت اختراع موجود در پایگاه ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا صورت گرفت.

 روش پژوهش: این مطالعه به روش توصیفی و با رویکرد علم‌‏سنجی انجام شد. جامعه تحقیق متشکل از 268 مجله انگلیسی‏‌زبان زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران بود که عناوین آن‌ها در پایگاه ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا (USPTO) مورد جستجو قرار گرفت.

یافته‌‌ها: در مجموع، فقط به 49 مورد از مجلات وزارت بهداشت استناد شده بود که تعداد پروانه‌‏های ثبت اختراع استنادکننده، 207 مورد بود. مجله Advanced Pharmaceutical Bulletin بیشترین استناد را از سوی پروانه‏‌های ثبت اختراع دریافت کرده بود. شصت و پنج درصد از پروانه‌‏های ثبت اختراع استنادکننده به‏ مجلات وزارت بهداشت، در رده اصلی A یعنی «نیازهای انسانی» قرار گرفتند. بیشتر پروانه‌‏های ثبت اختراع استنادکننده به مجلات وزارت بهداشت متعلق به آمریکا و مالک بیشتر آن‌‏ها دانشگاه استنفورد است.

نتیجه‌‌‌گیری: مجلات انگلیسی‌زبان ایرانی با بهره‏‌گیری از فرایند و راهبردهای لازم طبق سیاست‌‏ها و نظارت بر آن‌‏ها، می‌‏توانند در سطح بین‏المللی جایگاه بهتری از لحاظ وضعیت مقالات و فن‌آور‏محور بودن داشته باشند. بنابراین، با توجه به انتشار روزافزون مقالات در کشور، باید به کیفیت آن‏ها بیشتر از کمیت توجه شود.

کلیدواژه‌ها: نشریات ادواری؛ استناد؛ پروانه‏ ثبت اختراع؛ پایگاه ثبت اختراع علایم تجاری آمریکا؛ ایران

منبع: زاهدی، شیرین؛ نوروزی، علیرضا؛ و فهیمی‌‌فر، سپیده (۱۳۹۸). استناد به مجلات انگلیسی‌‏زبان ایرانی زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در پروانه‌‌های ثبت اختراع پایگاه ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا. مديريت اطلاعات سلامت،  16(2)، 73-80.

بررسی الگوی نویسندگی در مقاله های ایرانی و ارتباط آن با استنادپذیری

نسرین مرادی، علی اکبر صبوری، علیرضا نوروزی 

چکیده:  

سابقه و هدف: همکاری‌های علمی، احتمال ارجاع و استناد به مقاله و ظهور نتایج آن در آثار دیگران را افزایش می‌دهد. این پژوهش با هدف مشخص کردن الگوی نویسندگی در رشته‌های مختلف علوم پایه، علوم انسانی و هنر و بررسی رابطه میان تعداد نویسندگان و میزان استناد به مقاله‌های ایرانی نمایه شده در وبگاه علم، انجام شده است.

مواد و روش ها: پژوهش حاضر از روش‌های توصیفی و تحلیلی با بهره‌گیری از روش‌های علم‌سنجی انجام شده و جامعه پژوهش کلیه مقاله‌های پژوهشگران ایرانی در موضوع‌های علوم پایه، علوم انسانی و هنر در وبگاه علم در سال ۲۰۱۲، ۱۷۶۷۱ مدرک است. تعداد استنادهای مقاله‌ها تا ماه می ۲۰۱۶ ثبت شده است. سال ۲۰۱۶ از این نظر انتخاب شد که مقاله‌های حوزه‌های مختلف، زمان کافی برای دریافت استناد را داشته باشند. داده‌ها با مراجعه به مقاله‌های هر رشته و شمارش تعداد نویسندگان هر مقاله و نیز تعداد استنادهایی که هر مقاله تا ماه می ۲۰۱۶ دریافت کرده بود، جمع آوری گردید. در گرد‌آوری و تحلیل داده‌ها از نرم افزارهای  Bibexcel، Excel  وSPSS   استفاده شد.

یافته‌ها: پژوهش حاضر نشان داد که بیشترین الگوی مشارکت و همکاری پژوهشی در ایران گروه‌های دو تا پنج نفره هستند. همچنین همبستگی و رابطه بین تعداد نویسندگان و تعداد استنادها در رشته‌های مختلف، متفاوت است.

نتیجه‌گیری: در بین موضوع‌های مورد بررسی، رشته پزشکی دارای بالاترین ضریب همبستگی بین تعداد نویسندگان و تعداد استنادها و باستان‌شناسی دارای کمترین میزان همبستگی بود.

کلیدواژه‌ها: همکاری علمی، هم‌نویسندگی، وبگاه ‌علم، تعداد نویسندگان، تعداد استنادها، ایران

 منبع: مرادی، نسرین، صبوری، علی اکبر، و نوروزی علیرضا (1396). بررسی الگوی نویسندگی در مقاله‌های ایرانی و ارتباط آن با استنادپذیری. مجله علم سنجي كاسپين، ۴ (۲)، ۳۶-44.

بررسی میزان حضور ایران در همایش ‏های بین‏ المللی در پایگاه وب علوم

علیرضا نوروزی، محمد فلاح، و مرضیه ابراهیمی ‏پور

چکیده

این پژوهش با هدف تعیین میزان حضور ایران در همایش های بین المللی در فاصله سال های صورت گرفته است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی با استفاده از ابزارهای علم سنجی استفاده شده است. نتایج نشان داد که مقاله های همایش در بازه زمانی پژوهش بیانگر سیری صعودی تا سال است و در فاصله سال های تا روند نامنظمی را شاهد هستیم؛ به طوری که در سال های و بیشترین تعداد مقاله ها بعد از سال نمایه شده است. دانشگاه های آزاد اسلامی تهران و صنعتی شریف از میان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور به ترتیب بیشترین سهم را در همایش های بین المللی دارند. پرکارترین پژوهشگران محمدباقر منهاج کارو لوکاس و کریم فائز از دانشگاه های امیرکبیر و تهران و امیرکبیر هستند. بیشترین همکاری های ایران در تولید مقاله های همایش با کشورهای آمریکا کانادا و انگلستان است. بیشترین مقاله ها در حوزه های مهندسی علوم کامپیوتر و ارتباطات راه دور است. در مجموع گروه فنی و مهندسی دارای بیشترین تعداد مقاله در همایش ها هستند.

منبع: نوروزی، علیرضا، فلاح، محمد، و ابراهیمی ‏پور، مرضیه (1396). بررسی میزان حضور ایران در همایش ‏‏های بین ‏المللی در پایگاه وب علوم. رهیافت، دوره 27، شماره 12، ص. 1-12.

عوامل مؤثر گزارش ‌شده برای سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی

 چکیده:

دغدغه‌‌ها و نگرانی‌‌های اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران به‌ عنوان موضوعی در خور ‌بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمه‌ داشتن سیاست عینی و خط‌‌‌‌ مشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، ‌‌داشتن آگاهی و شناخت کافی درباره‌ عوامل ایجادکننده‌ آن‌هاست. در مطالعه‌ حاضر تلاش شده تا شواهد گزارش‌ شده در مطالعات داخل کشور درباره‌ سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آن‌ها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعه انجام ‌شده درباره سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعه‌ اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناسایی‌ شده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارش ‌شده در ذیل سه مجموعه‌: ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاست‌های ارتقای علمی، تأمین بودجه‌ پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیت‌های نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیت‌های پژوهشی؛ و ۳. عوامل فردی شامل مهارت‌های پژوهشی، مدرک‌گرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارش‌ شده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجام ‌شده در کشور آن‏چنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداخته ‌اند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند داده‌ سازی و تحریف داده‌ ها، به‌ ویژه سرقت علمی، توجه کرده ‌اند.

کلیدواژه‌ ها: اخلاق در پژوهش، تحقیقات ایران، سلامت در پژوهش، سوءرفتارهای پژوهشی، اخلاق پژوهشی

منبع: مردانی، امیرحسین، ناخدا، مریم، شمسی گوشکی، احسان، و نوروزی، علیرضا (1396). عوامل مؤثر گزارش ‌شده برای سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران. اخلاق و تاریخ پزشکی، ۱۰ (۱)، 243-257.

سپاسگزاری و تشکرات یکی از عناصر مهم در ارزیابی تولیدات علمی

علم یک ساختاری هنجاری است که  شامل تولیدات علمی از یک سو، و تعاملات علمی بین دانشمندان و پژوهشگران از سوی دیگر است. در ارزیابی تولیدات علمی اغلب به دو مسئله پرداخته می شود که شامل نویسندگی (authorship) و استنادها / مآخذ (citations/references) است. در ارزیابی تولیدات علمی کمتر به مطالعه و بررسی تشکرات و قدردانی (acknowledgements) در انتشارات پرداخته شده است. در حالی که یکی از عناصر مهم  و تأثیرگذار در ارتباطات علمی تشکرات یا سپاسگزاری است.

«سپاسگزاری» یادداشتی است به منظور حق‏شناسی از افراد و نهادهایی که در تدوین یک اثر علمی (مانند: مقاله مجله، مقاله همایش، طرح پژوهشی و غیره) به نویسنده کمک کرده‏اند. به دیگر سخن، در بخش سپاسگزاری شایسته است که از اشخاص (حقیقی و حقوقی) که به صورت مالی و معنوی (حمایت مالی، کمک فنی، نوشتاری، داوری، مطالعه نسخه اولیه، ویراستاری، گردآوری داده‏ها، و ...) نویسندگان را یاری کرده‏اند، تشکر و قدردانی شود. هنگام سپاسگزاری لازم است که دلیل سپاسگزاری از اشخاص و نقش ایفا شده توسط آن‏ها در تدوین مقاله به صراحت و به اختصار بیان شود. مقاله‏های علمی به طور معمول دارای بخشی با عنوان سپاسگزاری هستند. در مقاله‏های علمی به ویژه در مجله‏های انگلیسی‏زبان، در بخش سپاسگزاری پیش از منابع و مآخذ از زحمات سازمان‏ها، دانشگاه‏ها و افرادی که در تألیف و تدوین مقاله، حمایت مالی و فکری، ویرایش فنی و ادبی مقاله، و غیره مشارکت داشته‏اند سپاسگزاری می‏شود.

با توجه به اهمیت سپاسگزاری و قدردانی در تولیدات علمی و طرح های پژوهشی، پیشنهاد می شود که پژوهش هایی بیشتری در زمینه تشکرات و سپاسگزاری صورت گیرد.

منبع:

نوروزی، علیرضا، و محمدی، مسعود (1391). بررسی میزان و دلیل سپاسگزاری در مقاله‏های علم اطلاعات و دانش‏شناسی در ایران و تعیین سازمان‏ها و افراد حامی پژوهش. مجله مشاوره اطلاعاتی، سال دوم، شماره اول، ص. 1-12.

رجب‌زاده عصارها، امیرحسین (1395). جای خالی بخش «قدردانی» در مقالات فارسی. سمیم نور. http://www.samimnoor.ir/view/fa/ArticleView?ItemID=50

نیمرخ مجله‏ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران بر اساس معیارهای نمایه‌ سازی پایگاه‌ های استنادی

علیرضا نوروزی، نیلوفر صلح‌ جو

 چکیده

مقدمه: هدف پژوهشگران بررسی وضعیت نمایه‌ سازی مجله ‏های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران در پایگاه‌ های استنادی بین‌المللی است. بنابراین، فرآیند گزینش در دو پایگاه‌  اسکاپوس و وب آف ‏ساینس به دقت بررسی شده و مجله‌ ها بر اساس معیارهای به ‌دست ‌آمده اعتبارسنجی شده‌ اند تا نقاط ضعف مجله‌ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران برای نمایه‌ سازی در این پایگاه‌ ها مشخص شود.

مواد و روش ‌ها:  نوع پژوهش کاربردی و روش آن پیمایشی است و مجله ‌ها با رویکرد توصیفی ارزیابی شده‌ اند. در این پژوهش برای ارزیابی مجله‏ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران از روش‌ تحلیل استنادی و روش مشاهدۀ مستقیم با ابزار سیاهۀ وارسی استفاده شده است.

یافته‌ ها:  معیارهای اصلی برای استانداردسازی مجله‌ ها به منظور نمایه ‌سازی در پایگاه‌ های بین‌ المللی در چهار قلمروِ «اطلاعات کلی»  (معیارهای حداقل)، «خط مشی»، «دسترسی برخط» و «موقعیت» طبقه ‌بندی شدند که برای هر معیار شاخص ‌های  قابل اندازه ‌گیری تعیین شد. در بررسی مجله‌ ها، با توجه به این معیارها، تا زمان اجرای پژوهش فقط دو مجله توانستند معیارهای حداقل را به ‌طور کامل رعایت کنند. اشکال ‏های اساسی مجله‌ ها به‌ترتیب شامل نداشتن فرآیند داوری و نوع همترازخوانی،  رعایت ‌نکردن نظم انتشاراتی، مشخص ‌نبودن اصول اخلاقی نشر و تنوع پایین نویسندگان و هیئت تحریری مجله‌ هاست. از جمله نقاط قوّت آن‏ها وبگاه انگلیسی،  دسترسی برخط به متن کامل مقاله‌ ها و داشتن شماره استاندارد بین ‌المللی را می‌توان نام برد.

نتیجه‌ گیری: به‌ طور کلی میزان رعایت شاخص ‌های چهار قلمروِ مورد ارزیابی مجله‌ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران برای پذیرش در پایگاه‌ های بین‌ المللی 67 درصد  است. با مشخص ‌شدن نقاط قوّت و ضعف‌ مجله‏ ها، راهکارهایی برای ناشران، سردبیران و مسئولان سیاست ‌گذاری ارائه شده است تا بتوانند سطح انتشار خود را به معیارهای مورد نظر پایگاه ‌های نمایه ‌سازی بین ‌المللی نزدیک  و امکان حضور در سطح بین‌المللی را پیدا کنند.

کلیدواژه ها: مجله‏؛ معیارهای نمایه‌ سازی؛ پایگاه‌ های استنادی بین ‌المللی؛ دانشگاه تهران

منبع: نوروزی، علیرضا، و صلح جو، نیلوفر (1395). نیمرخ مجله‏ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران بر اساس معیارهای نمایه‌ سازی پایگاه‌ های استنادی بین ‌المللی. فصلنامه کتابداری و اطلاع رسانی، 19(2)، 44-78. 

انگلیسی نویسی مآخذ پارسی زبان در آثار علمی

این نوشته حاوی پیشنهادها و راهنمایی هایی در خصوص انگلیسی نویسی مآخذ پارسی زبان در آثار علمی است که می تواند مورد استفاده دفاتر مجله های علمی و دانشگاهی کشور قرار گیرد. این نوشته حاصل تجربه نویسندگی، داوری، ویراستاری، و سردبیری مجلات و مقالات علمی است. امیدوارم که برای دفاتر مجلات علمی کشور و نویسندگان مقالات سودمند باشد.

همین جا از جناب آقای پرفسور جعفر مهراد ریاست محترم مرکز آی.اس.سی. (پایگاه استنادی علوم جهان اسلام) و مرکز تحت مدیریت ایشان به خاطر انتشار نوشته حقیر کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 مشخصات کتابشناختی: نوروزی، علیرضا (1393). انگلیسی نویسی مآخذ پارسی زبان در آثار علمی. شیراز: نامه ‏ی پارسی.

تحلیل علم سنجی تولیدات علمی دانشگاه های کردستان عراق - به سفارش دانشگاه کردستان

Scientometric analysis of Iraqi-Kurdistan universities’ scientific productivity 

Alireza Noruzi & Mohammadhiwa Abdekhoda

 Abstract:

Purpose: This purpose of this study is to examine research performance of Iraqi-Kurdistan universities, using the number of papers appearing in journals and proceedings, and the number of citations received by those papers as covered by Scopus, 1970-2012. This study also identifies subject coverage (domain/field) of publications and determines the preference of research communication channel within the research community? 

Design/methodology/approach: A total of 459 papers published by Iraqi-Kurdistan universities and indexed by Scopus during the given time period were considered. The source items (i.e. records of publications by the faculty members of the Iraqi-Kurdistan universities) were all the documents published in international journals and proceedings indexed by Scopus (an Elsevier bibliographic database) from the time period ranging from 1970 to 2012. All papers having an authorship or a co-authorship associated with the Iraqi-Kurdistan universities were included and the number of citations received by them was counted for the period. 

Findings: The study found that major journals used by Iraqi-Kurdistan universities were Eastern Mediterranean Health Journal, Journal of Chinese Clinical Medicine, Asian Journal of Chemistry, Hemoglobin and Journal of Applied Sciences Research. Additionally, three older institutions (Salahaddin University-Hawler, University of Sulaimani and University of Duhok) were the most productive universities. Moreover, the study revealed that 237 of 459 (52 per cent) of publications have international collaborations. It is further evident that among the 459 publications, 211 (40 per cent) have been cited 1,020 times; while 248 (60 per cent) of the papers have not been cited even once, so about 60 per cent of the papers were invisible to world science during the study period. This study also noted that the 25 highly cited papers were cited 484 times, representing 47 per cent of all the citations (484 of 1,020). This indicated a concentration effect, whereby a relatively small number of papers earn most of the citations and research impact generated by the faculty members of Iraqi-Kurdistan universities. 

Originality/value: This is the first scientometric research to analyse Iraqi-Kurdistan universities’ scientific productivity. 

Keywords: Research productivity, Scientometrics, Iraq, Publication productivity, Bibliometrics, Kurds.

 Source: Noruzi, Alireza, & Abdekhoda, Mohammadhiwa (2014). Scientometric analysis of Iraqi-Kurdistan universities’ scientific productivity. The Electronic Library, 32(6), 770-785. Available at: http://www.emeraldinsight.com/doi/abs/10.1108/EL-01-2013-0004

تولید علمی به زبان پارسی یا انگلیسی

بعد از ده سال مطالعه و تحقیق در حوزه علم‏سنجی به این نتیجه رسیدم که مجله‏های ملی و پارسی زبان نقش ناچیزی در روند اصلی پیشرفت علم در جهان دارند ولی در سطح ملی لازم و واجب هستند. بنابراین، اگر نویسنده‏ای حرف نو برای گفتن دارد و می‏خواهد در سطح بین‏المللی تاثیر پژوهشی (Research Impact)، تاثیر آموزشی (Educational Impact) و تاثیر استنادی (Citation Impact) داشته باشد، لازم است که به زبان انگلیسی بنویسد. البته نوشتن به زبان انگلیسی هیچ تضمینی نمی‏کند که یک اثر در سطح بین‏المللی به رسیمت شناخته شود و تاثیرگذار باشد؛ بلکه اثر باید حاوی اندیشه و نظریه جدیدی باشد. برخی از نویسندگان ایرانی سعی می‏کنند که با خوداستنادی تاثیر علمی و پژوهشی آثار خود را بالا ببرند و اگر یک بررسی ساده انجام شود بیش از شصت درصد استنادهایشان خوداستنادی است. در مطالعاتم همچنین به این نتیجه رسیدم که مطالعه‏های موردی که روی یک منطقه، شهر یا کشور خاص انجام می‏شود به ندرت در سطح ملی و بین‏امللی مورد توجه و استناد قرار می‏گیرند. بنابراین، بایستی آثاری به زبان انگلیسی  و در مقیاس بین‏المللی نوشته شوند که دامنه شمول جهانی داشته باشند و مساله‏ای جهانی باشد.

    قابل یادآوری است که برای پاسداشت زبان پارسی به عنوان زبان ملی و علمی ایران لازم است که به زبان پارسی نوشته شود و کسانی که به زبان ملی نمی‏نویسند و فقط به زبان انگلیسی می‏نویسند خیلی زود آثارشان تاثیر و اعتبار علمی خود را در سطح ملی از دست می‏دهند. اگر  زبانی به عنوان کانال ارتباطی علمی در خدمت علم و پژوهش و کشور قرار نگیرد، بعد از مدتی غیرقابل استفاده خواهد بود و در بیان مفاهیم ساده ناتوان خواهد بود. همچنین به این نتیجه رسیدم که کتاب‏های پارسی زبان در سطح ملی  تاثیر پژوهشی (Research Impact)، تاثیر آموزشی (Educational Impact) و تاثیر استنادی (Citation Impact بیش‏تری نسبت به مقاله‏های انگلیسی دارند. البته نه هر کتابی، بلکه کتابی که حداقل ارزش یکبار خواندن داشته باشد.
                نیز نگاه کنید به:

همکاری علمی پژوهشی

علم محصول کنجکاوی، تفکر، تعقل، خرد و تجربه فردی و گروهی است و تمام ملت‏های جهان در تولید آن نقش دارند. علم را از بُعد تولید میتوان به دو دسته تقسیم کرد:

الف. تولید علمی فردی

فرایندی است که پدیدآورنده، از ایده اولیه تا ارائه محصول فکری خود به جامعه، کلیه فعالیت‌های علمی را به طور مستقل و به صورت انفرادی طی می‌کند.

ب. تولید علمی گروهی

فرایندی است که یک گروه، مرکب از چند پدیدآورنده طی می‌کند تا یک اثر فکری به صورت گروهی تولید شود و به ثمر برسد. در این فرایند هر یک از اعضای گروه در تولید آن اثر انجام وظیفه می‌کنند.

تولید علمی گروهی به معنای همکاری افراد مناسب، در زمان مناسب، برای انجام کار علمی مناسب است که موجب افزایش نوآوری، خلاقیت، پیشرفت و ترقی گروه می‌شود. این امر مستلزم ارتباط مداوم، متقابل و نزدیک بین اعضای گروه است (نوروزی و ولایتی، 1388، ص.16).

«نهضت همکاری علمی» جایگاه ویژه‌ای در فرایند توسعه علمی کشور دارد. توسعه علمی و کسب دستاوردهای پژوهشی بزرگ به تعاون، مشارکت و همکاری همه پژوهشگران و دانشمندان نیازمند است. بدین سبب، مشارکت و همکاری یکی از سازوکارهای توسعه علمی به‌شمار می‌رود و نقش کلیدی در همه حوزه‏های علمی دارد و موجبات شکوفایی و بالندگی کشور را فراهم می‌نماید. بهره‌گیری از شیوه همکاری علمی، رضایت نهایی مردم و خیر و صلاح کشور را به همراه دارد. امید و آرزوی ما این است که نویسندگان و پژوهشگران هم‌فکر و هم‌آرمان بتوانند در تحقق بخشیدن به توسعه علمی پایدار کشور موفق باشند.

لودل (2002) با توجه به اظهارنظرهای پژوهشگران مختلف، در نهایت همکاری پژوهشی را «نظامی شامل فعالیت‌های پژوهشی که توسط چند پژوهشگر با استفاده از یک روش کارآمد و هماهنگ در جهت رسیدن به اهداف پژوهشی منطبق با اهداف پژوهشی یا علاقه این افراد انجام می‌شود» تعریف می‌کند. وی نتایج حاصل از این تعریف را این‌گونه بر می‌شمارد:

الف. هدف پژوهشی مشترک، الزاماً پیش‌فرضی برای همکاری نیست. یک پژوهشگر ممکن است با توجه به علاقه شخصی خود دست به همکاری بزند. یعنی ممکن است فقط تمایلی شخصی برای کمک به پژوهشگری دیگر منجر به همکاری پژوهشی شود؛

ب. همکاری‌ها با توجه به فعالیت‌ها تعریف می‌شوند و نه افراد همکار آن؛ به این ترتیب می‌توان تصمیم گرفت که آیا حامیان مالی، دستیاران فنی، و دیگر افرادی که در انجام یک پژوهش کمک کرده‌اند، شامل همکاران می‌شوند یا نه. با توجه به تعریف کلی ارائه شده، افرادی جزو همکاران پژوهشی به حساب می‌آیند که فعالیت پژوهشی را اداره کنند، یعنی فعالیتی که هدف از آن خلق دانش نوین است؛ و

پ. مفهوم همکاری تنها زمانی باید به‌کار برده شود که فعالیت پژوهشی، تعاملات فردی را دربرگیرد. از این‌رو، ارتباطات رسمی یا استناد به پژوهشگران دیگر از این دسته به حساب نمی‌آید. اما چون برای انجام هر پژوهش از کارهای پیشین پژوهشگران استفاده می‌شود، هر پژوهش علمی در ابعادی که دارد می‌تواند نوعی از همکاری تلقی شود. حال آن‌که تولید دانش جمعی بر اساس ارتباطات رسمی متفاوت از همکاری انجام شده در قالب یک فعالیت اجتماعی است (لودل، 2002، نقل در حریرچی، 1384).

 همکاری بین‌المللی در علم واقعیتی است که در گذشته و حال در سطح جهان مطرح بوده و هست، چرا که همواره فرض بر این بوده است که علم می‌تواند به سلامت و رفاه ساکنان کره زمین کمک کند. همکاری بین‌المللی به درک مسؤولیت‌های عمومی همه انسان‌ها و تبادل اطلاعات در زمینه حل گره‌گاه‌های مختلف کمک می‌کند.

منشا و بنیان همکاری علمی را باید با مطالعه تاریخ گذشته آغاز کرد. همکاری علمی ویژگی مهم ساختار پژوهش علمی معاصر است، البته کار گروهی علمی از قرن بیستم نمود پیدا نکرده و در واقع همکاری علمی مفهومی تازه نیست، بلکه واکنشی در برابر پدیده «حرفه‌ای شدن» علم است. حرفه‌ای شدن، فرایندی است که گروهی از پژوهشگران را با مجموعه‌ای از گرایش‌ها -گرایش‌هایی را که هم فراگیر و هم منحصر به فرد هستند- سازمان می‌دهد، به این معنی که حرفه‌ای شدن، قواعد، حقوق، و راه و رسم دسترسی به یک گروه را در برمی‌گیرد؛ چه به این صورت که اعضای یک گروه را گرد هم آورد و یا این‌که آن‌ها را از سایر افراد در جامعه بزرگ‌تری جدا سازد (رحیمی و فتاحی، 1386).

همکاری‌های علمی‌پژوهشی ریشه در قرن هفدهم میلادی و مکاتبه‌های علمی میان دانشمندان در کشورهای انگلستان، فرانسه، و آلمان دارد. اما اوج همکاری‌های علمی را باید پس از جنگ جهانی دوم جستجو کرد. پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال آن آغاز جنگ سرد، توجه کشورهای جهان به علم و فناوری دوچندان شد، چنان‏که پیشرفت در علم و فناوری از پیچیدگی‌های خاص خود برخوردار گشت. امور پژوهشی نیازمند بودجه‌های کلان، منابع انسانی متخصص در حد وسیع و در رشته‌های گوناگون، تجهیزات و وسایل پیچیده شد که در بسیاری از موارد تامین آن‌ها از عهده یک کشور خارج بود. این موضوع سبب شد تا کشورها به همکاری در زمینه‌های علوم و فناوری روی آورند و سازمان‌ها و مراکز علمی‌پژوهشی منطقه‌ای و بین‌المللی تاسیس شوند، برای مثال، می‌توان از فرهنگستان علوم جهان سوم و یا سازمان پژوهش‌های هسته‌ای اروپا (سِرن) را نام برد  (نوروزی و ولایتی، 1388،  ص.108).

همکاری‌های علمی دارای مزایای زیادی هستند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

o     بالا بردن میزان همکاری‌های علمی-اقتصادی؛

o     کاهش هزینه‌های پژوهشی؛

o  ارتباط علمی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بین کشورها و تقلیل تنش‌ها، و کمک به ایجاد صلح و آرامش در منطقه؛

o     کاهش تعارضات و چالش‌ها بین کشورها؛

o     مبادله دانشجو، و اعضای هیات علمی بین کشورها؛

o    افزایش تفاهم متقابل در طرفین همکار و کاهش فاصله بین آن‌ها و در نتیجه افزایش همکاری میان اعضا؛

o     افزایش ضریب تاثیر مقاله‌های تالیفی مشترک؛

o     بالا بردن میزان همکاری‌های منطقه‌ای؛

o     بهبود کیفیت کارها و تولیدات علمی؛

o     افزایش میزان بهره‌وری علمی؛

o     افزایش بازده و کارایی اعضای گروه؛

o     افزایش تعهد کاری پژوهشگران؛

o     شکوفایی استعدادهای درخشان و ایده‌های نو، و پویایی گروه پژوهشی؛

o     تقویت انگیزش و دلبستگی پژوهشگران به گروه؛

o     شکستن فرهنگ سکوت و انزوا؛

o     کاهش تعارض و برخوردها میان پژوهشگران؛

o     تقویت روح ابتکار و حسن مسؤولیت در همکاران؛

o     تقویت تفکر سیستمی پژوهشگران؛

o     ایجاد امکان استفاده از تجارب عملی، اندیشه‌ها و نظرهای همدیگر؛

o    ایجاد زمینه مناسب برای پذیرش تغییرات و تحولات مناسب در کمیت و کیفیت کارهای علمی؛

o     افزایش رضایت‌مندی کاربران نهایی محصولات و تولیدات فکری؛

o افزایش انعطاف‌پذیری و انطباق‌پذیری در نگرش‌ها و ظرفیت انجام کار پژوهشگران؛

o     استفاده بهینه از امکانات و فناوری‌های موجود؛

o     افزایش مهارت‌ها و دانش پژوهشگران و هم‌افزایی؛ و

o    فراهم کردن زمینه‌های تحول، ایده‌پردازی و نوآوری گروهی (نوروزی و ولایتی، 1388، ص. 84-85).

منابع

حریرچی، گویا (1384). بررسی عوامل همکاری نویسندگان ایرانی در تدوین مقالات مشترک آی. اس. آی با نویسندگان خارجی در حوزه علوم تجربی در سال 2003 میلادی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع‌رسانی، دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران.

رحیمی، ماریه، و فتاحی، رحمتالله (1386). همكاری علمی و تولید اطلاعات: نگاهی به مفاهیم و الگوهای رایج در تولید علمی مشترك. فصلنامه كتاب، دوره71، شماره2، ص. 238-245 .

نوروزی، علیرضا، و ولایتی، خالید (1388). همکاری علمی‏پژوهشی: جامعهشناسی همکاری علمی. تهران: چاپار.

 

مدخل ویکی‏پدیا نیز برای آن ساخته شد: 

سپاسگزاری در آثار علمی و قدردانی از افراد

بحثی که در گروه بحث ایرانکیس در مورد آقای ابراهیم عمرانی بزرگوار،کتابدار اعظم، مطرح شد مرا برآن داشت که به پاس خدمات و کارهای او این یادداشت را بنویسم. به نظر من قدردانی و سپاسگزاری دو وجه دارد: یک) قدردانی به خاطر خدمات و عملکرد فرد، و دو) سپاسگزاری به خاطر مشارکت در تولید علمی (در آثار علمی خاص).

قدردانی به خاطر خدمات و عملکرد شایسته

در کشوری که کمتر مدیر کتابخانه دانشکده‏ای یا دانشگاهی تخصص کتابداری دارد و اغلب اعضای هیات علمی گروه‏‏های دیگر در رأس کتابخانه هستند، آقای عمرانی (کتابدار) سال‏ها کتابخانه دانشکده علوم دانشگاه تهران را با همکاری و همیاری کارکنان گرانقدر آن‏جا به خوبی هدایت کرده است. بدون شک قدردانی و سپاسگزاری از افراد یک رفتار شایسته‏ای است و قدردانی و گرامیداشت افراد در زمان حیات آن‏ها بسیار زیبا است. بنابراین، قدردانی از خدمات و کارهای آقای عمرانی در سطح دانشگاهی و در سطح ملی ارزشمند است. در سطح دانشگاهی بایستی کتابداران دانشگاه اقدام کنند و در سطح ملی انجمن کتابداری نقش مهمی ایفا می‏کند.

سپاسگزاری در تولید آثار علمی

گاهی اوقات، افراد زیادی در تولید یک اثر علمی (مقاله، کتاب، پایان‏نامه، و ...) دخیل هستند. سپاسگزاری از آن‏ها حداقل کاری است که باید انجام شود. نحوه سپاسگزاری از آن‏ها در دو مورد کتاب و مقاله بستگی به توافق و تفاهم نویسنده دارد.

سپاسگزاری در مقاله و کتاب

اگر نقش فرد در تولید محتوای فکری یک اثر به اندازه‏ای مهم و برجسته باشد که بدون آن فرد، امکان تولید اثر و یا چاپ و نشر آن ممکن نباشد باید به صراحت نام او را ذکر کرد و نقش علمی او را بیان کرد. اگر اثر یک مقاله علمی باشد، در برخی از موارد نام فرد صاحب نظر به عنوان نویسنده همکار آورده می‏شود. در نگارش و ویرایش یک مقاله علمی، اگر نقش فرد صاحب نظر در حد مطالعه اثر، بیان اشکالات ویرایشی و ادبی و گرامری و ارائه نقطه‏نظرهای کلی برای بهبود سطح علمی اثر باشد، در این صورت در بخش سپاسگزاری بایستی از او قدردانی کرد. کاری که در اغلب مقاله‏های خارجی انجام می‏شود. ولی متاسفانه در مقاله‏های فارسی قدردانی و سپاسگزاری چندان رسم نیست، که امید است که بیش‏تر مورد توجه قرار گیرد. در مقاله‏های انگلیسی گاهی نویسنده از داورانی که نام آن‏ها گمنام است و چه بسا بدون راهکارها و نقطه‏نظرهای ارزشمند آن‏ها امکان اخذ پذیرش نهایی برای مقاله نبوده است نیز قدردانی می‏شود.

سپاسگزاری در پایان‏نامه

پایان‏نامه اثر پژوهشی یک دانشجو است. به طور معمول قرار است که مساله‏ای پژوهشی برخاسته از مطالعه و پژوهش توسط خود دانشجو مطرح گردد و در راستای تدوین آن تا حد امکان از نقطه‏نظرهای صاحب‏نظران استفاده شود و قرار است که تمامی مراحل پژوهش از انتخاب موضوع، شیوه گردآوری داده‏ها، روش پژوهش تا تحلیل داده‏ها و نتیجه‏گیری را خود دانشجو انجام دهد و در راستای انجام آن در مواقع لزوم با اساتید راهنما و مشاور هم مشورت کند. این وضعیت مطلوب و ایده‏آل یک پایان‏نامه است.

اما اگر مسأله پژوهشی برخاسته از مطالعه و پژوهش توسط خود دانشجو نباشد، بلکه یک استاد یا پژوهشگر دیگری آن موضوع را به دانشجو پیشنهاد کرده باشد، به ناچار بایستی از آغاز تا انجام پایان‏نامه دانشجو را همراهی کند. در چنین حالتی حداقل احترامی که باید به آن استاد یا پژوهشگر گذاشت این است که نام او به عنوان استاد مشاور یا مشاور دوم پایان‏نامه ذکر شود. در این نوع پایان‏نامه در تمام مراحل پژوهش از انتخاب موضوع گرفته تا شیوه گردآوری داده‏ها آن استاد یا پژوهشگری که موضوع پایان‏نامه را پیشنهاد کرده است بایستی همراه دانشجو باشد؛ در غیر این صورت پایان‏نامه به سرانجام نخواهد رسید. متاسفانه برخی از گروه‏های دانشگاهی ایران حاضر نیستند که استاد مشاور یا حتی مشاور دوم پایان‏نامه از خارج از دانشگاه باشد، در حالی که قوانین تمام دانشگاه‏ها اجازه می‏دهد که استاد مشاور خارج از دانشگاه محل تحصیل دانشجو باشد و داشتن مدرک دکترا برای استاد مشاور شدن کافی است. برخی گروه‏ها و دانشگاه‏ها در ابتدا حکم استاد مشاور برای استاد یا پژوهشگر موردنظر می‏زنند؛ اما در پایان انجام پایان‏نامه چند هفته قبل از دفاع، استاد راهنما یا مشاور اول دانشجو را تحت فشار گذاشته که بایستی نام فلان استاد را حذف کنید؛ در غیر این صورت اجازه دفاع ندارید؛ در حالی که بدون حمایت‏های فکری آن استاد انجام پایان‏نامه غیرممکن می‏نمود. این وضعیت خیلی ناخوشایند است. این وضعیتی است که اخلاق آکادمیک و اخلاق پژوهش و مرام‏نامه اخلاقی دانشگاه‏ها را زیر سؤال برده است و امید است که اساتید راهنما به خاطر یک پایان‏نامه دانشجویی دست به چنین کارهای زشت و ناپسندی نزنند. این موردی است که تاکنون چندین بار برای اینجانب پیش آمده است و به خاطر همین تا استاد راهنمای یک پایان‏نامه مورد اطمینان نباشد در پایان‏نامه‏ها دخالت نمی‏کنم.

تولیدات علمی اعضای هیات علمی گروه‏های ریاضی دانشگاه‏های دولتی شهر تهران در پایگاه اطلاعاتی Web of Sc

نویسندگان: علیرضا نوروزی و مهدیه‏السادات حیدری

چکیده

اعضای هیات علمی گروه‏های ریاضی دانشگاه‏های دولتی شهر تهران از سال 1990 تا پایان سال 2008 در پایگاه استنادی (WoS)Web of Science  است. این پژوهش کاربردی از نوع توصیفی بوده و برای گردآوری داده‏های آن از ابزارها و فنون علم‏سنجی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 541 مورد از تولیدات علمی موجود در پایگاه اطلاعاتیWoS است که توسط اعضای هیات علمی گروه‏های ریاضی دانشگاه‏های دولتی شهر تهران در فاصله سال‏های 1990 تا پایان سال 2008 میلادی منتشر شده‏اند. برای تحلیل داده‏ها نیز از آمار توصیفی استفاده شده است. نتایج نشان می‏دهند که تولیدات علمی گروه‏های ریاضی سیر صعودی داشته و در سال 2007 به اوج خود رسیده است. از نظر نوع مدرک، بیش‏ترین تعداد مربوط به «مقاله اصیل» و از لحاظ موضوعی، بیش‏ترین تعداد در رابطه با «ریاضیات و ریاضیات کاربردی» بوده است. بیش‏ترین مدارک، دو ‏نویسنده‏ای و حاصل همکاری علمی بوده و پُرکارترین دانشگاه از نظر تعداد تولیدات علمی، دانشگاه تهران بوده است. در مجموع، می‏توان نتیجه گرفت اگرچه تولیدات علمی گروه‏های ریاضی دانشگاه‏های دولتی شهر تهران روند روبه‏رشدی داشته است؛ اما با فراهم‏سازی شرایط و حمایت مناسب از ریاضیدانان ایرانی، می‏توان تعداد تولیدات علمی را بالا برد و آثار با کیفیت‏‏تری در مجله‏های معتبر نمایه ‏شده در پایگاه WoS منتشر کرد، که این امر به نوبه خود به ارتقای جایگاه دانشگاه‏های ایران در رتبه‏بندی بین‏المللی کمک خواهد کرد.

کلیدواژه‏ها: علم‏سنجی، علم ریاضیات، تولید علم، پایگاه‏ اطلاعاتی، اعضای هیات علمی

منبع: تولیدات علمی اعضای هیات علمی گروه‏های ریاضی دانشگاه‏های دولتی شهر تهران در پایگاه اطلاعاتی Web of Science. ارتباط علمی.

ارزیابی گروه‌های کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران بر مبنای مقاله‌های بین‌المللی

علیرضا نوروزی

چکیده

یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت یک رشته علمی، توان پژوهشی و کیفیت مقاله‌های چاپ شده آن رشته در سطح ملی و بین‌المللی است که توانایی رقابت علمی آن رشته را نشان می‌دهد. در این راستا انتشار مقاله در مجله‌های معتبر بین‌المللی که اغلب به زبان انگلیسی هستند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف از این نوشته بررسی وضعیت کمّی مقاله‌های منتشر شده به زبان انگلیسی توسط متخصصان علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران در سطح بین‌لمللی است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که وضعیت کمّی مقاله‌های منتشر شده توسط متخصصان کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران در سطح بین‌المللی پایین است و توجه بیش‌تری را می‌طلبد. با وجود این، مقایسه تعداد تولیدات علمی کتابداران ایرانی نسبت به دوره قبل و بعد از انقلاب اسلامی نشان می‌دهدکه تعداد مقاله‌های منتشر شده بعد از انقلاب رشد خوبی داشته است.

کلیدواژه‌ها: کتابداری و اطلاع‌رسانی، ایران، علم‌سنجی، کتاب‌سنجی، تولید علم

منبع: نوروزی، علیرضا (1388). ارزیابی تولیدات علمی متخصصان علوم کتابداری و اطلاع‏رسانی ایران بر مبنای مقاله‏های بین‏المللی موجود در پایگاه استنادی Web of Science (1971-2008). کتاب ماه کلیات، شماره 136، سال 12، شماره 4، فروردین، ص.٢۴-٣۵.

نقدی بر کاربردهای عملی قانون برافورد (پراکندگی مقاله های علمی یک حوزه)

دو نویسنده نامدار دانمارکی یعنی بیرژه یورلند (Birger Hjørland) و جپ نیکولایسن (Jeppe Nicolaisen) (۲۰۰۷) به بررسی قانون برادفورد (پراکندگی متون علمی و موضوع ها و تعیین مجله­های هسته یک رشته) پرداخته و بر این باورند که این قانون باید بازنگری شود. قابل ذکر است که سه قانون اصلی کتابسنجی عبارتند از: قانون لوتکا، قانون برادفورد و قانون زیف.

قانون برادفورد به عنوان مبنایی برای مجموعه سازی، نحوه انتخاب مجله های علمی برای کتابخانه ها، میزان پوشش مجله ها توسط پایگاه های اطلاعاتی و غیره به کار برده می­شود. نیسونژر (۱۹۹۸به نقل از یورلند و نیکولایسن) بر این باور است که قانون برادفورد می تواند در موارد زیر به کار گرفته شود:

- گزینش یا عدم گزینش (کنارگذاشتن)

- تعیین مجله های هسته

- ارزیابی مجموعه

- هزینه-سودمندی

- انتخاب مجله های با اولویت بالا

برادفورد خود نتیجه می­گیرد که ممکن است افراد پیشداوری کنند که مقاله های منتشر شده در مجله های هسته یک رشته به نسبت مقاله هایی که در مجله های غیرهسته منتشر می­شوند از اهمیت بالاتر و برتری برخوردار هستند. لذا این بدان معنی است که مجله هایی که مقاله های بیشتری در مورد یک موضوع منتشر می­کنند، مقاله های ارزشمندتری در مورد آن موضوع منتشر می­کنند.  

نکته ای که باید توجه داشت این است که در بسیاری از پژوهش­های مبتنی بر قانون برادفورد مبنا را عنوان مقاله ها مدنظر قرار می دهند و کمتر به بررسی پراکندگی مفاهیم در کلیدواژه ها و متن مقاله ها پرداخته شده است. بر این اساس اگر مبنای پژوهش­های مبتنی بر قانون برادفورد کلیدواژه­های عنوان، توصیفگرها، متن یا منابع قرار گیرد نتایج مختلفی به دست خواهد آمد. پریتز (۱۹۸۴) در مطالعه ای نشان می­دهد که فراوانی عناوین غیراطلاعاتی (Non-informative) و گنگ (عنوان با متن مطابقت ندارد) در مجله های کتابداری 21 درصد و در مجله های جامعه شناسی 15 درصد هستند. ایشان همچنین نشان می­دهد که عناوین غیراطلاعاتی در مجله های اندکی تمرکز دارند.

در نتیجه، پیشنهاد می شود که در هنگام گزینش یا حذف مجله ها از مجموعه کتابخانه از نظر کارشناسان موضوعی استفاده شود و فقط به قانون برادفورد اکتفا نشود.

منبع

Nicolaisen, Jeppe, & Hjørland, Birger (2007). Practical potentials of Bradford's law: A critical examination of the received view. Journal of Documentation,  63(3): 359-377. 

عبور از مرزهای دانش به عنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات میان رشته ای

پیرس (۱۹۹۹) در پژوهشی کتابسنجی به بررسی رفتار مؤلفان در عبور از مرزهای دانش می پردازد. وی سه نوع رفتار دلالت بر عبور یا شکستن مرزهای دانش و بین رشته ای شدن علوم شناسایی می نماید که عبارتند از:

            وام گیری یک نظریه یا روش از حوزه های علمی دیگر

            همکاری و مشارکت با نویسندگان همکار از سایر حوزه های علمی

            انتشار آثار علمی در مجله های سایر حوزه های علمی

وی معتقد است که انتشار آثار یک حوزه علمی در مجله های حوزه های علمی دیگر مؤثرترین روش عبور از مرزهای دانش محسوب می شود. وی در پژوهش خود متوجه می شود که  ۱۹۹ مقاله منتشر شده در مجله های هسته رشته های علوم سیاسی و علوم اجتماعی توسط نویسندگان از سایر حوزه های علمی نوشته شده است. تحلیل استنادی نشان می دهد که این مقاله ها تعداد استنادهای بیشتری از سایر حوزه های علمی بجز حوزه علمی نویسنده یا به اصطلاح حوزه خانگی دریافت کرده اند. وی به این نتیجه می رسد که شکستن مرزهای دانش سودمند و موفقیت آمیز است.

Pierce, S. J. (1999). Boundary crossing in research literatures as a means of interdisciplinary information transfer. Journal of the American Society for Information Science, 50(3), 271-279.