علم
محصول کنجکاوی، تفکر، تعقل، خرد و تجربه فردی و گروهی است و تمام ملتهای جهان در
تولید آن نقش دارند. علم را از بُعد تولید میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
الف.
تولید علمی فردی
فرایندی
است که پدیدآورنده، از ایده اولیه تا ارائه محصول فکری خود به جامعه، کلیه فعالیتهای علمی را به طور مستقل و به صورت انفرادی طی میکند.
ب. تولید
علمی گروهی
فرایندی
است که یک گروه، مرکب از چند پدیدآورنده طی میکند تا یک اثر فکری به صورت گروهی تولید شود و به ثمر
برسد. در این فرایند هر یک از اعضای گروه در تولید
آن اثر انجام وظیفه میکنند.
تولید
علمی گروهی به معنای همکاری افراد مناسب، در زمان مناسب، برای انجام کار علمی مناسب
است که موجب افزایش نوآوری، خلاقیت، پیشرفت و ترقی گروه میشود. این امر مستلزم ارتباط
مداوم، متقابل و نزدیک بین اعضای گروه است (نوروزی و ولایتی، 1388، ص.16).
«نهضت همکاری علمی» جایگاه ویژهای در
فرایند توسعه علمی کشور دارد. توسعه علمی و کسب دستاوردهای پژوهشی بزرگ به تعاون،
مشارکت و همکاری همه پژوهشگران و دانشمندان نیازمند است. بدین سبب، مشارکت و
همکاری یکی از سازوکارهای توسعه علمی بهشمار میرود و نقش کلیدی در همه حوزههای
علمی دارد و موجبات شکوفایی و بالندگی کشور را فراهم مینماید. بهرهگیری از شیوه همکاری علمی، رضایت نهایی مردم و خیر و صلاح کشور
را به همراه دارد. امید و آرزوی ما این است که نویسندگان و
پژوهشگران همفکر و همآرمان بتوانند
در تحقق بخشیدن به توسعه علمی پایدار کشور موفق باشند.
لودل (2002) با توجه به اظهارنظرهای پژوهشگران
مختلف، در نهایت همکاری پژوهشی را «نظامی شامل فعالیتهای پژوهشی که توسط چند
پژوهشگر با استفاده از یک روش کارآمد و هماهنگ در جهت رسیدن به اهداف پژوهشی منطبق
با اهداف پژوهشی یا علاقه این افراد انجام میشود» تعریف میکند. وی نتایج حاصل از
این تعریف را اینگونه بر میشمارد:
الف. هدف پژوهشی مشترک، الزاماً پیشفرضی برای
همکاری نیست. یک پژوهشگر ممکن است با توجه به علاقه شخصی خود دست به همکاری بزند. یعنی
ممکن است فقط تمایلی شخصی برای کمک به پژوهشگری دیگر منجر به همکاری پژوهشی شود؛
ب. همکاریها با توجه به فعالیتها تعریف میشوند
و نه افراد همکار آن؛ به این ترتیب میتوان تصمیم گرفت که آیا حامیان مالی، دستیاران
فنی، و دیگر افرادی که در انجام یک پژوهش کمک کردهاند، شامل همکاران میشوند یا
نه. با توجه به تعریف کلی ارائه شده، افرادی جزو همکاران پژوهشی به حساب میآیند
که فعالیت پژوهشی را اداره کنند، یعنی فعالیتی که هدف از آن خلق دانش نوین است؛ و
پ. مفهوم همکاری تنها زمانی باید بهکار برده
شود که فعالیت پژوهشی، تعاملات فردی را دربرگیرد. از اینرو، ارتباطات رسمی یا
استناد به پژوهشگران دیگر از این دسته به حساب نمیآید. اما چون برای انجام هر
پژوهش از کارهای پیشین پژوهشگران استفاده میشود، هر پژوهش علمی در ابعادی که دارد
میتواند نوعی از همکاری تلقی شود. حال آنکه تولید دانش جمعی بر اساس ارتباطات
رسمی متفاوت از همکاری انجام شده در قالب یک فعالیت اجتماعی است (لودل، 2002، نقل
در حریرچی، 1384).
همکاری
بینالمللی در علم واقعیتی است که در گذشته و حال در سطح جهان مطرح بوده و هست،
چرا که همواره فرض بر این بوده است که علم میتواند به سلامت و رفاه ساکنان کره زمین
کمک کند. همکاری بینالمللی به درک مسؤولیتهای عمومی همه انسانها و تبادل
اطلاعات در زمینه حل گرهگاههای مختلف کمک میکند.
منشا و بنیان همکاری
علمی را باید با مطالعه تاریخ گذشته آغاز کرد. همکاری علمی ویژگی مهم ساختار پژوهش
علمی معاصر است، البته کار گروهی علمی از قرن بیستم نمود پیدا نکرده و در واقع
همکاری علمی مفهومی تازه نیست، بلکه واکنشی در برابر پدیده «حرفهای شدن» علم است.
حرفهای شدن، فرایندی است که گروهی از پژوهشگران را با مجموعهای از گرایشها -گرایشهایی
را که هم فراگیر و هم منحصر به فرد هستند- سازمان میدهد، به این معنی که حرفهای
شدن، قواعد، حقوق، و راه و رسم دسترسی به یک گروه را در برمیگیرد؛ چه به این صورت
که اعضای یک گروه را گرد هم آورد و یا اینکه آنها را از سایر افراد در جامعه بزرگتری
جدا سازد (رحیمی و فتاحی، 1386).
همکاریهای علمیپژوهشی ریشه در قرن هفدهم
میلادی و مکاتبههای علمی میان دانشمندان در کشورهای انگلستان، فرانسه، و آلمان
دارد. اما اوج همکاریهای علمی را باید پس از جنگ جهانی دوم جستجو کرد. پس از جنگ
جهانی دوم و به دنبال آن آغاز جنگ سرد، توجه کشورهای جهان به علم و فناوری دوچندان
شد، چنانکه پیشرفت در علم و فناوری از پیچیدگیهای خاص خود برخوردار گشت. امور
پژوهشی نیازمند بودجههای کلان، منابع انسانی متخصص در حد وسیع و در رشتههای
گوناگون، تجهیزات و وسایل پیچیده شد که در بسیاری از موارد تامین آنها از عهده یک
کشور خارج بود. این موضوع سبب شد تا کشورها به همکاری در زمینههای علوم و فناوری
روی آورند و سازمانها و مراکز علمیپژوهشی منطقهای و بینالمللی تاسیس شوند،
برای مثال، میتوان از فرهنگستان علوم جهان سوم و یا سازمان پژوهشهای
هستهای اروپا (سِرن) را نام برد
(نوروزی و ولایتی، 1388، ص.108).
همکاریهای علمی دارای مزایای زیادی هستند که مهمترین
آنها عبارتند از:
o بالا
بردن میزان همکاریهای علمی-اقتصادی؛
o کاهش
هزینههای پژوهشی؛
o ارتباط
علمی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بین کشورها و تقلیل تنشها، و کمک به ایجاد صلح و آرامش در منطقه؛
o کاهش
تعارضات و چالشها بین کشورها؛
o مبادله
دانشجو، و اعضای هیات علمی بین کشورها؛
o افزایش تفاهم متقابل در طرفین همکار و کاهش فاصله بین آنها
و در نتیجه افزایش همکاری میان اعضا؛
o افزایش
ضریب تاثیر مقالههای تالیفی مشترک؛
o بالا بردن میزان همکاریهای منطقهای؛
o بهبود کیفیت کارها و تولیدات علمی؛
o افزایش میزان بهرهوری علمی؛
o افزایش بازده و کارایی اعضای گروه؛
o افزایش تعهد کاری پژوهشگران؛
o شکوفایی استعدادهای درخشان و ایدههای نو، و پویایی گروه
پژوهشی؛
o تقویت انگیزش و دلبستگی پژوهشگران به گروه؛
o شکستن فرهنگ سکوت و انزوا؛
o کاهش تعارض و برخوردها میان پژوهشگران؛
o تقویت روح ابتکار و حسن مسؤولیت در همکاران؛
o تقویت تفکر سیستمی پژوهشگران؛
o ایجاد امکان استفاده از تجارب عملی، اندیشهها و نظرهای
همدیگر؛
o ایجاد زمینه مناسب برای پذیرش تغییرات و تحولات مناسب در
کمیت و کیفیت کارهای علمی؛
o افزایش رضایتمندی کاربران نهایی محصولات و تولیدات فکری؛
o افزایش انعطافپذیری و انطباقپذیری در نگرشها و ظرفیت
انجام کار پژوهشگران؛
o استفاده بهینه از امکانات و فناوریهای موجود؛
o افزایش مهارتها و دانش پژوهشگران و همافزایی؛ و
o فراهم کردن زمینههای تحول، ایدهپردازی و نوآوری گروهی (نوروزی و ولایتی، 1388، ص. 84-85).
منابع
حریرچی، گویا (1384). بررسی عوامل همکاری نویسندگان ایرانی
در تدوین مقالات مشترک آی. اس. آی با نویسندگان خارجی در حوزه علوم تجربی در سال
2003 میلادی. پایاننامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاعرسانی، دانشکده علوم
تربیتی دانشگاه تهران.
رحیمی،
ماریه، و فتاحی،
رحمتالله (1386). همكاری علمی و تولید
اطلاعات: نگاهی به مفاهیم و الگوهای رایج در تولید علمی مشترك. فصلنامه كتاب، دوره71،
شماره2، ص. 238-245 .
نوروزی،
علیرضا، و ولایتی، خالید (1388). همکاری علمیپژوهشی: جامعهشناسی همکاری علمی. تهران:
چاپار.
مدخل ویکیپدیا نیز
برای آن ساخته شد: