پیشرفت و گسترش واژگان و ادبیات ملی یک رشته مستلزم نوشتن و واژه سازی به زبان ملی

پیشرفت و گسترش واژگان و ادبیات ملی یک رشته مستلزم نوشتن و واژه سازی به زبان ملی و بومی است.

هیچ آیین نامه یا قانون ملی و بین المللی نگفته است که یک نویسنده اجازه ندارد «اندیشه، فکر و سخن» خود را که در یک مقاله مطرح کرده  به زبان دیگری مطرح کند. اغلب سردبیران پس از انتشار با ترجمه مقاله نویسندگان به زبان های دیگر (به شرط ذکر منبع و ذکر نام نویسنده اصلی) موافقت می کنند و نویسندگان هم خوشحال می شوند اندیشه آنها به زبان دیگری هم مطرح شود، فقط یک نامه به عنوان مجوز نیاز است.

اگر ما ایرانی ها می خواهیم زبان ملی کشورمان (زبان پارسی) پاس داشته شود، باید در حوزه های علمی و فنی مباحث جدید را به زبان پارسی هم مطرح کنیم. اگر شما اعتقاد دارید که بحث هایی که به زبان انگلیسی نوشته شده اند نباید به زبان پارسی برگردانده شوند یا نباید خلاصه مطلب به زبان پارسی مطرح شود، چگونه انتظار دارید که چند دهه بعد زبان پارسی بتواند زبان علمی و فنی ایران باشد؟ اگر امروز کشورهای عرب شمال آفریقا در بیان اندیشه های خود به زبان عربی قاصرند به این دلیل است که زبان عربی هم فقیر مانده است و اندیشه های جدید به زبان فرانسه و انگلیسی مطرح می شوند و حتی وقتی حرف می زنند مجبورند، پنجاه درصد واژه های فرانسوی را وارد زبان عربی کنند. نوشتن به زبان ملی یک کشور برای پیشرفت و گسترش واژگان و ادبیات ملی هر رشته ای ضروری است.


 بازچاپ مقالات همایش

تمامی همایش های خارجی افتخارشان این است که بگویند که بهترین مقاله شما نویسندگان در نهایت در مجلات معتبر بین المللی چاپ خواهد شد و به این صورت پژوهشگران را ترغیب می کنند که برای آنها مقاله ارسال نمایند. پس، حداقل در این مورد می توان خارجی ها را الگو قرار داد. نمونه عینی هم زیاد است.

منظور از ترجمه در این جا، ترجمه و برگردان اندیشه به زبان دیگر است و طرف سخن من با کسانی نیست که اثر دیگران (کتاب و مقاله) را بدون مجوز نویسنده و ناشر ترجمه می کنند.

نویسنده آزاد است و آزادی آکادمیک دارد

ترجمه یا برگردان  همزمان یک مقاله به دو زبان ملی و بین المللی سودمند است

اگر نویسنده ای ایرانی بتواند نوشته خود را به هر دو زبان پارسی و انگلیسی بنویسید؛ کار او ارزشمند است و هیچ عمل خلافی مرتکب نشده است. ولی این کار زمان بر است و گاهی دو مقاله صرفاً ترجمه نیستند بلکه نویسنده ناچار است به دو زبان مختلف مقاله را بنویسید و ساختار و ادبیات مقاله کلاً عوض می شود.  

نویسنده می تواند در یادداشت های یکی از دو مقاله بنویسد: «این مقاله پیشتر به زبان ... در مجله .... منتشر شده است». اگر نویسندگان فرصت چنین کاری ندارند، حداقل می توانند خلاصه تمام نما یا برگردان آزاد مقاله خود را به زبان پارسی هم منتشر کنند و به پیشرفت ادبیات رشته خود (توسعه زبان و واژگان فنی و ...) کمک کنند. این کار باعث می شود که در ادبیات بومی و ملی نیز حرف برای گفتن داشته باشند و جزو صاحب نظران حوزه مطرح شوند.

برخی نویسندگان برای اینکه به قولی شو (نمایش) بدهند و از دانشگاه یا مرکز پژوهشی خود اعتبار و گرنت و تشویقی مالی دریافت کنند ترجیح می دهند که فقط به زبان انگلیسی بنویسند که موضوع بحث ما نیستند و نمی توان نیت نویسندگان را از روی نوشته هایشان حدس زد. برخی دیگر از نویسندگان استدلال می کنند که وقت ندارند که مقاله را به دو زبان منتشر کنند. 

نویسنده آزاد است و آزادی آکادمیک دارد. هیچ نهاد، سازمان یا شخصی نویسندگان را مجبور به نوشتن به زبان ملی (زبان پارسی) یا بین المللی (انگلیسی) نمی کند؛ هرچند با آیین نامه های ارتقاء و ترفیع، نویسندگان دانشگاهی را به سمت مقاله علمی پژوهشی و مجله آی.اس.آی سوق می دهند. ولی با تمام این آیین نامه ها باز هم نویسندگان آزادی علمی دارند و در هر حوزه ای که دلشان بخواهد می نویسند و در هر وبگاه یا مجله ای که دوست دارند مقاله می نویسند اعم از وبلاگ، مجله علمی ترویجی یا ...

نوشتن به زبان ملی و بومی و پرداختن به مشکلات و مسائل پژوهشی بومی برای کشور خود سودمندتر است؛ ولی برخی نویسندگان نگاه جهان شمول دارند و می خواهند در سطح بین المللی هم فعال باشند. اما نوشتن به زبان ملی و بومی منافاتی با نوشتن مقاله به زبان انگلیسی ندارد.  فکر می کنم که اگر نویسنده ای ایرانی فقط به زبان انگلیسی مقاله بنویسد، خیلی زود از چرخه علمی و ادبیات رشته خود کنار گذاشته می شود؛ زیرا مقاله ها طول عمر کوتاهی دارند و درصد زیادی از افراد بومی سراغ مجله های خارجی نمی روند. بنابراین برای اینکه یک پژوهشگر در سطح ملی و در حوزه خودش نیز شناخته شده باشد لازم است که مباحث نظری، بنیادی، و عملی را به زبان ملی و بومی خود نیز بنویسید. قبلاً یادداشتی با عنوان « تولید علمی به زبان پارسی یا انگلیسی » نوشته بودم و عرض شد: «نوشتن به زبان انگلیسی هیچ تضمینی نمی‏کند که یک اثر در سطح بین‏المللی به رسیمت شناخته شود و تاثیرگذار باشد؛ بلکه اثر باید حاوی اندیشه و نظریه جدیدی باشد». بسیاری از مطالعات موردی و بومی و محلی اگر به زبان انگلیسی برگردانده شوند در هیچ مجله خارجی امکان چاپ نمی یابند؛ مگر مطالعه ای موردی باشد که نگاه جهان شمول داشته باشد. اگر آثاری که توسط نویسندگان ایرانی به زبان انگلیسی منتشر شده اند تحلیل استنادی شوند و خوداستنادی ها حذف گردند، شاید بتوان به نتیجه جالبی دست یافت که آثار انگلیسی ایرانی چقدر در سطح بین المللی تاثیر علمی و پژوهشی و آموزشی داشته اند؟ ولی این بهانه ای برای کسانی که قدرت نوشتن به زبان انگلیسی ندارند نمی شود که کل آثار انگلیسی ایرانیان را بی اهمیت جلوه دهند. قابل ذکر است که ضریب تاثیر پژوهشی و آموزشی آثار علمی  را فقط با استناد نمی توان سنجید و شاخص های مختلفی را باید در نظر گرفت.

طرح های پژوهشی چون از بودجه عمومی و بیت المال هزینه می کنند لازم است که در مورد مسائل پژوهشی ملی باشند. بقیه آثار مانند کتاب و مقاله و ... را نمی توان به راحتی محدود کرد.

انتشار یک مقاله در دو مجله با فاصله زمانی چند ماه یا چند سال

در مورد «انتشار یک مقاله در دو مجله با فاصله زمانی چند ماه یا چند سال» ذکر نکاتی را لازم می دانم.

در مرحله نخست باید دید که دلیل آن چیست؟ گاهی نویسنده ای، مقاله ای را برای نشریه (الف) می فرستد، یک سال می گذرد هیچ جوابی دریافت نمی کند. دفتر مجله حتی یک نامه «دریافت شد» هم برای او نمی فرستد. نویسنده بعد از شش ماه یا یکسال آن مقاله که گاهی داده هایش هم از اعتبار افتاده است، برای مجله (ب) می فرستد و مجله (ب) آن را چاپ می کند. از آن طرف، مجله (الف) هم بدون هیچ اطلاعی مقاله را چاپ می کند. این اتفاقی است که گاهی می افتد؛ و فراوانی آن زیاد نیست و عمدی هم نبوده است که شما بخواهید آن را تخلف علمی بدانید و خلاف علمی در نظر بگیرید. در مرحله تقاضای اعتبار و گرنت و ارتقاء، نویسنده به احترام خودش محترمانه یکی از آن دو را کنار می گذارد یا معاونت پژوهشی دانشکده غیرمحترمانه یکی از آن‏ها را کنار می گذارد (اگر نویسنده عضو هیات علمی دانشگاه باشد).

یک مورد برای من نیز اتفاق افتاده است. مقاله ای با عنوان «وب‏درمانی و کتاب‏درمانی» برای مجله محترم «طلاع شناسی» ارسال کردم، نامه دریافت مقاله از سوی جناب آقای فتحی دریافت کردم؛ شش ماه یا یک سال بعد سردبیر محترم آن سرکار خانم دکتر نشاط را جنب اتاقم زیارت کردم، سؤال کردم و ایشان فرمودند: مقاله ارزش چاپ ندارد و تحقیقی نیست. من نیز گفتم: مهم نیست؛ آن را در وبلاگم یا در مجله دیگری چاپ می کنم. همان روز آن را برای مجله «ارتباط علمی» فرستادم و چاپ شد، بعد از مدتی دیدم که مجله «اطلاع شناسی» هم آن را چاپ کرده است. واقعاً ناراحت شدم، یکی دو بار خواستم نامه به سردبیر محترم هر دو مجله بنویسم و شرح واقعه بگویم؛ ولی گفتم محترمانه ترین حالت این است که سکوت کنم. ذکر این خطا هم نه برای خرده گرفتن به این سردبیران عزیز است، بلکه ذکر خطای خود بنده بود. بایسته بود که علی رغم اینکه سرکار خانم دکتر نشاط فرمودند «مقاله تحقیقی نیست و ارزش چاپ ندارد»؛ باز هم یک نامه رسمی می نوشتم که با اجازه شما مقاله را برای مجله دیگری می فرستم.

اینک بعد از ده سال سردبیری مجله وب شناسی (Webology) از این دست موارد برای نویسندگان مجله پیش می آید. برخی نویسندگان مقاله را همزمان برای دو مجله می فرستند هر کدام اول پاسخ داد دیگری را لغو می کنند و این رفتار واقعاً درست نیست. وقت سردبیران، داوران، دفتر مجله و ... هدر می رود. برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی در ابتدای راهنمای نویسندگان مجله وب شناسی قید کرده ام که ارسال مقاله بدین معناست که مقاله در دست داوری یا چاپ در مجله دیگری نیست.

The submission of the manuscript by the authors means that the paper has not been published by another journal, nor it is under review by another journal. Manuscripts are received with the understanding that they have not been previously published in or submitted to other journals, and that if the work received official sponsorship, it has been duly released for publication.

 اگر خدای ناخواسته نویسنده ای بعد از ارسال مقاله اش، در مرحله داوری یا بعد از پذیرش مقاله، تقاضای کنار گذاشتن مقاله اش کند، بدون استثناء او و تمامی نویسندگان همکارش را در «لیست سیاه» مجله می گذارم و هرگز مقاله از آن نویسنده و همکارانش چاپ نمی کنم. دلیلی ندارد که دوباره توسط آن نویسنده و همکارانش وقت ما هدر برود. جالب تر این‏که برخی ها مقاله آنها پذیرفته می شود و داوران محترم نظر می دهند که تکمیل کنید، و چاپ شود. آنگاه نویسندگان در کمال بی شرمی بعد از اعمال اصلاحات مقاله را برای مجله ای دیگر می فرستند که آی.اس.آی باشد و اعتباراش بالاتر باشد. در واقع، فقط خواسته اند که از مجله اول سوءاستفاده کنند و موقعیت مقاله خود را بسنجند و اصلاح کنند. طبیعی است با اصلاحات (و به قول آهنگرها: چکش کاری) از سوی داوران و سردبیران مجله اول، در مجله ثانوی راحت تر پذیرفته می شود. تنها راه برخورد با این گونه نویسندگان، قراردادن نام آنها در «لیست سیاه» است. اگر مقاله را در دو مجله چاپ کرده باشند که باید هر دو سردبیر تصمیم بگیرند و یکی از آنها اگر مجله کلاً الکترونیکی باشد آن را حذف کند و هر دو سردبیر نویسندگان را در لیست سیاه بگذارند.

به نظر من بایستی با این موارد برخورد علمی شود و از برخورد شخصی در گروه بحث پرهیز شود. «نامه به سردبیر» (Letter to the Editor) علمی ترین راهکار برای این مساله است و گروه بحث جای ذکر نام نیست. اگر سردبیری از انتشار «نامه به سردبیر» پرهیز کرد در آن حالت می توان از راه های دیگر استفاده کرد.