واكاوی ابعاد مدیریت دانش شخصی و تحليل نقش واسطه‏‌ای آن در تأثیر ویژگی‏‌های روان‌شناختی بر شایستگی‏‌

زهرا جمالی

محمدرضا اسمعیلی گیوی

علیرضا نوروزی

چکیده

مقدمه: امروزه راز موفقیت سازمان‌‏ها مدیریت دانش است و مدیریت دانش تنها باید توسط خود شخص صورت گیرد. همین امر باعث مطرح‌شدن مفاهیم مختلف روان‌شناختی در مدیریت دانش شده است. باتوجه‌به نقش غیرقابل انکار اشخاص در تعالی سازمان‏‌های امروزی، مبحث مدیریت دانش شخصی در برابر مدیریت دانش سازمانی مطرح می‌شود. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی مدیریت دانش شخصی در تأثیر ویژگی‏های روان‌شناختی بر  شایستگی‏‌های سازمانی در خدمات اطلاعاتی و دانشی است.

روش‏‌شناسی: این پژوهش کاربردی و از نوع تحقیقات آمیخته (کمی‌کیفی) است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی افرادی هستند که در زمینه مدیریت دانش شخصی سابقه مطالعه و پژوهش داشته‌‏اند و در بخش کمی نیروی انسانی کتابخانه‏‌های مرکزی دانشگاه‏‌های دولتی شهر تهران هستند. برای این‌منظور از پرسش‌نامه محقق‌ساخته که هفت مؤلفه بازیابی، ارزیابی، سازماندهی، همکاری، تجزیه و تحلیل، ارائه اطلاعات و امنیت اطلاعات دارد. برای بررسی  مدیریت دانش شخصی، از پرسش‌نامه نئو برای بررسی ویژگی‏‌های روان‌شناختی و برای شایستگی‏‌های سازمانی از پرسش‌نامه محقق‌ساخته استفاده شد که پنج مؤلفه آگاهی از اطلاعات خارجی، توزیع دانش داخلی، معماری تصمیم‏‏‌گیری مؤثر، تمرکز سازمانی و نوآوری مستمر دارد. پایایی ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ مقدار 728/0  به‌دست آمد. داده‌‏ها با استفاده از روش‏‌های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته‏‌ها: یافته‏‌ها نشان داد که ویژگی‌‏های روان‌شناختی بر مدیریت دانش شخصی اثر مستقیم دارند. مدیریت دانش شخصی بر شایستگی‏‌های سازمانی اثر مستقیم دارد. ویژگی‌‏های روان‌شناختی بر شایستگی‌‏های سازمانی اثر غیرمستقیم دارد. نقش میانجی مدیریت دانش شخصی در تأثیر ویژگی‏‌های روان‌شناختی بر شایستگی‏‌های سازمانی تأیید شد.

نتیجه‏‌گیری: کتابدار موفق کسی است که ابزارها و فنون جدید را یک هشدار بداند و سعی در یادگیری آن‌ها داشته باشد. بنابراین یادگیری فنون و مهارت‏‌های مدیریت دانش شخصی باعث خواهد شد تا کتابدار افزون‌بر مدیریت دانش خود بتواند آن را با همکاران خود در کتابخانه و همچنین در جامعه دانشگاهی به اشتراک گذارد. بنابراین در کتابخانه‌‏ها نیز باید در استخدام نیروی انسانی به شخصیت آن‌ها توجه شود؛ زیرا همان‌طور که مشخص شد، شخصیت کتابداران بر مهارت‏‌های مدیریت دانش شخصی آن‌ها تأثیر دارد. همچنین برای دستیابی به شایستگی‏‌های سازمانی مطلوب باید مهارت‏‌های مدیریت دانش شخصی کارکنان کتابخانه را تقویت کرد.

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش، مدیریت دانش شخصی، ویژگی‏‌های روان‌شناختی، شخصیت، شایستگی‏‌های سازمانی

منبع: جمالی، زهرا؛ اسمعیلی‌گیوی، محمدرضا؛ و نوروزی، علیرضا (1398). واكاوی ابعاد مدیریت دانش شخصی و تحليل نقش واسطه‌ای آن در تأثیر ویژگی‏‌های روان‌شناختی بر شایستگی‌های سازمانی در خدمات اطلاعاتی و دانشی. پژوهشنامه کتابداری و اطلاع‌رسانی، 9(1)، 85-10

ارزیابی مدل مفهومی باورپذیری اطلاعات وب: رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری

حمید کشاورز، فاطمه فهیم‌نیا، علیرضا نوروزی، محمدرضا اسمعیلی گیوی

 چکیده:

پژوهش حاضر با هدف بررسی و مدل‌‌سازی معادلات ساختاری ارزیابی باورپذیری اطلاعات موجود در محیط وب توسط کاربران دانشگاهی بر مبنای یک مدل مفهومی بومی و برخاسته از ادبیات پژوهش انجام شده است. پژوهش به‌شیوه توصیفی-پیمایشی و با کاربرد یک مدل مفهومی تأییدشده توسط خبرگان به‌عنوان زیرساخت ایجاد ابزار پژوهش در یک نمونه آماری شامل 382 نفر از دانشجویان دانشگاه‌های برتر کشور به ‌شیوه نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انجام شد. پرسشنامه‌ای با 80 گویه و روایی محتوایی و سازه‌ای مناسب و مقدار آلفای «کرونباخ» 962/. بین شرکت‌کنندگان توزیع شد. داده‌های به‌دست‌آمده با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری با کاربرد نرم‌افزارهای «اس‌پی‌اس‌اس 22» و «لیزرل 7/8» تجزیه و تحلیل شدند.  بررسی برازش مدل‌اندازه‌گیری و سنجش بارهای عاملی نشان از برازش داده‌های به‌دست‌آمده برای کاربرد مدل برای تحلیل داشتند. تمامی ‌‌پرسش‌ها و روابط میان متغیرها در سطح اطمینان 95 درصد معنادار بودند. تمامی شاخص­های برازش در دامنه قابل قبول بودند و بنابراین مدل‌ها تأیید شدند. مقیاس باورپذیری اطلاعات وب فارسی از جنبه برازش مدل ‌اندازه‌گیری از تناسب و کیفیت خوبی برخوردار بوده و برای بررسی در بسترهای پژوهشی مختلف از اعتبار برخوردار است. ابزار ساخته‌شده با مقداری مناسب از برازش، متغیرهای فرعی پژوهش، یعنی قابلیت اعتماد و تخصص را نمایندگی و سنجش می‌کند

کلیدواژه‌ها: ارزیابی باورپذیری اطلاعات، طراحی مدل رفتار اطلاعاتی، باورپذیری اطلاعات وب، اعتبارسنجی اطلاعات، اعتباریابی مدل

منبع: کشاورز، حمید؛ فهیم‌‌نیا، فاطمه؛ نوروزی، علیرضا، و اسمعیلی گیوی، محمدرضا (1398). ارزیابی مدل مفهومی باورپذیری اطلاعات وب: رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری. پژوهشنامه پردازش و مديريت اطلاعات، 34(3)، 993-1022.

استناد به مجلات انگلیسی‌‏زبان ایرانی وزارت بهداشت در پروانه‌‌های ثبت اختراع بین‌المللی

استناد به مجلات انگلیسی‌‏زبان ایرانی زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در پروانه‌‌های ثبت اختراع پایگاه ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا

شیرین زاهدی، علیرضا نوروزی، سپیده فهیمی‌‌فر

چکیده:

مقدمه: تجزیه و تحلیل استناد در پروانه‌‏های ثبت اختراع به پژوهش‌‏های علمی و مجلات، یکی از روش‌‏های موجود برای اندازه‌‏گیری رابطه بین علم و فناوری محسوب می‌‌شود. از این‌‌رو، پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان استناد به مجلات انگلیسی‌‏زبان ایرانی زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در پروانه‏‌های ثبت اختراع موجود در پایگاه ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا صورت گرفت.

 روش پژوهش: این مطالعه به روش توصیفی و با رویکرد علم‌‏سنجی انجام شد. جامعه تحقیق متشکل از 268 مجله انگلیسی‏‌زبان زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران بود که عناوین آن‌ها در پایگاه ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا (USPTO) مورد جستجو قرار گرفت.

یافته‌‌ها: در مجموع، فقط به 49 مورد از مجلات وزارت بهداشت استناد شده بود که تعداد پروانه‌‏های ثبت اختراع استنادکننده، 207 مورد بود. مجله Advanced Pharmaceutical Bulletin بیشترین استناد را از سوی پروانه‏‌های ثبت اختراع دریافت کرده بود. شصت و پنج درصد از پروانه‌‏های ثبت اختراع استنادکننده به‏ مجلات وزارت بهداشت، در رده اصلی A یعنی «نیازهای انسانی» قرار گرفتند. بیشتر پروانه‌‏های ثبت اختراع استنادکننده به مجلات وزارت بهداشت متعلق به آمریکا و مالک بیشتر آن‌‏ها دانشگاه استنفورد است.

نتیجه‌‌‌گیری: مجلات انگلیسی‌زبان ایرانی با بهره‏‌گیری از فرایند و راهبردهای لازم طبق سیاست‌‏ها و نظارت بر آن‌‏ها، می‌‏توانند در سطح بین‏المللی جایگاه بهتری از لحاظ وضعیت مقالات و فن‌آور‏محور بودن داشته باشند. بنابراین، با توجه به انتشار روزافزون مقالات در کشور، باید به کیفیت آن‏ها بیشتر از کمیت توجه شود.

کلیدواژه‌ها: نشریات ادواری؛ استناد؛ پروانه‏ ثبت اختراع؛ پایگاه ثبت اختراع علایم تجاری آمریکا؛ ایران

منبع: زاهدی، شیرین؛ نوروزی، علیرضا؛ و فهیمی‌‌فر، سپیده (۱۳۹۸). استناد به مجلات انگلیسی‌‏زبان ایرانی زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در پروانه‌‌های ثبت اختراع پایگاه ثبت اختراع و علایم تجاری آمریکا. مديريت اطلاعات سلامت،  16(2)، 73-80.

طراحی مدل مفهومی مسئله‌‌‌یابی پژوهش با استفاده از روش فراترکیب

مصطفی باغ‌میرانی، محمدرضا اسمعیلی، محمد حسن‌زاده، علیرضا نوروزی

چکیده

هدف: هدف از انجام این پژوهش شناسایی ویژگی‌های متمایز مسئله‌یابی پژوهش به عنوان اولین گام در تولید دانش و رسیدن به درک بهتری از فرایند مسئله‌یابی است. در این پژوهش مفاهیم، ایده‌ها و یافته‌های پژوهش‌های قبلی با هم ترکیب شده و مدل مفهومی مسئله‌یابی پژوهش طراحی شد.

روش: در پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب و از طریق مراحل هفت مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو، به ترکیب داده‌های به دست آمده از منابع پیشین پرداخته شد. همچنین از واژه «مسئله‌یابی» جهت جستجو در عنوان، چکیده، کلیدواژه‌ها و متن اصلی منابع موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی استفاده شد.

یافته‌ها: در مجموع از میان 38 منبع انتخاب شده، 138 کد، 24 مفهوم و 4 مقوله به دست آمد. ویژگی شخصیتی، ویژگی روان‌شناختی، ویژگی فکری (تفکر خلاقانه و تفکر انتقادی) و ویژگی آموزشی، اجزای اصلی مدل مفهومی مسئله‌یابی پژوهش را تشکیل دادند. این پژوهش جزء نخستین پژوهش‌‌هایی است که چهار ویژگی را حول محور مسئله‌یابی شناسایی کرده است. همچنین عوامل شناسایی شده مؤثر بر مسئله‌یابی، بسیار فراگیرتر از پژوهش‌های قبلی است. به علاوه اینکه تاکنون مدلی مفهومی از مسئله‌یابی با استفاده از روش فراترکیب ارائه نشده است.

کلیدواژه‌‌ها: مسئله‌یابی پژوهشی؛ روش فراترکیب؛ تفکر خلاقانه؛ تفکر انتقادی

منبع: باغ‌میرانی، مصطفی؛ اسمعیلی، محمدرضا؛ حسن‌زاده، محمد؛ و نوروزی، علیرضا (1397). طراحی مدل مفهومی مسئله‌‌یابی پژوهش با استفاده از روش فراترکیب. تحقیقات کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاهی، 52 (2)، 109-130.

فرصت‌های مدیریت داده‌های بزرگ در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی

مژده درمنده، علیرضا نوروزی، محمدرضا اسمعیلی گیوی

چکیده

داده‌های بزرگ به مجموعه‌ای از داده‌ها اطلاق می‌شود که نسبت به سایر انواع داده‌ها دارای ویژگی‌های منحصر به فردی همچون حجم، سرعت و تنوع بالا، ارزش، صحت، اعتبار و نوسان هستند که این ویژگی‌ها پردازش آن‌ها را توسط پایگاه داده معمولی دشوار می‌سازد، اما کسب ارزش از آن می‌تواند باعث بهبود بسیاری از فرایندهای سازمانی و غیرسازمانی شود، هر چند نیازمند صرف هزینه و استفاده از روش‌های نوین فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد.

هدف: هدف این پژوهش شناسایی، تعیین، اولویت‌بندی و تحلیل فرصت‌های مدیریت داده‌های بزرگ و واکاوی ساختاری-تفسیری آن و سپس ارائه راهکارها برای مدیریت این داده‌ها در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌‌رسانی شهر تهران است.

روش پژوهش: این پژوهش بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و بر حسب روش، پیمایشی–توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش، 35 نفر از مدیران ارشد کتابخانه‌های مرکزی دانشگاه‌های دولتی شهر تهران است. در این پژوهش به منظور گردآوری داده‌‏ها از دو روش بررسی اسناد و مطالعات کتابخانه‌ه‏ای و پرسش‌نامه استفاده شده است. ابتدا از روش مطالعه اسنادی و کتابخانه‌ای برای بررسی مبانی فرصت‏های مدیریت داده‌های بزرگ بهره برده شد. سپس با بررسی پیشینه‏‌ها و بر اساس مدل پژوهش، پرسش‌نامه مورد نظر ساخته شد و در بین جامعه آماری توزیع گردید. داده‌‏ها با استفاده از روش‏های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، از نرم‏‌افزارهای اس.‏پی.‏اس.‏اس. و اسمارت پی.‏ال.‏اس. برای تجزیه و تحلیل داده‌‏ها استفاده شد. در مدل ساختاری-تفسیری نیز پرسش‌نامه بین 15 نفر از خبرگان حوزه داده‌های بزرگ توزیع گردید و سپس به صورت دستی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که فرصت‌های مدیریت داده‌های بزرگ از نظر مدیران مراکز اطلاع‏رسانی شهر تهران به ترتیب اهمیت و اولویت عبارتند از: مدیریتی-سازمانی، ماهیتی، فرایندی، انسانی و از دید خبرگان عبارتند از: ماهیتی، فرایندی، انسانی و مدیریتی-سازمانی. یکی از دلائل اصلی این تفاوت، تمرکز بیشتر مدیران بر مسائل مدیریتی-سازمانی و آشنایی کمتر آنان با داده‌های بزرگ بود؛ در حالی که خبرگان با درک بیشتر از مفهوم داده‌های بزرگ بیشتر بر فرصت‌های ماهیتی تمرکز دارند و فرصت­‌های مدیریتی-سازمانی بری آنان دارای اهمیت کمتری است.  

کلیدواژه‌های: داده‌های بزرگ، مدیریت داده‌های بزرگ، فرصت، راهکار، کتابخانه، مراکز اطلاع‌رسانی، ایران، تهران

منبع: درمنده، مژده، نوروزی، علیرضا، و اسمعیلی‏گیوی، محمدرضا (1397). فرصت‌های مدیریت داده‌های بزرگ در کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی: واکاوی ساختاری-تفسیری و ارائه راهکار. پژوهشنامه پردازش و مديريت اطلاعات، ۳۴ (۲).

ارزیابی مدل مفهومی باورپذیری اطلاعات وب: رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری

حمید کشاورز، فاطمه فهیم نیا، علیرضا نوروزی، محمدرضا اسمعیلی گیوی

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی و مدل‌سازی معادلات ساختاری ارزیابی باورپذیری اطلاعات موجود در محیط وب توسط کاربران دانشگاهی بر مبنای یک مدل مفهومی بومی و برخاسته از ادبیات پژوهش انجام شده است. پژوهش به شیوه توصیفی-پیمایشی و با کاربرد یک مدل مفهومی تأیید شده توسط خبرگان به عنوان زیرساخت ایجاد ابزار پژوهش در بین یک نمونه آماری شامل 382 نفر از دانشجویان دانشگاه‌های برتر کشور به شیوه نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انجام شد. پرسشنامه‌ای با 80 گویه و روایی محتوایی و سازه‌ای مناسب و مقدار آلفای کرانباخ 962/. بین شرکت‌کنندگان توزیع شد. داده‌های به دست آمده با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری با کاربرد نرم‌افزارهای اس.پی.اس.اس. و لیزرل تجزیه و تحلیل شدند.  بررسی برازش مدل‌اندازه‌گیری و سنجش بارهای عاملی نشان از برازش داده‌های به دست آمده برای کاربرد مدل برای تحلیل داشتند. تمامی ‌‌پرسش‌ها و روابط میان متغیرها در سطح اطمینان 95% معنادار بودند. تمامی شاخص­های برازش در دامنه قالب قبول بودند و بنابراین مدل‌ها تأیید شدند. مقیاس باورپذیری اطلاعات وب فارسی از جنبه برازش مدل ‌اندازه‌گیری از تناسب و کیفیت خوبی برخوردار بوده و برای بررسی در بسترهای پژوهشی مختلف از اعتبار برخوردار است. ابزار ساخته شده با مقدار مناسبی از برازش، متغیر های فرعی پژوهش یعنی قابلیت اعتماد و تخصص را نمایندگی و سنجش می‌کند.

کلیدواژه‌ها:ارزیابی باورپذیری اطلاعات، طراحی مدل رفتار اطلاعاتی، باورپذیری اطلاعات وب، اعتبارسنجی اطلاعات، اعتباریابی مدل

 منبع:  کشاورز، حمید، فهیم‏نیا، فاطمه، نوروزی، علیرضا، و اسمعیلی گیوی، محمدرضا (1397). ارزیابی مدل مفهومی باورپذیری اطلاعات وب: رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری. پژوهشنامه پردازش و مديريت اطلاعات.

بررسی الگوی نویسندگی در مقاله های ایرانی و ارتباط آن با استنادپذیری

نسرین مرادی، علی اکبر صبوری، علیرضا نوروزی 

چکیده:  

سابقه و هدف: همکاری‌های علمی، احتمال ارجاع و استناد به مقاله و ظهور نتایج آن در آثار دیگران را افزایش می‌دهد. این پژوهش با هدف مشخص کردن الگوی نویسندگی در رشته‌های مختلف علوم پایه، علوم انسانی و هنر و بررسی رابطه میان تعداد نویسندگان و میزان استناد به مقاله‌های ایرانی نمایه شده در وبگاه علم، انجام شده است.

مواد و روش ها: پژوهش حاضر از روش‌های توصیفی و تحلیلی با بهره‌گیری از روش‌های علم‌سنجی انجام شده و جامعه پژوهش کلیه مقاله‌های پژوهشگران ایرانی در موضوع‌های علوم پایه، علوم انسانی و هنر در وبگاه علم در سال ۲۰۱۲، ۱۷۶۷۱ مدرک است. تعداد استنادهای مقاله‌ها تا ماه می ۲۰۱۶ ثبت شده است. سال ۲۰۱۶ از این نظر انتخاب شد که مقاله‌های حوزه‌های مختلف، زمان کافی برای دریافت استناد را داشته باشند. داده‌ها با مراجعه به مقاله‌های هر رشته و شمارش تعداد نویسندگان هر مقاله و نیز تعداد استنادهایی که هر مقاله تا ماه می ۲۰۱۶ دریافت کرده بود، جمع آوری گردید. در گرد‌آوری و تحلیل داده‌ها از نرم افزارهای  Bibexcel، Excel  وSPSS   استفاده شد.

یافته‌ها: پژوهش حاضر نشان داد که بیشترین الگوی مشارکت و همکاری پژوهشی در ایران گروه‌های دو تا پنج نفره هستند. همچنین همبستگی و رابطه بین تعداد نویسندگان و تعداد استنادها در رشته‌های مختلف، متفاوت است.

نتیجه‌گیری: در بین موضوع‌های مورد بررسی، رشته پزشکی دارای بالاترین ضریب همبستگی بین تعداد نویسندگان و تعداد استنادها و باستان‌شناسی دارای کمترین میزان همبستگی بود.

کلیدواژه‌ها: همکاری علمی، هم‌نویسندگی، وبگاه ‌علم، تعداد نویسندگان، تعداد استنادها، ایران

 منبع: مرادی، نسرین، صبوری، علی اکبر، و نوروزی علیرضا (1396). بررسی الگوی نویسندگی در مقاله‌های ایرانی و ارتباط آن با استنادپذیری. مجله علم سنجي كاسپين، ۴ (۲)، ۳۶-44.

بررسی میزان تطابق زبان نمایه سازان، نویسندگان و برچسب گذاران در پایگاه اطلاعاتی اریک و مندلی

مریم قنواتی، علیرضا نوروزی، مریم ناخدا، اشکان خطیر

 چکیده

هدف این پژوهش شناسایی میزان تطابق زبان نمایه ‏سازان، نویسندگان و برچسب ‏گذاران در پایگاه اطلاعاتی اریک و مندلی است. این پژوهش از نوع کاربردی است که برای انجام آن از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش شامل 499 مقاله از 20 مجله حوزه علوم تربیتی است که در سال 2014 در پایگاه اطلاعاتی اریک نمایه‏ سازی شده بودند. برچسب ‏های تخصیص داده شده در فاصله زمانی از اول ژانویه سال 2014 تا سوم اوت سال 2016 از وبگاه مندلی استخراج گردید. کلیدواژه ‏های تخصیص داده شده به مقاله‏ ها توسط نویسندگان ‏شان، از خود مقاله‏ ها استخراج گردید. داده‏ های گردآوری شده برای بررسی میزان تطابق این سه زبان با استفاده از برنامه‏ ای به زبان برنامه ‏نویسی شیء‏گرا سی شارپ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین به منظور مشخص شدن میانگین‏ ها و فراوانی‏ ها از آمار توصیفی استفاده شد و برای تحلیل و ارزیابی داده ‏ها نرم‏ افزار اکسل 2013 به کار گرفته شد. یافته‌ ها نشان می ‏دهد که میزان تطابق کلیدواژه ‌های تخصیص داده شده توسط نویسندگان مدارک با برچسب‏ های تخصیص داده شده توسط برچسب ‏گذاران به همان مدارک در وبگاه مندلی 15 درصد، میزان تطابق توصیفگرهای تخصیص داده شده توسط نمایه ‏سازان به مدارک در پایگاه اریک با برچسب‏ های تخصیص داده شده توسط برچسب‏ گذاران به همان مدارک در وبگاه مندلی 3 درصد، میزان تطابق توصیفگرهای تخصیص داده شده توسط نمایه‏ سازان به مدارک در پایگاه اریک با کلیدواژه ‌های تخصیص داده شده توسط نویسندگان به همان مدارک 4 درصد، و در نهایت، میزان تطابق هرسه زبان مورد مطالعه 1/1 درصد بود. همچنین میزان حضور توصیفگرهای تخصیص داده شده توسط نمایه ‏سازان در اصطلاحنامه اریک 34 درصد بود که از دو گروه نویسنده و برچسب‏ گذار بیشتر است. یافته‏ ها نشان داد که تطابق بیشتری بین واژگان و زبان نویسنده و برچسب ‏گذار نسبت به تطابق بین واژگان و زبان نمایه ‏ساز و برچسب‏ گذار و همچنین تطابق بین واژگان و زبان نویسنده و نمایه‏ ساز وجود دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که برچسب ‏گذاران واژه‏ هایی متفاوت از توصیفگر‏های نمایه ‏سازان و کلیدواژه‏ های نویسندگان استفاده کرده ‏اند، و این نشان دهنده عدم آشنایی سه گروه «نمایه ‏ساز، نویسنده و برچسب‏ گذار» از زبان و واژگان مورد استفاده همدیگر است. پیشنهاد می ‏شود که به منظور جستجوی سودمند و بازیابی اطلاعات در نظام ‏های سنتی نمایه‏ سازی در هنگام کنترل واژه‏ ها و همارایی واژه‏ ها (پیش‏ همارا و پس ‏همارا) زبان کاربر و نویسنده مورد توجه قرار گیرد. 

کلیدواژه ‌ها: نمایه ‌سازی، برچسب‌گذاری، بازنمایی اطلاعات، سازماندهی اجتماعی اطلاعات، کلیدواژه‌ های نویسنده، اریک، مندلی

 منبع: قنواتی، مریم، نوروزی، علیرضا؛ ناخدا، مریم، و خطیر، اشکان. (1397). بررسی میزان تطابق زبان نمایه‌سازان، نویسندگان و برچسب ‌گذاران در پایگاه اطلاعاتی اریک و مندلی. پژوهشنامه پردازش و مديريت اطلاعات، ۳۳ (۴)، 1745-۱۷۶۶.

بررسی میزان حضور ایران در همایش ‏های بین‏ المللی در پایگاه وب علوم

علیرضا نوروزی، محمد فلاح، و مرضیه ابراهیمی ‏پور

چکیده

این پژوهش با هدف تعیین میزان حضور ایران در همایش های بین المللی در فاصله سال های صورت گرفته است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی با استفاده از ابزارهای علم سنجی استفاده شده است. نتایج نشان داد که مقاله های همایش در بازه زمانی پژوهش بیانگر سیری صعودی تا سال است و در فاصله سال های تا روند نامنظمی را شاهد هستیم؛ به طوری که در سال های و بیشترین تعداد مقاله ها بعد از سال نمایه شده است. دانشگاه های آزاد اسلامی تهران و صنعتی شریف از میان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور به ترتیب بیشترین سهم را در همایش های بین المللی دارند. پرکارترین پژوهشگران محمدباقر منهاج کارو لوکاس و کریم فائز از دانشگاه های امیرکبیر و تهران و امیرکبیر هستند. بیشترین همکاری های ایران در تولید مقاله های همایش با کشورهای آمریکا کانادا و انگلستان است. بیشترین مقاله ها در حوزه های مهندسی علوم کامپیوتر و ارتباطات راه دور است. در مجموع گروه فنی و مهندسی دارای بیشترین تعداد مقاله در همایش ها هستند.

منبع: نوروزی، علیرضا، فلاح، محمد، و ابراهیمی ‏پور، مرضیه (1396). بررسی میزان حضور ایران در همایش ‏‏های بین ‏المللی در پایگاه وب علوم. رهیافت، دوره 27، شماره 12، ص. 1-12.

عوامل مؤثر گزارش ‌شده برای سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی

 چکیده:

دغدغه‌‌ها و نگرانی‌‌های اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران به‌ عنوان موضوعی در خور ‌بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمه‌ داشتن سیاست عینی و خط‌‌‌‌ مشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، ‌‌داشتن آگاهی و شناخت کافی درباره‌ عوامل ایجادکننده‌ آن‌هاست. در مطالعه‌ حاضر تلاش شده تا شواهد گزارش‌ شده در مطالعات داخل کشور درباره‌ سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آن‌ها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعه انجام ‌شده درباره سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعه‌ اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناسایی‌ شده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارش ‌شده در ذیل سه مجموعه‌: ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاست‌های ارتقای علمی، تأمین بودجه‌ پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیت‌های نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیت‌های پژوهشی؛ و ۳. عوامل فردی شامل مهارت‌های پژوهشی، مدرک‌گرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارش‌ شده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجام ‌شده در کشور آن‏چنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداخته ‌اند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند داده‌ سازی و تحریف داده‌ ها، به‌ ویژه سرقت علمی، توجه کرده ‌اند.

کلیدواژه‌ ها: اخلاق در پژوهش، تحقیقات ایران، سلامت در پژوهش، سوءرفتارهای پژوهشی، اخلاق پژوهشی

منبع: مردانی، امیرحسین، ناخدا، مریم، شمسی گوشکی، احسان، و نوروزی، علیرضا (1396). عوامل مؤثر گزارش ‌شده برای سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران. اخلاق و تاریخ پزشکی، ۱۰ (۱)، 243-257.

توسعه مدل مفهومی مسئله یابی پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای جهتدار

 مصطفی باغ‏میرانی، محمدرضا اسمعیلی گیوی، محمد حسن زاده، علیرضا نوروزی

 چکیده:

زمینه و هدف: این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مسئله یابی پژوهش و توسعه مدل مفهومی آن به عنوان اولین گام در زمینه تولید دانش و افزایش کیفیت مسئله یابی صورت پذیرفت.

روش: در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت‏دار به توسعه مدل مفهومی برآمده از فراترکیب داده ‏های منابع پیشین مسئله یابی پرداخته شد. از این روش جهت تولید دانش جدید حول محور مسئله یابی استفاده شد. جامعه پژوهش متشکل از 17 منبع پراستناد پژوهشی بود.

یافته ها: در مجموع از میان منابع انتخاب شده، 22 مفهوم و 182 کد پیرامون چهار ویژگی مهم مسئله یابی شناسایی شد. بنابراین، مدل مفهومی مسئله یابی در ویژگی شخصیتی در پنج بُعد، در ویژگی روان‏شناختی در چهار بعد، در ویژگی فکری (تفکر خلاقانه) در شش بعد، در ویژگی فکری (تفکر انتقادی) در دو بعد و در ویژگی آموزشی در پنج بعد، توسعه داده شد.

نتیجه گیری: عوامل شناسایی شده مؤثر بر مسئله یابی در این پژوهش، بسیار فراگیرتر از پژوهش ‏های پیشین بود. همچنین ارزش افزوده ای بر پژوهش‏ های پیشین مسئله یابی اضافه شد. همچنین مدل مفهومی توسعه یافته ای پیرامون مسئله یابی پژوهش برای اولین بار طراحی شد. 

کلیدواژه ‌ها: مسئله یابی پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی جهت‏دار، مدل مفهومی، ویژگی شخصیتی، ویژگی روان‏شناختی، ویژگی فکری، تفکر خلاقانه، تفکر انتقادی، ویژگی آموزشی.

 منبع: باغ‏میرانی، مصطفی، اسمعیلی گیوی، محمدرضا، حسن زاده، محمد، و نوروزی، علیرضا (1396). توسعه مدل مفهومی مسئله‌یابی پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای جهتدار. تعامل انسان و اطلاعات، 4(۳)، 34-47.

طراحی و اعتباریابی مدل مفهومی ارزیابی باورپذیری اطلاعات در محیط وب

حمید کشاورز ، فاطمه فهیم نیا، علیرضا نوروزی، محمدرضا اسمعیلی گیوی

چکیده:

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی مدل ارزیابی باورپذیری اطلاعات موجود در محیط وب به عنوان مدلی برخاسته از پیشینه پژوهش و تأیید شده توسط خبرگان حوزه‌های مرتبط انجام شده است.

روش پژوهش: از لحاظ رویکرد پژوهش، روش آمیخته اکتشافی بکار برده شده است. در مرحله اول این پژوهش از روش فراترکیب استفاده ‌شد که از جمله روش‌‌های کیفی به شمار می‌رود. در مرحله دوم برای بررسی و اصلاح مدل مفهومی به دست آمده از روش پیمایشی یعنی نظرسنجی از خبرگان به روش دلفی استفاده شده است. جامعه آماری اول پژوهش کلیه آثار و نوشتار‌های مربوط به مبانی و ابعاد باورپذیری اطلاعات شامل 90 اثر بر مبنای معیارهای معتبر از بین 560 اثر انتخاب و تحلیل شد. جامعه آماری دوم شامل خبرگان حوزه بازیابی اطلاعات وب در رشته‌‌هایی مانند علوم اطلاعات، ارتباطات و رایانه بودند که در نهایت 30 نفر در دور اول و 24 نفر در دور دوم دلفی شرکت داشتند.

یافته  ها: با کاربرد مراحل هفتگانه فراترکیب، مدلی مفهومی در چهار لایه مفهومی، مقوله‌ای و کدها و شاخص‌ها به دست آمد. در هر یک از لایه‌ها مفاهیم و موضوع‏هایی گنجانده شد که در نهایت 68 شاخص اصلی شناسایی شد. جهت اعتباریابی کیفی مدل به دست آمده، مطالعه دلفی در دو مرحله انجام و نظرات خبرگان در مدل اعمال شد. با توجه به مقادیر بالای ضریب توافقی کندال در حدود 65/0 و درصد توافقی بیشتر ابعاد مدل بالای 90 درصد، مدل مفهومی مورد تأیید خبرگان پژوهش قرار گرفت.

نتیجه گیری: مدل مفهومی به دست آمده از مراحل فراترکیب و دلفی به تأیید و توافق بالای خبرگان رسیده و می‌تواند به عنوان معیاری برای پژوهش‌های آتی در جهت ساخت ابزاری برای انجام پژوهش‌های مرتبط باشد. یافته‌ های پژوهش حاضر نشان داد که ارزیابی باورپذیری، مفهومی با ابعاد و مؤلفه‌های گوناگون بوده و کاربران، طراحان و سیاست‏گذاران حوزه وب باید آنها را در طراحی و ارزیابی منابع وب مورد توجه قرار دهند. 

کلیدواژه ‏ها: ارزیابی باورپذیری اطلاعات، مدل‌سازی رفتار اطلاعاتی، باورپذیری اطلاعات وب، اعتبارسنجی اطلاعات، اعتباریابی مدل

 منبع: کشاورز، حمید، فهیم نیا، فاطمه، نوروزی، علیرضا، و اسمعیلی گیوی، محمدرضا (1395). طراحی و اعتباریابی مدل مفهومی ارزیابی باورپذیری اطلاعات در محیط وب: کاربرد روش‌های فراترکیب و دلفی. تعامل انسان و اطلاعات، 3(3)، 1-16.

بازاریابی محتوایی: شناسایی مؤلفه‏ ها و ابعاد اساسی به منظور ارائه مدل مفهومی

زهرا ناصری، علیرضا نوروزی، فاطمه فهیم نیا، امیر مانیان

 چکیده

مقدمه: با گران شدن بسترهای سنتی تبلیغات و تغییر در رفتار مشتریان قواعد بازاریابی تغییر کرده است و کسب‏ و‏ کارهای تولیدی و خدماتی مجبور به اقتباس جدیدترین گرایش‏ های بازاریابی از جمله بازاریابی محتوایی هستند. با توجه به نوظهور بودن این حوزه، ابعاد و مؤلفه‏ های آن ناشناخته باقی مانده است. از این رو، هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه ها و ابعاد اساسی بازاریابی محتوایی به منظور ارائه مدل مفهومی برای درک بهتر آن انجام شده است.

روش‌ شناسی:  رویکرد پژوهش حاضر کیفی است و از روش هفت مرحله ‏ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو به منظور بررسی نظام‏ مند متون استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه آثار علمی مرتبط با مبانی و ابعاد بازاریابی محتوایی مشتمل بر ۶۵۲ اثر بازیابی شده از دوازده پایگاه اطلاعات علمی در بازه زمانی ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ میلادی برای منابع انگلیسی زبان و سال ‏های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۵ خورشیدی برای منابع فارسی زبان است که از این میان بر مبنای معیار مهارت ‌های ارزیابی حیاتی و انجام فرآیند غربالگری ۵۲ اثر به منظور بررسی و تحلیل بیشتر انتخاب شدند.

یافته ها:  یافته ‌های حاصل از مراحل هفت‏ گانه فراترکیب نشان داد که افزون بر مؤلفه ‌های مورد نظر در تولید محتوا، باید به مؤلفه ‌های مربوط به نوع قالب، نوع رسانه، و شاخص ‌های سنجش نیز توجه کرد. از این رو، مدل مفهومی بازاریابی محتوایی شامل سه لایه مقوله ‏ای، مفهومی و کدهاست که ۷۲ مؤلفه اصلی شناسایی شده برای این مفهوم را در چهار مقوله عناصر ذاتی تولید محتوا (ارزشمند، مرتبط، قابل اعتماد، سرگرم‌ کننده و بدیع)، عناصر شکلی (رایج در استفاده، ارزان، قابل اشتراک ‌گذاری، قابل استفاده همزمان)، عناصر رسانه ‏ای توزیع محتوا (تعاملی، قابلیت استفاده) و عناصرسنجش اثربخشی (مصرف، اشتراک، تولید مشتریان سرنخ و فروش) ارائه می‏ نماید.

بحث و نتیجه ‌گیری: نتایج نشان داد که به منظور پیاده‏ سازی بازاریابی محتوایی، ابعاد و مؤلفه‏ های بسیاری در تولید، توزیع و سنجش اثربخشی مورد توجه است. مفاهیم ارزشمندی، مرتبط ‏بودن، سرگرم ‏کننده و آموزشی از بیشترین فراوانی و اهمیت در تولید محتوا برخوردار هستند. همچنین، مدل مفهومی ارائه شده می ‌تواند به عنوان مبنای پژوهش‌های آتی در جهت ساخت ابزار و راهنمای عملی برای تولیدکنندگان و بازاریابان محتوایی سودمند باشد. با توجه به اهمیت موضوع بازاریابی محتوایی، نتایج پژوهش می‌ت واند نه تنها برای شناسایی و درک مؤلفه‏ های کلیدی بازاریابی محتوایی و پیاده ‏سازی آن بلکه در ارزیابی و سنجش اثربخشی استفاده شود. در نهایت پیشنهاد می ‌شود رتبه‌ بندی و وزن‌ دهی این مؤلفه‌ ها از نظر متخصصان موضوعی در پژوهشی جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. 

کلیدواژه ها:   بازاریابی محتوایی، ابعاد بازاریابی محتوایی، مدل مفهومی، بازاریابی دیجیتالی، فراترکیب

منبع: ناصری، زهرا، نوروزی، علیرضا، فهیم‏ نیا، فاطمه، و مانیان، امیر (1396). بازاریابی محتوایی: شناسایی مؤلفه ‏ها و ابعاد اساسی به منظور ارائه مدل مفهومی. پژوهشی‏ های نظری و کاربردی در علم اطلاعات و دانش ‏شناسی، 7 (1)، ص. 280- 303.

روش پژوهش کیفی در علوم اجتماعی

علیرضا نوروزی

چکیده

تقابل و نبرد روش‏ های پژوهش باعث شده که صاحب‌ نظران، پژوهشگران و مدرسان درس روش تحقیق، روش ‏های پژوهش را به دو دسته یا رویکرد کمی و کیفی تقسیم ‏کنند. برخی طرفدار کمی، برخی طرفدار کیفی و گروهی هم رویکرد بینابینی و آمیخته را در پیش‌ گرفته‌اند. نویسندگان کتاب حاضر با عنوان روش پژوهش کیفی کاربردی (در علوم اجتماعی و علوم رفتاری) رویکرد کیفی را در پیش‌ گرفته‌ اند که در این نوشتار نگاهی بر آن خواهیم داشت.

کلیدواژه ها: روش تحقیق، پژوهش، پژوهش کیفی، پایان‌‌ نامه‌‌ نویسی

منبع: نوروزی علیرضا (1396). روش پژوهش کیفی در علوم اجتماعی. فصلنامه نقد کتاب اطلاع رسانی و ارتباطات، ۳ (۱۲)، ۱۰۱-۱۰۸.

سپاسگزاری و تشکرات یکی از عناصر مهم در ارزیابی تولیدات علمی

علم یک ساختاری هنجاری است که  شامل تولیدات علمی از یک سو، و تعاملات علمی بین دانشمندان و پژوهشگران از سوی دیگر است. در ارزیابی تولیدات علمی اغلب به دو مسئله پرداخته می شود که شامل نویسندگی (authorship) و استنادها / مآخذ (citations/references) است. در ارزیابی تولیدات علمی کمتر به مطالعه و بررسی تشکرات و قدردانی (acknowledgements) در انتشارات پرداخته شده است. در حالی که یکی از عناصر مهم  و تأثیرگذار در ارتباطات علمی تشکرات یا سپاسگزاری است.

«سپاسگزاری» یادداشتی است به منظور حق‏شناسی از افراد و نهادهایی که در تدوین یک اثر علمی (مانند: مقاله مجله، مقاله همایش، طرح پژوهشی و غیره) به نویسنده کمک کرده‏اند. به دیگر سخن، در بخش سپاسگزاری شایسته است که از اشخاص (حقیقی و حقوقی) که به صورت مالی و معنوی (حمایت مالی، کمک فنی، نوشتاری، داوری، مطالعه نسخه اولیه، ویراستاری، گردآوری داده‏ها، و ...) نویسندگان را یاری کرده‏اند، تشکر و قدردانی شود. هنگام سپاسگزاری لازم است که دلیل سپاسگزاری از اشخاص و نقش ایفا شده توسط آن‏ها در تدوین مقاله به صراحت و به اختصار بیان شود. مقاله‏های علمی به طور معمول دارای بخشی با عنوان سپاسگزاری هستند. در مقاله‏های علمی به ویژه در مجله‏های انگلیسی‏زبان، در بخش سپاسگزاری پیش از منابع و مآخذ از زحمات سازمان‏ها، دانشگاه‏ها و افرادی که در تألیف و تدوین مقاله، حمایت مالی و فکری، ویرایش فنی و ادبی مقاله، و غیره مشارکت داشته‏اند سپاسگزاری می‏شود.

با توجه به اهمیت سپاسگزاری و قدردانی در تولیدات علمی و طرح های پژوهشی، پیشنهاد می شود که پژوهش هایی بیشتری در زمینه تشکرات و سپاسگزاری صورت گیرد.

منبع:

نوروزی، علیرضا، و محمدی، مسعود (1391). بررسی میزان و دلیل سپاسگزاری در مقاله‏های علم اطلاعات و دانش‏شناسی در ایران و تعیین سازمان‏ها و افراد حامی پژوهش. مجله مشاوره اطلاعاتی، سال دوم، شماره اول، ص. 1-12.

رجب‌زاده عصارها، امیرحسین (1395). جای خالی بخش «قدردانی» در مقالات فارسی. سمیم نور. http://www.samimnoor.ir/view/fa/ArticleView?ItemID=50

نیمرخ مجله‏ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران بر اساس معیارهای نمایه‌ سازی پایگاه‌ های استنادی

علیرضا نوروزی، نیلوفر صلح‌ جو

 چکیده

مقدمه: هدف پژوهشگران بررسی وضعیت نمایه‌ سازی مجله ‏های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران در پایگاه‌ های استنادی بین‌المللی است. بنابراین، فرآیند گزینش در دو پایگاه‌  اسکاپوس و وب آف ‏ساینس به دقت بررسی شده و مجله‌ ها بر اساس معیارهای به ‌دست ‌آمده اعتبارسنجی شده‌ اند تا نقاط ضعف مجله‌ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران برای نمایه‌ سازی در این پایگاه‌ ها مشخص شود.

مواد و روش ‌ها:  نوع پژوهش کاربردی و روش آن پیمایشی است و مجله ‌ها با رویکرد توصیفی ارزیابی شده‌ اند. در این پژوهش برای ارزیابی مجله‏ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران از روش‌ تحلیل استنادی و روش مشاهدۀ مستقیم با ابزار سیاهۀ وارسی استفاده شده است.

یافته‌ ها:  معیارهای اصلی برای استانداردسازی مجله‌ ها به منظور نمایه ‌سازی در پایگاه‌ های بین‌ المللی در چهار قلمروِ «اطلاعات کلی»  (معیارهای حداقل)، «خط مشی»، «دسترسی برخط» و «موقعیت» طبقه ‌بندی شدند که برای هر معیار شاخص ‌های  قابل اندازه ‌گیری تعیین شد. در بررسی مجله‌ ها، با توجه به این معیارها، تا زمان اجرای پژوهش فقط دو مجله توانستند معیارهای حداقل را به ‌طور کامل رعایت کنند. اشکال ‏های اساسی مجله‌ ها به‌ترتیب شامل نداشتن فرآیند داوری و نوع همترازخوانی،  رعایت ‌نکردن نظم انتشاراتی، مشخص ‌نبودن اصول اخلاقی نشر و تنوع پایین نویسندگان و هیئت تحریری مجله‌ هاست. از جمله نقاط قوّت آن‏ها وبگاه انگلیسی،  دسترسی برخط به متن کامل مقاله‌ ها و داشتن شماره استاندارد بین ‌المللی را می‌توان نام برد.

نتیجه‌ گیری: به‌ طور کلی میزان رعایت شاخص ‌های چهار قلمروِ مورد ارزیابی مجله‌ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران برای پذیرش در پایگاه‌ های بین‌ المللی 67 درصد  است. با مشخص ‌شدن نقاط قوّت و ضعف‌ مجله‏ ها، راهکارهایی برای ناشران، سردبیران و مسئولان سیاست ‌گذاری ارائه شده است تا بتوانند سطح انتشار خود را به معیارهای مورد نظر پایگاه ‌های نمایه ‌سازی بین ‌المللی نزدیک  و امکان حضور در سطح بین‌المللی را پیدا کنند.

کلیدواژه ها: مجله‏؛ معیارهای نمایه‌ سازی؛ پایگاه‌ های استنادی بین ‌المللی؛ دانشگاه تهران

منبع: نوروزی، علیرضا، و صلح جو، نیلوفر (1395). نیمرخ مجله‏ های انگلیسی ‌زبان دانشگاه تهران بر اساس معیارهای نمایه‌ سازی پایگاه‌ های استنادی بین ‌المللی. فصلنامه کتابداری و اطلاع رسانی، 19(2)، 44-78. 

بررسی تأثیر ویژگی‌های سازمانی بر پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت از دیدگاه پزشکان

محمدهیوا عبدخدا، مریم احمدی، محمودرضا گوهری، علیرضا نوروزی

چکیده

زمینه و هدف: پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت از سوی پزشکان، جدی‌ترین مانع پیش‌روی پیاده‌سازی فراگیر آن بشمار می‌آید. بنابراین، شناسایی عواملی که بر پذیرش این سیستم مؤثر هستند، از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر ویژگی‌های سازمانی بر پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت ازسوی پزشکان بر مبنای مدل پذیرش فناوری، در بیمارستان‌ های دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1392(زمان ادغام دو دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران) بود.

روش پژوهش: این پژوهش به صورت پیمایشی و از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه پژوهش شامل پزشکان شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. بر اساس فرمول نمونه ‌گیری در مدل‌ سازی معادلات ساختاری، 270 نفر از آنان به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ‌ها پرسشنامه محقق ‌ساخته بود که روایی و پایایی آن به تایید رسید. داده‌ ها بعد از گردآوری و ورود به نرم افزار اس.پی.اس.اس. توسط روش تحلیل مسیر در نرم افزار AMOS تحلیل شد.

یافته‌ ها: یافته ‌ها نشان داد که مدل ارائه شده توانایی تببین 56 درصد از تغییرات تأثیر ویژگی ‌های سازمانی بر پذیرش پرونده الکترونیک سلامت از سوی پزشکان را دارد. ویژگی‌ های سازمانی شامل: حمایت مدیریتی، مشارکت‌ دادن پزشکان، خودمختاری پزشکان و ارتباط پزشک بیمار با استفاده پزشکان از پرونده الکترونیک مراقبت سلامت، همبستگی مستقیم و معناداری داشت. همچنین آموزش پزشکان با هیچ ‌کدام از متغیرهای مدل پذیرش فناوری و استفاده از پرونده الکترونیک مراقبت سلامت، همبستگی معناداری را نشان نداد.

نتیجه‌ گیری: ویژگی‌ های سازمانی نقش قابل توجهی در پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت از سوی پزشکان دارند. لذا ضروری است تا سیاست ‌گذاری ‌های انجام شده به سمت پیاده‌ سازی موفقیت ‌آمیز پرونده الکترونیک مراقبت سلامت معطوف شود.

کلیدواژه ها: پرونده الکترونیک مراقبت سلامت، ویژگی ‌های سازمانی، مدل پذیرش فناوری، پزشکان، دانشگاه علوم پزشکی تهران

منبع:  عبدخدا، محمدهیوا، احمدی، مریم، گوهری، محمودرضا، و نوروزی، علیرضا (1395). بررسی تأثیر ویژگی‏ های سازمانی بر پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت از دیدگاه پزشکان. پیاورد سلامت، 10(2)، 181-193.

طراحی و اعتباریابی مدل مفهومی ارزیابی باورپذیری اطلاعات در محیط وب

حمید کشاورز، فاطمه فهیم نیا، علیرضا نوروزی، محمدرضا اسمعیلی گیوی

چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی مدل ارزیابی باورپذیری اطلاعات موجود در محیط وب به عنوان مدلی برخاسته از پیشینه پژوهش و تایید شده توسط خبرگان حوزه ‌های مرتبط انجام شده است.

روش پژوهش: از لحاظ رویکرد پژوهش، روش آمیخته اکتشافی به کار برده شده است. در مرحله اول این پژوهش از روش فراترکیب استفاده ‌شد که از جمله روش‌‌ های کیفی به شمار می‌ رود. در مرحله دوم برای بررسی و اصلاح مدل مفهومی به دست آمده از روش پیمایشی یعنی نظرسنجی از خبرگان به روش دلفی استفاده شده است. جامعه آماری اول پژوهش کلیه آثار و نوشتار‌های مربوط به مبانی و ابعاد باورپذیری اطلاعات شامل 90 اثر بر مبنای معیارهای معتبر از بین 560 اثر انتخاب و تحلیل شد. جامعه آماری دوم شامل خبرگان حوزه بازیابی اطلاعات وب در رشته‌ ‌هایی مانند علوم اطلاعات، ارتباطات و رایانه بودند که در نهایت 30 نفر در دور اول و 24 نفر در دور دوم دلفی شرکت داشتند.

یافته ها: با کاربرد مراحل هفتگانه فراترکیب، مدلی مفهومی در چهار لایه مفهومی، مقوله ‌ای و کدها و شاخص‌ ها به دست آمد. در هر یک از لایه ‌ها مفاهیم و موضوع ‏هایی گنجانده شد که در نهایت 68 شاخص اصلی شناسایی شد. جهت اعتباریابی کیفی مدل به دست آمده، مطالعه دلفی در دو مرحله انجام و نظرات خبرگان در مدل اعمال شد. با توجه به مقادیر بالای ضریب توافقی کندال در حدود 65/0 و درصد توافقی بیشتر ابعاد مدل بالای 90 درصد، مدل مفهومی مورد تأیید خبرگان پژوهش قرار گرفت.

نتیجه  گیری: مدل مفهومی به دست آمده از مراحل فراترکیب و دلفی به تأیید و توافق بالای خبرگان رسیده و می‌ تواند به عنوان معیاری برای پژوهش ‌های آتی در جهت ساخت ابزاری برای انجام پژوهش ‌های مرتبط باشد. یافته ‌های پژوهش حاضر نشان داد که ارزیابی باورپذیری، مفهومی با ابعاد و مؤلفه ‌های گوناگون بوده و کاربران، طراحان و سیاست‏ گذاران حوزه وب باید آنها را در طراحی و ارزیابی منابع وب مورد توجه قرار دهند.

کلیدواژه ‌ها: ارزیابی باورپذیری اطلاعات، مدل ‌سازی رفتار اطلاعاتی، باورپذیری اطلاعات وب، اعتبارسنجی اطلاعات، اعتباریابی مدل

منبع: کشاورز، حمید، فهیم ‏نیا، فاطمه، نوروزی، علیرضا، و اسمعیلی ‏گیوی، محمدرضا (1395). طراحی و اعتباریابی مدل مفهومی ارزیابی باورپذیری اطلاعات در محیط وب: کاربرد روش‌های فراترکیب و دلفی. تعامل انسان و اطلاعات، 3(3)، 1-16.