*سالها پیش در مورد اقتصاد اطلاعات مطلبی نوشته بودم؛ بخشی از آن را که به نظرم هنوز جای کار و بحث دارد در زیر آوردم.*
مقدمه
رشد سریع و پرشتاب اطلاعات یا شکل تکاملیافته آن، علوم و فناوری در جهان معاصر، کشورها را به دو قطب کاملاً متفاوت تقسیم کرده است. در یک سو، کشورهای صنعتی و پیشرفته قرار گرفتهاند که هر روز با ابداع و نوآوری جهانیان را به تحیّر وا میدارند و در سوی دیگر، کشورهایی هستند که نظارهگر این تحولات هستند و انگشت حیرت به دندان گرفتهاند. تحولات علم و فناوری در جهان غرب از عهد رنسانس به این طرف شاهد این رشد شتابان بوده، به نحوی که تا به امروز لحظهای از آن رشد بازنایستاده است. اینکه چه عواملی باعث بروز و ظهور این تحولات شد به زیرساختهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دنیای غرب برمیگردد.
اطلاعات یک منبع حیاتی برای پیشرفت علمی و اقتصادی در هر کشوری محسوب می شود. در واقع، اطلاعات یا به عبارت درست تر اطلاعات علمی و فنی یکی از سه رکن طبیعت است، این سه رکن بنیادی که مواد لازم خلاقیت و فعالیت انسان را در طبیعت فراهم می کنند، عبارتند از: ماده، انرژی و اطلاعات (1).
کاربردهای اصلی اطلاعات را می توان در کمک به رشد دانش و خرد، تحقیق و توسعه، تولید و صنعت، تصمیم گیری و مدیریت و آموزش و پرورش به خوبی دید. برای درک بهتر اهمیت اطلاعات به بررسی اقتصادی اطلاعات به عنوان یک کالا می پردازیم.
اقتصاد اطلاعات
در اصطلاح علم اقتصاد، کالا را اینگونه تعریف می کنند:
کالا اعم از ساخته شده، خام و جز اینها، هر شیئی خارج از وجود انسان خواه مادی باشد یا غیرمادی که خواهش [نیاز] بشری را برآورد. کالاها انواعی دارند که برخی از آنها را در اینجا ذکر می کنیم.
کالاهای واسطه ای: کالاهایی است که در ساخت کالاهای دیگر به کار می روند.
کالاهای اقتصادی: آن کالا که کمیاب، مفید و دارای قیمت است که یا مادی است یا غیرمادی.
کالاهای سرمایه ای: آنچه که برای تولید ثروت به کار برده می شود، به وسیله انسان به وجود می آید و نامحدود است.
کالاهای بادوام: کالاهایی که به مدت طولانی مصرف و سپس مستهلک می شود (2).
حال با تعریفی که از کالا و برخی از انواع آن داده شد، آیا می توان اطلاعات را کالا محسوب کرد؟در جواب می توان گفت: آری، اطلاعات یک نوع کالاست؛ زیرا در ساخت کالاهای دیگر به کار می رود، کمیاب، مفید، غیرمادی و دارای قیمت است، برای تولید ثروت هم به کار می رود، مدت مصرف آن، گاه طولانی است، و پس از گذشت آن مدت به نیمه عمر خود می رسد. گرچه کاملاً مستهلک نمی شود. برای مثال، اطلاعات مربوط به فرمول شیمیایی کوکاکولا یا هر اختراع دیگری را در نظر بگیرید، خواهید دید که دارای تمام خصوصیات پیش گفته است.
اطلاعات، کالایی است که هم ماده خام تحقیقات است و هم می تواند نیازهای معنوی و تصمیم گیری انسان را برآورده کند. البته باید گفت که اطلاعات نیز مانند پول به خودی خود ارزش محسوب نمی شود، مگر اینکه از آن استفاده بهینه شود و در برآوردن سایر نیازهای انسان به کار رود.
اطلاعات عنصری است که تأثیر آن در درازمدت و با گذشت زمان معلوم می شود و چون این طور است، متأسفانه گاهی اوقات اهمیت آن از نظر دور می ماند و به این غفلت وقتی پی برده می شود که اتفاق ناگواری بیافتد و کشور دچار رکود علمی و فنی شود.
در عصر رایانه، اطلاعات به منزله مواد خام محسوب می شود و پس از تبدیل شدن به کدهای مضاعف متشکل از خط و نقطه [صفر و یک] که مورد استفاده رایانه است به عنوان یک کالا قابل داد و ستد خواهد بود (3).
اطلاعات با دیگر کالاهای مصرفی بسیار متفاوت است، ولی از بسیاری جهات همانند دیگر کالاهای تولیدی با آن برخورد می شود. برای مثال، اطلاعات با عبور از فرآیند تولید همواره مفیدتر و پرثمرتر می شود و می تواند از طریق کتاب ها، مجله ها، نظام آموزشی، کتابخانه ها، مؤسسه های تجاری و نظام پستی اشاعه یابد (4).
جامعه ای که به اطلاعات اهمیت و اعتبار می دهد و در تولید و اشاعه آن برنامه ریزی و سرمایه گذاری می کند، جامعه ای است که به مطالعه، تفکر، و پژوهش بها می دهد و فرهنگی پویا و زنده دارد و از لحاظ اقتصادی و صنعتی نیز پیشرفت خواهد کرد، و برعکس جامعه ای که نقش و اهمیت اطلاعات را نادیده بگیرد، به جامعه ای ایستا و بی تحرک تبدیل خواهد شد و در نتیجه از مطالعه، تفکر، پژوهش و به تبع آن پیشرفت های اقتصادی در آن اثر چندانی به چشم نمی خورد.
پیشرفت بیشتر بر اساس روند گردآوری، ذخیره، بازیابی، اشاعه، استفاده و مصرف بهینه اطلاعات استوار است. دانش و اطلاعات مربوط به منابع آب، خاک، هوا، اوضاع بازار و یا پیشرفت های فنی امتیازهای فراوانی در اختیار کشورهای برخوردار از این اطلاعات قرار می دهد (5). دستیابی بیشتر و بهتر به این اطلاعات، همانند یک اهرمی است که می تواند در افزایش توانایی یک کشور از منابع خود در سطحی وسیع مؤثر واقع شود (6).
گردآوری اطلاعات پیرامون منابع زیرزمینی در هر کشور در استفاده از این منابع بسیار مؤثر است. امروزه از طریق ماهواره شرکت های معدنی آمریکا (یا دیگر شرکت هایی که به این اطلاعات دسترسی پیدا می کنند)، پیش از آنکه کشورهای در حال توسعه به وجود منابع زیرزمینی خود پی ببرند پیش دستی کرده و نسبت به کاوش و استخراج این منابع اظهار تمایل می کنند. زیرا عکسبرداری از طریق ماهواره از منابع کانی دیگر کشورها دقیقاً عملی است (7).
بنابراین، می توان نتیجه گرفت که «اطلاعات قدرت است»؛ و هرکس اطلاعات را داشته باشد به راستی قدرت را در دست دارد. قدرت هم سازنده است و هم ویرانگر (8). دنیای غرب امروز با در دست داشتن قدرت اطلاعات از طریق رسانه های مختلف باعث تسلط فرهنگ، زبان، آداب و رسوم خود در کشورهای در حال توسعه شده است.
مسئله گردآوری، تولید و اشاعه اطلاعات اکنون در اقتصاد کشورها عاملی اساسی محسوب می شود، دولت ها و نهادهای اقتصادی و فرهنگی به نحو فزاینده ای به مجموعه ای از شرکت ها، مؤسسات و نظام هایی که در امر گردآوری اطلاعات دخالت دارند، اتکای بیشتری پیدا می کنند. زیرا اطلاعات اساس تصمیم گیری است و بدون برخورداری از یک زیربنای اطلاعاتی مناسب و محکمف نمی توان به هدف های توسعه همه جانبه دست یافت. جهت گیری برنامه های توسعه اقتصادی، فرهنگی، صنتعی، سیاسی، اجتماعی و مانند آن به اطلاعات جامعه و دقیق نیاز دارد، تا با اتکاء به آن بتوان برنامه های مقرون به صرفه و صحیح تنظیم کرده و به مرحله اجرا درآورد. به عبارت دیگر، هم برنامه ریزی و هم اجرای برنامه ها مستلزم آگاهی های همه جانبه و استفاده از اطلاعات درست و دقیق است. در نتیجه، دستیابی به اطلاعات پرورده یا دانش بشری و استفاده از آن، از عوامل اساسی پیشرفت و توسعه است که اطلاعات علمی و فنی به عنوان یکی از لوازم عمده توسعه اقتصادی و صنعتی شناخته شده است.
آن دسته از جوامع در حال توسعه که از طریق ملی کردن یا سرمایه گذاری های موفقیت آمیز به رشد اقتصادی مستقل دست یافته اند. اکنون خود را بیش از گذشته شدیداً نیازمند اطلاعات می بینند. نیاز به اطلاعات، خود یکی از نتایج استقلال است (9). جامعه ای که به اطلاعات نیاز ندارد، نمی خواهد پیشرفت کند، و همواره ایستا و بی تحرک خواهند ماند.
اهمیت اقتصادی اطلاعات تا آنجا پیش رفته است که امروزه در دانشگاه میشیگان آمریکا دوره تحصیلی اقتصاد اطلاعات، مدیریت و سیاستگذاری در مقطع کارشناسی و بالاتر دایر گردیده است و اغلب دانشجویان فارغ التحصیل این دوره به عنوان مشاوران اطلاعاتی شرکت ها و مؤسسات مشغول به کار می شوند (10). این بیانگر اهمیت اطلاعات برای مدیریت شرکت ها و بازاریابی برای کالاها و خدمات آنهاست. البته امروز استعمار روش های جدیدی را در پیش گرفته است. یکی از روش های استعار نو، استعمار اطلاعات یا انحصار اطلاعات است، و استعمار اطلاعاتی چیزی کمتر از استعمار اقتصادی ندارد.
دنیای غرب که کارگاه عمده تولید اطلاعات جهانی است برای ایجاد یا یافتن زمینه مصرف با تمام توان خود به بازاریابی برای اطلاعات تولید شده خود مشغول است. بدیهی است که بازار عمده اطلاعات تولید شده در غرب کشورهای در حال توسعه است (11). کشور ما نیز از این جریانات به دور نبوده است و به یکی از واردکنندگان اطلاعات غرب و مستعمره های اطلاعاتی آنها تبدیل شده است؛ زیرا ما قسمت عمده اطلاعات مربوط به منابع مختلف سرزمین خود را از یافته های آنها می گیریم. وارد کردن اطلاعات بدون برنامه ریزی برای مصرف درست آنها ما را بیش از پیش وابسته خواهد کرد. مثال بارز آن را می توان مجله های علمی لاتین و پایگاه های پیوسته و ناپیوسه نام برد که هزینه های گزافی برای خرید آنها صرف می شود که اکثراً هم بدون استفاده باقی می مانند یا استفاده آنچنانی از آنها نمی شود.
منابع
1. آذرنگ، عبدالحسین (1363). شبکه برای انتقال دانش فنی و حرفه ای. تهران: دبیرخانه شورایعالی هماهنگی آموزش فنی و حرفه ای کشور، 1363، ص. 24.
2. فرهنگ، منوچهر (1372). فرهنگ بزرگ علوم اقتصادی انگلیسی-فارسی. ج. 1، ذیل: «کالا»، «کالاهای بادوام»، «کالاهای سرمایه ای»، «کالاهای واسطه ای».
3. اسمیت، آنتونی (1364). ژئوپولیتیک اطلاعات. ترجمه فریدون شیروانی. تهران: سروش، ص. 107.
4. همان، ص. 108.
5. همان، ص. 111.
6. همان، ص. 113.
7. همان، ص. 126.
8. آذرنگ، عبدالحسین، ص. 23.
9. اسمیت، آنتونی، ص. 112.
10. Information Economics, Management and Policy (IEMP).www.si.umich.edu/academics/iemp.html
11. مرکز اطلاع رسانی و خدمات علمی جهاد سازندگی، نظام ملی اطلاع رسانی، 1376، ص. 368.
12. حرّی، عباس (1372). مروری بر اطلاعات و اطلاع رسانی. تهران: دبیرخانه هیأت امنای کتابخانه های عمومی کشور، نشر کتابخانه. ص. 29.
13. «گفتگو با دکتر رضا منصوری». خبرنامه اولین کنفرانس علمی بررسی مسائل پژوهشی کشور، 1 (فروردین 1378)، ص.6.
14. مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی، آمار آموزش عالی ایران (بخش دولتی). تهران: گروه پژوهش های آماری و انفورماتیک مؤسسه، 1377.
15. همانجا.
16. «گفتگو با دکتر رضا منصوری». ص.8.
منبع:
نوروزی، علیرضا (1378). اقتصاد اطلاعات. پیام كتابخانه، سال 9، شماره 4، (زمستان)، ص.52-56.