یکی از موضوع هایی که از سال اول دانشگاه دوست داشتم، «کتابدرمانی» بود؛ هرچند آن زمان نمی دانستم که اسمش کتابدرمانی است. کتاب‏درمانی یعنی استفاده از کتاب و مواد خواندنی سودمند به منظور حل مسائل و مشکلات روانی، روحی و جسمی. در سال های اول دانشگاه، دانشجویی خجالتی بودم. برای اینکه بر خجالتی بودنم مسلط شوم، کتاب های دیل کارنگی (نویسنده شهیر آمریکایی) به ویژه «آیین سخنرانی/ سخنوری» و زندگینامه ها را می خواندم تا بر این مشکل یا مسئله فائق آیم. بعد از خواندن زندگینامه چرچیل امیدوار شدم.

بعدها به کلاس آواز سنتی رفتم و به گروه کر دانشگاه شیراز راه پیدا کردم و جلو پانصد تا هزار نفر در خط مقدم گروه در سالن های دانشگاه شیراز می خواندم. اینک در برابر پانصد نفر هم سخنرانی می کنم. هرچند سخنران همواره تا حدودی ترس و اضطراب دارد و مواظب حرف زدن خود است. بعدها چند بار دیگر از کتابدرمانی استفاده کردم و مقاله هایی که در مورد «وبدرمانی»، و «اطلاع درمانی» به زبان انگلیسی و فارسی نوشتم؛ همه برخواسته از تجربیات عملی در زمینه درمانی بود.