عوامل مؤثر گزارش ‌شده برای سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران

امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی، علیرضا نوروزی

 چکیده:

دغدغه‌‌ها و نگرانی‌‌های اساسی در پیوند با سلامت پژوهش سبب شده است تا سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران به‌ عنوان موضوعی در خور ‌بررسی، در مطالعات مطرح شوند؛ اما لازمه‌ داشتن سیاست عینی و خط‌‌‌‌ مشی روشن برای مدیریت سوءرفتارهای پژوهشی و تمهید سلامت پژوهش در تحقیقات کشور، ‌‌داشتن آگاهی و شناخت کافی درباره‌ عوامل ایجادکننده‌ آن‌هاست. در مطالعه‌ حاضر تلاش شده تا شواهد گزارش‌ شده در مطالعات داخل کشور درباره‌ سوءرفتارهای پژوهشی و عوامل مؤثر بر آن‌ها بررسی شوند. به این منظور، سی مطالعه انجام ‌شده درباره سوءرفتارهای پژوهشی ایران شناسایی و برای مطالعه‌ اسنادی انتخاب شدند. عوامل شناسایی‌ شده از شواهد مربوط به سوءرفتارهای پژوهشی گزارش ‌شده در ذیل سه مجموعه‌: ۱. عوامل ساختاری شامل فشار نشر، سیاست‌های ارتقای علمی، تأمین بودجه‌ پژوهش و حفظ موقعیت شغلی؛ ۲. عوامل سازمانی شامل محیط پژوهش، فعالیت‌های نظارتی کنترلی بر پژوهش و آموزش فعالیت‌های پژوهشی؛ و ۳. عوامل فردی شامل مهارت‌های پژوهشی، مدرک‌گرایی، منافع مالی حاصل از پژوهش، درک و قضاوت اخلاقی فرد تعیین و تعریف شدند. بر این اساس، الگوی تحلیلی عوامل مؤثر برای سوءرفتارهای پژوهشی گزارش‌ شده در مطالعات ایران تدوین شد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دادند که مطالعات انجام ‌شده در کشور آن‏چنان که باید، به بررسی متغیرهای مربوط به عوامل فرهنگی و عوامل موقعیتی، نپرداخته ‌اند و عمدتاً به مصادیق بارز سوءرفتارهای پژوهشی مانند داده‌ سازی و تحریف داده‌ ها، به‌ ویژه سرقت علمی، توجه کرده ‌اند.

کلیدواژه‌ ها: اخلاق در پژوهش، تحقیقات ایران، سلامت در پژوهش، سوءرفتارهای پژوهشی، اخلاق پژوهشی

منبع: مردانی، امیرحسین، ناخدا، مریم، شمسی گوشکی، احسان، و نوروزی، علیرضا (1396). عوامل مؤثر گزارش ‌شده برای سوءرفتارهای پژوهشی در تحقیقات ایران. اخلاق و تاریخ پزشکی، ۱۰ (۱)، 243-257.

تحریف وابستگی سازمانی و تحریف نویسندگان: تقلب علمی 58 پژوهشگر ایرانی -- پاسخ به شبهات

چندی پیش گزارشی در مجله نیچر و مجله 4ORاینجا) به چاپ رسیده بود و اخبار مربوط به آن در وبلاگ ها و اینترنت آمده است که از میان مقاله های رد شده که دچار تقلب علمی و به اصطلاح «تحریف و دستکاری نام نویسندگان» شده اند، ۵۸ مقاله ایرانی وجود دارد. یکی از نویسندگان مشارکت کننده در این تقلب های علمی، نامش «علی رضا نوروزی» عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اردبیل است که مقاله اولیه خود را به نام یک متخصص آلمانی برای مجله خارجی ارسال کرده است.

Alireza Noruzi: Young Researchers and Elite Club, Ardabil Branch, Islamic Azad University

قابل ذکر است که اینجانب از سال 1998 بر اساس تصمیم اداره گذرنامه تهران بزرگ نام خانوادگی (Noruzi) را بدین صورت می نویسم. تا آن زمان هیچ کسی در ایران نام خود را بدین شکل به کار نبرده بود و در گوگل هم نبود. متأسفانه امروزه برخی از کسانی که همنام من هستند، نام خانوادگی (Noruzi) را بدین صورت می نویسند و این باعث سوءتفاهم برای دوستان، شاگردان و بدخواهانم شده است. به طوری که در هفته های اخیر خبر تقلب علمی ایرانی ها، بهانه ای برای برخی افراد بهانه جو شد. بنابراین همین‏جا لازم می دانم اعلام کنم که فردی که دچار دستکاری نام نویسندگان شده است؛ بنده نیستم و اساساً در هیچ کدام از دانشگاه های آزاد تدریس نمی کنم و تمامی مقالات انگلیسی ام از طریق پروفایلم در  گوگل اسکالر قابل دسترس است.

ذکر نکته ای برای خوانندگان گرامی لازم است، به نظر من نوعی بی عدالتی علمی در دنیا حاکم است که اگر نام و نام خانوادگی نویسنده ای عربی، شرقی و ایرانی باشد به راحتی مقاله اش پذیرفته نمی شود. به همین دلیل برخی نویسندگان عربی و شرقی نام اولیه خود را خارجی می گذارند و یا یک نام فرضی خارجی در لیست همکاران علمی خود می گذارند تا مقاله آن‏ها راحت تر پذیرفته شود و در نهایت، نام آن نویسنده خارجی را هنگام ارسال نسخه نهایی حذف می کنند. اگر این بی عدالتی علمی در دنیا حاکم نبود به طور حتم نویسندگان شرقی دلیلی نمی دیدند که نام یک نویسنده غربی فرضی در مقاله اولیه خود بگذارند تا پذیرفته شود. این نشان می دهد که ملیت نویسنده، نام نویسنده، وابستگی سازمانی او و غیره هم در پذیرش مقاله تأثیرگذار است. 

روش تحقیق: روش سرقت علمی و انحطاط و انزوال تحقیق

علیرضا نوروزی

چکیده

درس «روش تحقیق» یکی از دروس اساسی، پایه و مهم در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا در همۀ رشته‏ هاست؛ به طوری‌که در سال های اخیر در سرفصل دروس مقطع کارشناسی نیز گنجانده شده است. از سوی دیگر، برخی از مدرسان روش تحقیق آن‏گونه که باید و شاید روش پژوهش، پژوهشگری، اخلاق پژوهشی و مسئله یابی را به دانشجویان آموزش نمی دهند و برخی از آنان با سرقت علمی و نگارش کتاب های نامناسب در این حوزه، عامل گمراهی و گسترش بداخلاقی علمی در دانشجویان و پژوهشگران و در نتیجه، انحطاط و انزوال علمی و پژوهشی جامعۀ علمی می شوند. کتاب حاضر، نمونه ای از این دست کتاب های روش تحقیق است. امید است خوانندگان و دانشجویان با مطالعۀ این مطلب در چنین مواردی بیشتر دقت کنند و حرمت پژوهش و پژوهشگری را نگه دارند.

کلیدواژه ها: روش تحقیق، پژوهش، پایان‏نامه، مقاله، سرقت علمی، دستبرد فکری 

منبع: نوروزی، علیرضا (1394). روش تحقیق: روش سرقت علمی و انحطاط و انزوال تحقیق. فصلنامه نقد کتاب اطلاع رسانی و ارتباطات، دوره ۳، شماره ۶ ، ص.143- 148. 

شکایات در زمینه حقوق مالکیت فکری و حق مؤلف

برای دعاوی مربوط به حقوق مالکیت فکری، حق مؤلف، کپی رایت، پروانه های ثبت اختراع و جرایم رایانه ای بایستی به آدرس زیر مراجعه کرد: 

دادسرای ناحیه 31 ویژه جرایم رایانه ای

تهران - خیابان شریعتی- بالاتر از چهار راه طالقانی - نرسیده به بهار شیراز - نبش کوچه فرهاد 2.

تلفن: 6- 77512034

Google Patents: The global patent search engine

Alireza Noruzi & Mohammadhiwa Abdekhoda 

Abstract

Google Patents (www.google.com/patents) includes over 8 million full-text patents. Google Patents works in the same way as the Google search engine. Google Patents is the global patent search engine that lets users search through patents from the USPTO (United States Patent and Trademark Office), EPO (European Patent Office), etc.  This study begins with an overview of how to use Google Patent and identifies advanced search techniques not well-documented by Google Patent. It makes several suggestions for improving Google Patents. This study also compares the citation counts provided by Google Patents for journals in the field of library and information science (LIS).  Finally, it concludes that Google Patents provides a free alternative or complement to other patent databases. It also addressed the advantages of Google Patents, for example, easy-use search interface and fast search engine; convenient access to patent images in PDF format; and fast downloads of PDF patent documents.

Keywords: Google Patents; Patent analysis; Patentometric 

Bibliographic information of this paper: Noruzi, Alireza, & Abdekhoda, Mohammadhiwa (2014). "Google Patents: The global patent search engine."   Webology, 11(1), Article 122. Available at: http://www.webology.org/2014/v11n1/a122.pdf

لنز (Lens): پایگاه اطلاعاتی پروانه های ثبت اختراع

لنز (Lens) یک پایگاه اطلاعاتی برای جستجوی پروانه های ثبت اختراع (پتنت) است؛ که امکان جستجوی ساده و جستجو پیشرفته را دارد.

ترتیب اسامی نویسندگان به ویژه نویسنده اول و نویسنده مسؤول در مقاله علمی

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت و مسؤولان امور پژوهشی دانشگاه ها قراردادها و اصولی را تصویب کرده اند که تنها در صورتی که عضو هیات علمی نویسنده مسؤول یا نویسنده اول مقاله (به ویژه مقاله همایش های بین المللی) باشد از او حمایت مالی و پژوهشی به عمل می آید و تشویق و ترفیع صورت می گیرد. لذا چنین قانونی باعث شده است که در نظام علمی ایران برخی  از اعضای هیات علمی به تبع قراردادهای دانشگاه ها و وزارتین شرط بگذارند که در مقاله مشترک خواه برخاسته از پایان نامه و خواه خارج از پایان نامه بایستی یا نویسنده مسؤول یا نویسنده اول باشند؛ در غیر این صورت همکاری علمی نمی کنند که بر اساس قراردادهای وزارتی عدم همکاری طبیعی است.

البته مساله ترتیب نویسندگان لازم است که کمی بازتر شود که برخی از لایه های پنهان ترتیب نویسندگان روشن و آشکار شود. ترتیب نویسندگان در مقاله ها متفاوت است و بستگی به نوع مقاله دارد که در زیر برخی از این موارد شرح داده می شود: 

الف. مقاله برخاسته از پایان‏نامه های دانشجویی که ایده و موضوع اصلی پایان نامه از آن دانشجوست

در کارهای دانشجویی رسم تمام دنیا این است که نام دانشجو اول می آید و عضو/اعضای هیات علمی نویسنده دوم و سوم شوند. در مقاله های فارسی پایان نامه ای اخلاقاً و قاعدتاً نام دانشجو باید اول بیاید. بر اساس قوانین وزارتی در این موارد اگر استاد راهنما یا مشاور نویسنده مسؤول باشد، حتی اگر دوم یا سوم باشند امتیاز پژوهشی خود را می‏گیرند. کار دانشجوست و لزومی ندارد استاد در این موارد نویسنده اول باشد. یک دانشجوی کارشناسی ارشد شاید بخواهد بعدها روی همان موضوع به تحقیق و تفحص بپردازد. پس باید اجازه داد که ایده به نام او در تاریخ علمی کشور و رشته بماند.

همین جا ذکر مساله ای لازم است. دانشجویی پایان نامه فارسی نوشته است و ایده و موضوع پایان نامه هم از آن خود اوست؛ اما متاسفانه قدرت نوشتن مقاله انگلیسی را ندارد و اگر عضو هیات علمی مقاله انگلیسی را ننویسند دانشجو هرگز نمی تواند این کار را انجام بدهد. در مقاله انگلیسی این مدرس است که می توان گفت بیش از پنجاه درصد آن را نوشته است و نام او به طور طبیعی اول می آید و نام دانشجو دوم و مسؤول می آید. ممکن است مدرس به دانشجو بگوید که اینجا هم شما نویسنده اول باشید اشکالی ندارد.

در خیلی از مقاله های پژوهشی فارسی برخاسته از پایان نامه ها به ویژه پایان نامه های کارشناسی ارشد در ایران رسمی «دیکتاتوری علمی» باب شده است که نام استاد راهنما اول زده می شود و نام دانشجو دوم و بعد یواشکی نام استاد مشاور حذف می گردد، (که این دو اشکال اخلاقی و شرعی دارد: تضییع حق دانشجو، و تضییع حق استاد مشاور). در حالی که در برخی از موارد استاد مشاور جور ویرایش علمی و ادبی پایان نامه را کشیده است و حتی مقاله را هم برای دانشجو ویرایش می کند؛ اما چند ماه بعد استاد مشاور می بیند که با کمال ناباوری حتی در سپاسگزاری مقاله هم نامی از او برده نشده است. این موارد دیگر «بی انصافی علمی» است و هیچ نام دیگری نمی توان بر آن گذاشت؛ متاسفانه حتی حق الزحمه استاد مشاوری او هم پرداخت نمی شود. خلاصه اگر استادان مشاور در این گروه های بحث مثل دانشجوها داد و بیداد نمی کنند که در دانشگاه های فلان و بهمان دانشجوها نامشان را در مقاله ها حذف کردند و حق الزحمه مشاوره آنها هم پرداخت نشد، به احترام خودشان است و نیازی به این مقاله ها (و به قول دوستان چقاله های دانشجویی) ندارند.

ب. مقاله برخاسته از پایان‏نامه های دانشجویی که ایده و موضوع اصلی پایان نامه توسط استاد راهنما پیشنهاد می شود و در واقع موضوع پایان نامه به نوعی کار علمی خود استاد راهنماست که انجام آن را به دانشجو واگذار می نماید

گاهی پیشنهاد انجام یک کار پژوهشی (در قالب پایان نامه) توسط عضو هیات علمی مطرح می شود و از محل اعتبار و گرنت خود برخی هزینه های آن را هم می پردازد؛ اما فرد دیگری که اغلب دانشجو می باشد این کار را به اتمام می رساند. چنین مواردی باز هم توافقی است که چه کسی نویسنده اول و چه کسی نویسنده مسؤول باشد. اما به طور کلی در خیلی از مقاله های برخاسته از ایده ها و طرح های پژوهشیِ اعضای هیات علمی دانشگاه ها نویسنده اول عضو هیات علمی است و نویسنده دوم و مسؤول هم دانشجوست. در مجموع، قانون نوشته شده ای برای کارهای علمی وجود ندارد و به طور معمول وجدان فردی و اخلاق حرفه ای و پژوهشی عرف و قانون رایج است. 

ج. مقاله برخاسته از طرح پژوهشی

به طور کلی ترتیب نویسندگان در مقاله های برخاسته از طرح پژوهشی تقریباً مانند مورد «ب» است.

گاهی پیشنهاد انجام یک کار پژوهشی توسط عضو هیات علمی مطرح می شود و از محل اعتبار و گرنت خود هزینه های آن را هم می پردازد؛ اما فرد دیگری که اغلب دانشجوست این کار را به اتمام می رساند. چنین مواردی باز هم توافقی است که چه کسی نویسنده اول و چه کسی نویسنده مسؤول باشد. اما به طور کلی در خیلی از مقاله های برخاسته از طرح های پژوهشیِ اعضای هیات علمی دانشگاه ها نویسنده اول و مسؤول اعضای هیات علمی هستند و نویسنده دوم هم دانشجوست.   

د. مقاله مستقل

در یک کار علمی مستقل، اگر ایده اصلی مقاله اندیشه فکری شماست و شما بیش از پنجاه درصد مقاله را نوشته اید؛ بنابراین بایستی نویسنده اول باشید. در مورد نویسنده مسؤول مکاتبات توافقی است و هیچ قانونی وجود ندارد. گاهی ایده اصلی از آن شماست، بیش از پنجاه درصد مقاله را هم نوشته اید اما برای این که نویسنده همکار هم امتیاز علمی خود را بگیرد او نویسنده مسؤول و دوم مقاله می شود تا بتواند از امتیازهای علمی و پژوهشی استفاده نماید، در غیر این صورت دلیلی ندارد که با شما همکاری نماید. گاهی ایده اصلی از آن شماست ولی فرصت نمی کنید آن را تمام کنید به نویسنده دیگری پیشنهاد همکاری می دهید و او آن را تمام می کند که در نهایت بسته به میزان کار مشترک، افراد به توافق می رسند. 

یک آفت مهم در همکاری علمی

برخی از نویسندگان متاسفانه هم می خواهند نویسنده اول باشند و هم نویسنده مسؤول باشند؛ در حالی که کمتر از پنجاه درصد کار را انجام داده اند و اینجاست که اختلافات علمی بین نویسندگان همکار شروع می شود و ممکن است که افراد به احترام طرف مقابل کوتاه بیایند؛ اما همکاری علمی همین‏جا تمام می شود؛ و این گونه است که خیلی از همکاری های علمی دوام و قوام ندارد. گاهی افراد فقط به خاطر این‏که نویسنده اول در یک کار علمی نیستند وسط کار آن را رها می کنند و عملاً آن کار علمی را با شکست مواجه می کنند.

به طور خلاصه، می توان گفت که این (کج)رفتارها از آفات پژوهش است و یک مقاله (یا به قول برخی از دوستان یک چقاله) ارزش بحث و رنجش ندارد. به خاطر همین کج رفتاری هاست که برخی ها ترجیح می دهند به صورت انفرادی کار کنند تا با «دیکتاتورهای علمی» یا «منفعت طلب های علمی» کار پژوهشی نمایند.

شواهد دیجیتالی یا شواهد الکترونیکی

شواهد دیجیتالی یا شواهد الکترونیکی هرگونه اطلاعات ذخیره شده یا منتقل شده به صورت دیجیتالی و الکترونیکی است که می‏تواند توسط شاکی یا یک حزب خاص به عنوان شاهد، سند و مدرکی دال بر اثبات جرم علیه فرد یا حزب دیگری در دادگاه استفاده شود. قاضی دادگاه پیش از پذیرش شواهد دیجیتالی به عنوان سند و مدرک اثبات جرم، صحت و درستی آن را تعیین می‏کند که مطمئن شود که سند اصل است.

استفاده از شواهد دیجیتالی در چند دهه گذشته به شدت افزایش یافته است؛ زیرا دادگاه‏ها اجازه می‏دهند که موارد زیر با دقت کنترل و به عنوان شواهد دیجیتالی استفاده شوند: رایانامه (پست الکترونیکی)، سابقه مرورگر اینترنت، محتویات حافظه رایانه شخصی، حافظه پشتیبانگیری رایانه، فیلم‏ها و عکسهای دیجیتالی، اسناد واژهپرداز فرد، سابقه پیام‏های کوتاه (اس.ام.اس.)، سابقه فایل‏هایی که با حساب شخصی ذخیره شده‏اند، سابقه استفاده از پایگاههای داده، سامانه موقعیت‏یاب جهانی (جی.پی.اس.)، تراکنش‏های خودپرداز بانک‏ها، سیاهههای مربوط به معاملات شخصی، و غیره. مدخل ویکی‏پدیای آن را هم ساختم: 

Mapping Iranian patents based on International Patent Classification (IPC), from 1976 to 2011

Alireza Noruzi and Mohammadhiwa Abdekhoda

Abstract

Patents are used as an indicator to assess the growth of science and technology in a given country or area. They are being examined to determine research potentials of research centers, universities, and inventors. The aim of this study is to map the past and current trends in patenting activities with a view to better understanding and tracking the changing nature of science and technology in Iran. The patenting activity in the Iran was investigated for the period 1976–2011, based on the USPTO, WIPO, and EPO (Esp@cenet). We analyzed the affiliation of inventers and collected patents which have at least an Iranian inventor. The collected data were analyzed applying Microsoft Excel. Analytical results demonstrate that between 1976 and 2011, 212 patents have been registered by Iranian inventors in the three above-mentioned databases. The average number of Iranian patents registered per year has increased significantly from 25 in 1976–1980 period to 119 in 2006–2011. It was noted that the highest number of registered patents (27 %) were in “chemistry, metallurgy” area of International Patent Classification (IPC), followed by “human necessities” (18 %), “electricity” (17 %), and “performing operations; transporting” (15 %). Overall, it can be concluded that patent-activities are highly country-specific, the results indicate that Iran is focused on “chemistry, metallurgy” technology.

Keywords:  Patents – International patent offices – Patent database – Iranian inventors – Scientometrics – Patent trends – Patent analysis – Content analysis – Topic map analysis – Iran

Source: Noruzi, Alireza, & Abdekhoda, Mohammadhiwa (2012). Mapping Iranian patents based on International Patent Classification (IPC), from 1976 to 2011. Scientometrics, DOI 10.1007/s11192-012-0743-4.

دانشگاه ها اجازه ندارند که قرارداد اعضای هیات علمی بورسیه وزارت علوم را تمدید نکنند

پس از سال‏ها سرانجام وزارت علوم اعلام کرد که دانشگاه ها اجازه ندارند که قرارداد اعضای هیات علمی بورسیه وزارت علوم را تمدید نکنند. اگر روزی به هر دلیلی نخواهند قرارداد یک مدرس را تمدید کنند باید اول در کمیته جذب دانشگاه مطرح نموده و پس از هماهنگی و موافقت وزارت علوم نسبت به خاتمه خدمت مدرس اقدام کنند. به دیگر سخن، عدم تمدید قرارداد اعضای هیأت علمی بورسیه وزارت علوم در صلاحیت گروه و دانشکده نیست؛ بلکه کمیته جذب دانشگاه که بالاترین کمیته اعضای هیات علمی است باید تصمیم بگیرد و بعد از هماهنگی با وزارت علوم، خاتمه خدمت او را اعلام کنند.

پژوهش: جامعه‏شناسی علم و پژوهش  

در سر راه پژوهش آفت‏ها و مسائلی وجود دارند که بایستی از دیدگاه جامعه‏شناسی پژوهش و همکاری علمی و کار گروهی مورد بررسی قرار گیرند. برخی از این مسائل عبارتند از:

زبان اثر: انگلیسی یا فارسی

زبان یک اثر در جذب خوانندگان آن در سطح ملی و بین‏المللی تاثیر بسیار بسزایی دارد. آثاری هستند که خوانندگان نهایی آن‏ها بین‏المللی است، پس باید به زبان انگلیسی نوشته شوند؛ اما آثاری هستند که برای خوانندگان ملی نوشته می‏شوند، بنابراین باید به زبان ملی باشند. به عنوان یک ایرانی بر این باورم که باید به زبان ملی هم نوشت. باید دانش ملی و بومی را گسترش داد. اگر پژوهشگران و متخصصان ایرانی به زبان فارسی ننویسند ما هم شبیه کشورهای شمال آفریقا (یعنی الجزایر و مراکش و تونس) خواهیم شد که تا پایان دبیرستان آموزش به زبان عربی است و در دانشگاه‏ها به زبان فرانسه تدریس می‏شود و متخصصان این کشورها نمی‏توانند چند جمله علمی به زبان مادری خود یعنی به زبان عربی بنویسند. اگر رنسانس در ایتالیا و سایر کشورهای اروپا شکل گرفت، به خاطر رواج زبان مادری یا ملی در برابر زبان لاتین بود؛ اگر کسی این را نمی‏داند بهتر است تاریخ علم جان برنال و بزرگان را مطالعه نماید. متاسفانه در کشور ما برخی بر این باورند که باید به زبان انگلیسی نوشت و زبان علم انگلیسی است و فارسی را رها کنید و ... غافل از این‏که که این روند در درازمدت به ضرر کشور خواهد بود. هر کشوری باید منافع ملتش را در رأس همه امور قرار دهد. پرسش اصلی این است که اگر ما فقط به زبان انگلیسی بنویسم آیا به نفع کشور ما خواهد بود؟ چند درصد از دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و حتی دکترای ما مسلط به زبان انگلیسی هستند؟ پس باید به زبان فارسی نوشت؛ اما آثار و اندیشه‏هایی که ارزش طرح در سطح بین‏المللی دارند را می‏توان به زبان انگلیسی هم مطرح کرد. برای نمونه، مطالعه‏های موردی ارزش چاپ در سطح بین‏المللی ندارند و کمتر مجله خارجی مطالعه‏های محلی و موردی را چاپ کند، مگر خیلی ارزش اطلاعاتی داشته باشد؛ چون مطالعه موردی به ندرت مورد استناد قرار می‏گیرد. پس این نوع پژوهش را باید به زبان ملی منتشر کرد. کشورهای آلمان و فرانسه و اسپانیا الگوهای علمی خوبی هستند، هم به زبان مادری می‏نویسند و هم به زبان بین‏المللی. 

تک‏نویسی یا هم‏نویسی

تجربه نشان داده که همکاری علمی با مشکلات و مشقت‏های فراوان مواجه است؛ فقط مختص کشور ما نیست. متاسفانه وقتی کاری به صورت گروهی می‏شود و یکی از اعضای گروه (به هر دلیلی) همکاری نمی‏کند عملاً کار ناتمام می‏ماند و اتمام آن با مشکل مواجه می‏شود. این مساله در مورد همکاری با دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا خیلی پیش می‏آید. بعد از فارغ‏التحصیل شدن کار را رها می‏کنند. در برخی موارد هم افراد چون نامشان نویسنده اول نیست حاضر به همکاری نیستند، ... گاهی هم افراد علائق موضوعی‏شان عوض می‏شود و دیگر نمی‏خواهند روی موضوع قبلی کار کنند. پس نمی‏توان به اجبار همه را وادار به کار گروهی کرد. همکاری علمی به نفسه هم به معنای این نیست که ارزش کار بالاست؛ با این‏حال دو فکر بهتر از یک فکر است. مطالعات زیادی نشان داده که برخی فقط برای احترام به مقامات مافوق اسم افراد دیگر را می‏گذارند. 

مساله‏سازی یا مساله‏یابی: خلاء‏های پژوهشی

اگر شما مدرس هستید، پس حتماً شما هر هفته با ده‏ها ایمیل از سوی دانشجویان آشفته و پریشان در جستجوی موضوعی برای پایان‏نامه مواجه هستید که تقاضای کمک می‏کنند. این مساله دو دلیل عمده دارد:

یک. نیاز پژوهشی جامعه مشخص نیست و بین دانشگاه و صنعت رابطه برقرار نیست. صنعت رشته کتابداری، کتابخانه‏ها، مراکز اطلاع‏رسانی، ناشران، و ... است. آن‏ها باید اعلام نیاز کنند تا ما نیازشان را برآورده کنیم. وقتی که صنعت هیچ تقاضایی ندارد و ما هم نیاز آن‏ها را نمی‏دانیم و نیازسنج‏های خوبی نیستیم، پس ما کاری از پیش نمی‏بریم.

دو. دانشجویان ما متاسفانه خیلی اهل مطالعه نیستند که مجله‏ها، همایش‏ها و پیشنهادهای پژوهش‏ها را بخوانند تا موضوع پژوهش یا به اصطلاح مساله پژوهشی بیابند. 

 به نظر می‏رسد که بایستی تکلیف‏ها و پژوهش‏های کلاسی و دانشجویی را جدی گرفت، و روحيه مشارکت و کار تيمی را در بين دانشجویان تقویت کرد و آن‏ها را در امور مختلف شرکت داد که البته مستلزم مدیریت، حوصله، علاقه به کار با دانشجو و رعایت احترام متقابل است. 

درج نام خود در مقالات دیگران

اصرار بر درج نام خود روی محصولات فکری دیگران (مقاله، کتاب، ...) به بهانه‏های مختلف (نمره، ...) «حرام» است؛ مگر آن محصول، حاصل همفکری و همکاری باشد و تنظیم نام افراد بر اساس میزان همکاری و هم‏اندیشی آن‏ها باشد. هیچ اشکالی ندارد که نام دانشجویی قبلی از استادی بیاید و برعکس. قابل یادآوری است که در نظام دانشگاهی اغلب کشورهای جهان، پایان‏نامه کاری مشترک محسوب می‏شود و مقاله‏های مستخرج از پایان‏نامه هم همین‏طور. در صورتی که پایان‏نامه واقعاً هدایت شده باشد، لازم است که نام دانشجو، استاد راهنما و مشاوری که راهنمایی کرده‏اند روی مقاله مستخرج از آن بیاید. تنظیم نام آن‏ها بستگی به سیاست استاد راهنما و دانشگاه دارد.

اقتصاد اطلاعات: اطلاعات یک کالای اقتصادی و سرمایه‏ای است

information symbol

برای پیشرفت علمی و اقتصادی در هر کشوری محسوب می‏شود. در واقع، اطلاعات یا به عبارت بهتر، اطلاعات علمی و فنی یکی از سه رکن طبیعت است، این سه رکن بنیادی که مواد لازم برای خلاقیت و فعالیت انسان را در طبیعت فراهم می‏کنند، عبارتند از: ماده، انرژی و اطلاعات. کاربردهای اصلی اطلاعات را می‏توان در کمک به رشد دانش و خرد، تحقیق و توسعه، تولید و صنعت، تصمیم‏گیری، مدیریت، آموزش و پرورش به خوبی دید. برای درک بهتر اهمیت اطلاعات به بررسی اقتصادی اطلاعات به عنوان یک کالا پرداخته می‏شود.

   در اصطلاح علم اقتصاد، کالا را این‏گونه تعریف می‏کنند: «کالا اعم از ساخته شده، خام و جز این‏ها، هر شئ‏ای خارج از وجود انسان خواه مادی باشد یا غیرمادی که خواهش [نیاز] بشری را برآورد». کالاها انواعی دارند که برخی از آن‏ها عبارتند از:

کالاهای اقتصادی: آن کالات که کمیاب، مفید و دارای قیمت است که یا مادی است یا غیرمادی.

کالاهای سرمایه‏ای: آن‏چه که برای تولید ثروت به‏کار برده می‏شود، به وسیله انسان به‏وجود می‏آید و نامحدود است.

کالاهای بادوام: کالاهایی که به مدت طولانی مصرف و سپس مستهلک می‏شوند.

   حال با تعریفی که از کالا و برخی از انواع آن ارائه شد، آیا می‏توان اطلاعات را کالا محسوب کرد؟ در جواب می‏توان گفت: آری. اطلاعات یک نوع کالاست، زیرا در ساخت کالاهای دیگر به‏کار می‏رود، کمیاب، مفید، غیرمادی و دارای قیمت است، برای تولید ثروت هم به‏کار می‏رود، مدت مصرف آن گاه طولانی است و پس از گذشت مدت به نیمه عمر خود می‏رسد. گرچه کاملاً مستهلک نمی‏شود. مانند: اطلاعات مربوط به فرمول شیمیایی کولاکولا یا هر اختراع دیگری. برای مطالعه اصل مقاله به پیوند زیر رجوع نمایید.

   این نخستین مقاله‏ی تألیفی بود که نگارنده در دوران دانشجویی خود به زبان فارسی نوشت. در ادامه حرکت جنبش دسترسی آزاد، تصمیم گرفته شد که این مقاله نیز روی اینترنت قرار گیرد.

منبع

نوروزی، علیرضا (1378). اقتصاد اطلاعات در جهان و ایران. پیام کتابخانه، سال نهم، شماره چهارم، ص.52-56.

همكاري‌هاي علمي ايران در پروانه‌هاي ثبت اختراع

بررسي ميزان همكاري‌هاي علمي ايران در پروانه‌هاي ثبت اختراع طي سال‌هاي 1975-2007

خاليد ولايتي

عليرضا نوروزي

چكيده

هدف از اين پژوهش بررسي ميزان همكاريهاي علمي ايران در پروانههاي ثبت اختراع در سطح بينالمللی است. در اين پژوهش از روش توصيفي تحليلي و از ابزارهاي علمسنجي استفاده شده است. دادهها در بازه زماني 1975-2007 از سه پایگاه اطلاعاتی اداره پروانههاي ثبت اختراع و علائم تجاري آمريکا، سازمان جهاني مالکيت فکري، و اداره پروانههاي ثبت اختراع اروپا استخراج شدهاند. يافتهها نشان ميدهند که در کل ميزان همكاريهاي ايران در پروانههاي ثبت اختراع پايين است. هر چند که ميزان همكاريها در طی سالهاي اخير از يك سير صعودي برخوردار بوده است. قابل ذکر است که بيشترين همكاريها با کشور آمريكا صورت گرفته است.

كليدواژه: همكاري علمي، پروانه ثبت اختراع مشترك، ايران

منبع

ولايتي، خاليد و نوروزي، عليرضا (1388). بررسي ميزان همكاري‌هاي علمي ايران در پروانه‌هاي ثبت اختراع طي سال‌هاي 1975-2007. کتاب ماه کلیات، شماره 145، دی‏ماه، ص.62-65.

ضرورت پژوهش و تولید علم بدون نقض قوانین حقوق مالکیت فکری

مجله های علمی را می توان از لحاظ نوع چاپ به سه دسته تقسیم کرد:

مجله های کاغذی-چاپی (Print-only): مجله ای که فقط به صورت کاغذی چاپ و منتشر می شود. مانند: مجله پیام کتابخانه

مجله های الکترونیکی (Electronic-only): مجله ای که کاملاً به صورت الکترونیکی منتشر می شود. مانند: (نما، WebologyInformation Research )

مجله های دو رگه (Hybrid): مجله ای که هم به صورت چاپی و هم به صورت الکترونیکی منتشر می شود. مانند: (JASIST، LIBRI)

   مجله های الکترونیکی و به ویژه مجله های الکترونیکی دسترسی آزاد (Open Access) به خاطر سهولت دسترسی ممکن است گاهی حقوق مالکیت فکری آنها توسط برخی افراد نقض شود. مثلاً فردی متن کامل مقاله ی منتشر شده در یک مجله دسترسی آزاد را به نام خود در کنفرانس و یا مجله ای دیگر و یا به زبانی دیگر منتشر کند. این که مقاله یک مؤلف به نام نامؤلف دیگری ارائه شود کار نادرستی است. اما این مسأله ناشی از مجله های دسترسی آزاد نیست. این مشکل به ضعف قانون حق مؤلف و قوانین حقوق مالکیت فکری در ایران بر می گردد. کمتر دادگاهی صلاحیت رسیدگی به جرائم حق مؤلف دارد و کمتر دانشگاهی مباحث حقوق مالکیت فکری را تدریس می کند. باید توجه داشت که استناد دادن به یک اثر علمی حداقل احترامی است که برای مؤلف آن اثر می توان قائل شد و حداقل انتظاری است که مؤلفان و پژوهشگران دارند.

   مزایای دسترسی آزاد و اشاعه اطلاعات به صورت دسترسی آزاد بر کسی پوشیده نیست. به عنوان نمونه، اگر پژوهشگری در ایران مقاله خوبی به زبان انگلیسی منتشر کند و نسخه­ای از متن مقاله را روی وبگاه خود یا آرشیوهای دسترسی آزاد قرار دهد یا در یک مجله دسترسی آزاد منتشر کند ممکن است توسط خوانندگانی در آن سوی دنیا (مثلاً در کانادا یا آرژانتین) مطالعه شود و به آن استناد شود، کاری که الان می شود زیرا بسیاری از مجله های انگلیسی زبان در ایران به صورت دسترسی آزاد منتشر می شوند. در حالی که هیچ مجله چاپی ایرانی امکان توزیع و پخش در مقیاس جهانی ندارد.

   به خاطر دارم روزی استادی از دانشگاه تبریز به مرکز اطلاعات و مدارک ایران آمده بود تا در زمینه موضوع مورد علاقه اش جستجو کند، بعد متوجه شد که پایان نامه ای دقیقاً با عنوان پایان نامه اش ارائه شده است و برایش جالب بود وقتی که اصل پایان نامه را نگاه کرد متوجه شد که این دقیقاً پایان نامه خودش است که فقط اسمش حذف شده و توسط شخص دیگری در دانشگاه دیگری ارائه شد است... می توان نتیجه گرفت که مسأله نقض قانون حق مؤلف برای آثار علمی چاپی هم پیش می آید و ربطی به دسترسی آزاد به اطلاعات و مجله ها در محیط وب نیست.

حقوق مالكیت فكری: حق مؤلف و مالكیت صنعتی

"مالكیت فكری، مالكیت و سلطه قانونی است كه به موجب آن صاحب اثر می تواند از منافع و شكل خاصی از فعالیت یا اندیشه ابراز شده خود به طور انحصاری استفاده نماید. مالكیت فكری، همان طور كه از اسم آن بر می آید، زائیده فكر بشر است و دلالت دارد بر خلاقیتهای فكری از قبیل آثار ادبی و هنری، اختراعات، طرحهای صنعتی، علائم و نامهای استفاده شده در تجارت و بازرگانی و غیره. مالكیت فكری را می توان زائیده تمدن جدید بشریت دانست. حقوق مالكیت فكری در معنای وسیع كلمه عبارت است از حقوق ناشی از آفرینشها و خلاقیتهای فكری در زمینه های علمی، صنعتی، ادبی و هنری كه از راه دانش، هنر یا ابتكارِ آفریننده پدید می آید. هدف از حمایت این حقوق، تشویق و ترغیب و گرایش به ایجاد آفرینشهای فكری و آزادسازی دسترسی به آنها با هدف توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بهبود زندگی بشر است. آرپاد بگش در این باره می نویسد: «آثار هنری، ابداع و اختراع زائیده روح و اندیشه بشری است، این آثار برای انسانها لیاقت و شایستگی زندگی را تأمین می كنند. این از وظایف دولتهاست كه از هنرها و اختراعات حمایت نمایند»(این متن  روی گنبد بنای سازمان جهانی مالكیت فكری (وایپو)  در ژنو به ۶۱ زبان دنیا از جمله فارسی نوشته شده است.)." (نوروزی، ۱۳۸۱).

در سال ۱۳۸۱ کتابی با عنوان "حقوق مالكیت فكری: حق مؤلف و مالكیت صنعتی" نگاشته شد که به منظور حمایت از حقوق پدیدآورندگان آثار فکری (مؤلفان، مصنفان، هنرمندان، موسیقیدانان، ...) پیشگفتار، مقدمه، فصل اول: حقوق مالكیت فكری و پیوست های زیر  روی وبگاه نگارنده گذاشته شده است:

  قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان

  آئین نامه اجرائی ماده۲۱ قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان

  قانون ترجمه و تكثیر كتب و نشریات و آثار صوتی

 نوروزی، علیرضا (۱۳۸۱). حقوق مالكیت فكری: حق مؤلف و مالكیت صنعتی. تهران: نشر چاپار.

Intellectual Property Rights: Copyright and Industrial Property

 

ترجمه فارسی آثار خارجی: نابسامانی ها، عدم کنترل کتابشناختی و حق مؤلف

مقدمه: ترجمه و نقش آن در توسعه علمی

سال ۱۹۹۸ زمانی که می­خواستم موضوع پایان­نامه کارشناسی ارشد انتخاب کنم از میان ۲۰ موضوع بی­سرانجام، اولین موضوع این بود که چگونه می­توان از راه کتاب­های ترجمه شده در یک دوره زمانی مشخص مثلاً پنج سال یا ده سال متوجه شد که کدام کشورها و زبان­ها بیشتر بر فرهنگ، علم و ادبیات ایران تاثیر گذاشته­اند و کدام حوزه­های علمی بیشتر تحت تأثیر علم برگرفته از کشورهای خارجی قرار گرفته­اند؟ بعد از بررسی صدها کتاب ترجمه شده به این نتیجه دست یافتم که این امر امکان­پذیر نیست زیرا فرهنگ حق مولف و حقوق مالکیت فکری در ایران به گونه­ای است که در بسیاری از موارد ذکری از مشخصات کتابشناختی آثار ترجمه شده به میان نمی­آید. شاید برای این است که کسی از نام ناشر و نحوه نگارش لاتینی نام مولف و تاریخ انتشار آن اطلاعی نیابد و به ناشر خبر نرساند و یا ... من با چشم خویشتن دیدم که کتاب منتشر شده در سال ۱۹۶۸م. در ایران ترجمه و منتشر شده است. در ادبیات علمی ایران می­توان کتابهایی یافت که بعد از ۴۰ سال از تاریخ نشر آنها ترجمه شده­اند. در حالی که اثر ترجمه شده، حرفی نو برای گفتن ندارد و بسیاری از مباحث مطرح شده مربوط به ۴۰ سال پیش است و اکنون کارایی ندارد. در عرصه ادبیات کلاسیک این امر قابل قبول است ولی در عرصه­های علمی که دانش به سرعت کهنه می­شود، این امر هیچ توجیهی ندارد.

 

نتیجه­گیری: نیاز به یک اصل کتابشناختی

محسن حاجی زین­العابدینی در یادداشتی با عنوان: آثار ترجمه شده به فارسی و تاریخ نشر اثر به زبان اصلی به ضرورت تصویب قاعده­ای برای آثار ترجمه­ می­پردازد. کتابخانه ملی ایران می­تواند اصلی را به تصویب دولت برساند که بر اساس آن مترجمان و ناشران ایرانی ملزم به رعایت آن باشند و مشخصات کتابشناختی نسخه اصلی ذکر شود. تصویب چنین اصلی می­تواند به نابسامانی­های موجود پایان دهد. البته پیشنهاد می­شود که بانک اطلاعات کتابشناختی آثار در دست ترجمه هم تشکیل شود تا از ترجمه­های تکراری جلوگیری شود. هرچند که برخی مترجمان کار یکدیگر را قبول ندارند و خود مجدداً دست به ترجمه اثر می­زنند.