عضویت در کتابخانه‏های عمومی خارجی

هشت نه سالی است که در کشورهای مختلف زندگی می‏کنم و به کتابخانه‏های عمومی رجوع می‏کنم هم خودم و هم فرزندانم. اولاً باید عرض کنم که درب کتابخانه‏ها اعم از عمومی و دانشگاهی به روی همه مردم باز است. تاکنون نشده است که وارد کتابخانه‏ای اعم از عمومی یا دانشگاهی بشوم و هنگام ورود نگهبان یا کتابدار کتابخانه بگوید شما یک افغانی/ایرانی/عراقی/خارجی هستید و اجازه استفاده از کتابخانه ندارید. فقط برخی کتابخانه‏های ایالتی و بزرگ برای حفظ امنیت، سیستم‏های شناسایی مواد منفجره در درب ورودی قرار می‏دهند. در کشورهای غربی استفاده از کتابخانه دو حالت دارد:

استفاده در محل

برای استفاده از کتاب و مواد خواندنی در محل نیازی به عضویت نیست. اما برای استفاده از اینترنت و رایانه‏های کتابخانه و تلویزیون‏های مخصوص دیدن فیلم‏های کودک و غیره در خود کتابخانه باید کارت عضویت داشته باشید تا بتوانید وارد شبکه کتابخانه شوید. این مساله به خاطر مسائل امنیتی و غیره است. برای مثال، یک کاربر ممکن است از اینترنت کتابخانه برای ورود به وبگاه‏های تروریستی استفاده نماید و یا اقدام به هک کردن وبگاه دیگران نماید. بنابراین منطقی است که برای ورود به شبکه کتابخانه، کارت عضویت و شماره شناسایی کاربر لازم و ضروری باشد.

استفاده در منزل (امانت مواد کتابخانه‏ای: کتاب، دی.وی.دی.، و غیره)

برای امانت گرفتن مواد کتابخانه‏ای به منظور استفاده در منزل لازم است که کارت عضویت داشته باشید که در فرانسه به این «کارت امانت» هم گفته می‏شود. با این کارت امانت یا عضویت کتابخانه، می‏توان به تمامی خدمات کتابخانه در محل و در منزل دسترسی داشت.

اما هزینه این کارت امانت یا عضویت بستگی به شرایط سنی و اقتصادی خانواده دارد.

تا هجده سالگی عضویت کتابخانه/کارت امانت برای فرزندان یک خانواده رایگان است. بنابراین، تمامی دانش‏آموزان با مراجعه به کتابخانه عمومی/شهرداری می‏توانند عضو شوند و هر نوع استفاده ای از کتابخانه داشته باشند. در فرانسه از نوزده سالگی به بالا «حق عضویت» کتابخانه منوط به شرایط اقتصادی خانواده است. اگر خانواده‏ای (پدر و مادر) کارت بیکاری، کارت سازمان حمایت خانواده (کمیته امداد)، کارت کم‏درآمدی و غیره داشته باشند در این حالت استفاده از کتابخانه برای اعضای خانواده (اعم از دانشجو یا غیردانشجوی دانشگاه) رایگان است. اگر وضع اقتصادی خانواده‏ای خوب/معمولی باشد برای هر فرد باید حق عضویت عادی (22 یورو) پرداخت شود (خیلی‏ها برای فرار از پرداخت هزینه عضویت از همان کارت عضویت کودکان خود استفاده می‏کنند. البته سریع فکر بد نکنید بگویید ایرانی است راه گریز از قانون می‏داند. نه جانم خودم کارت عضویت دارم ولی خیلی‏ها را می‏بینم که این کار را می‏کنند. پس همیشه راه فرار از قانون وجود دارد، ولی کتابدار محترم باید با کاربر مدارا کند و فرض را بر این بگذارد که شاید این کتابی که طرف می‏گیرد می‏خواهد به سوال کودکانش جواب دهد یا بگوید وظیفه من شناخت انگیزه درونی کاربر نیست). در ضمن حق عضویت برای دانشجویان یک خانواده عادی در هر مقطعی که باشند سالانه 6 یورو  است؛ چون دانشجو بالای هیجده سال است و ممکن است که خودش هم به صورت پاره وقت جایی کار کند (البته دولت محترم فرانسه به دانشجویان با ملیت فرانسوی هم کمک‏های مالی می‏کند و بورس تحصیلی می‏دهد).

در کشور کانادا عضویت در کتابخانه‏های عمومی، شهرداری، و ایالتی (کتابخانه ملی هر ایالت) برای کودکان و نوجوانان و دانشجویان در هر مقطع تحصیلی که باشند رایگان است. برای بزرگسالان بستگی به ایالت دارد. ایالتی مثل کبک و اناریو استفاده از تمامی کتابخانه‏ها برای تمامی ساکنان آن ایالت رایگان است و کارت عضویتی که صادر می‏شود هم رایگان است. در آمریکا بستگی به قوانین ایالتی دارد و مثل فرانسه بستگی به شرایط اقتصادی خانواده و سن افراد دارد.

در فرانسه و کانادا و آمریکا برای عضویت کتابخانه فقط برگه اجاره‏نامه یا فاکتور تلفن/گاز کافی است که نشان دهد ساکن کشور و ایالت هستید و نیازی به بنجاق خانواده و حکم دو کارمند رسمی ندارد و فتوکپی شناسنامه پدر و مادر هم لازم نیست.

 

مساله این است که کاربرانِ کتابخانه‏های عمومی غربی از کتاب کاغذی تا کتاب گویا/ از سی دی تا دی‏وی‏دی، از رایانه تا اینترنت دسترسی دارند. بنابراین کتابخانه‏های عمومی ما لازم است در خدماتی که ارائه می‏دهند تا حدودی تجدیدنظر نمایند. امکان استفاده از اینترنت نخواستیم، حداقل بخش فیلم و سینما و سی‏دی.‏های موسیقی مجاز را بگذارید که مردم به بهانه فیلم هم شده به کتابخانه برگردند.

برنامه‏ریزان محترم نهاد کتابخانه‏های عمومی کشور، مدیران محترم کتابخانه‏های عمومی، و کتابداران عزیز  اگر می‏خواهید حق عضویت بگیرید؛ لطفاً دانش‏آموزان مدارس، خانواده‏های مستضعف و کمیته امداد، یتیم‏ها و یسیرها، دارندگان بیمه بیکاری و ... را معاف فرمایید. با پانصد یا هزار تومان حق عضویت یک کودک یا نوجوان را برای همیشه از کتابخانه گریزان نکنید. از این نهراسید که جمعیت کتاب‏خوان‏ها افزایش می‏یابد؛ بگذارید زیاد شوند تا دولت هم به کتاب‏خوان‏ها و کتاب‏دوستان توجه کند. اگر به کتابخانه‏ها توجه نمی‏شود یک دلیل آن این است که خیلی از آن‏ها خالی از کتاب‏خوان هستند. پس کتاب‏دوستان را به کتابخانه‏ها برگردانید. در ضمن اگر روزی نوجوانی با التماس و گریه گفت که نمی‏تواند جریمه دیرکرد کتاب‏هایش را به کتابخانه بپردازد؛ محترمانه او را نزد مدیر کتابخانه بفرستید و او را معاف کنید. 

نگاه بقالی‏وار به کتابخانه‏ها

بقالان تفکر جالبی برای جلب مشتری دارند. در یک دکان بقالی/ سوپرمارکت همه چیز وجود دارد. وقتی یک خریدار در جستجوی کالایی وارد می‏شود ناخواسته چشمش به کالاهایی می‏افتد که ممکن است که نیاز داشته باشد (نیازهای ناخواسته‏اش فراخوانی می‏شود) و آن‏ها را هم خریداری می‏کند. بنابراین باید چنین تفکری به کتابخانه داشت و همه چیز (همه کالاهای اطلاعاتی از کتاب تا فیلم) در کتابخانه وجود داشته باشد تا کاربری که در جستجوی فیلم و اینترنت است به بخش نشریات و کتاب هم سری بزند و به خواست فرزندانش هم شده به بخش کودک سری بزند و جیغ و داد بچه‏ها در بخش کودک را ببیند و آرامش کتابدار را هم تمجدید نماید.

روزی به کتابخانه و آرشیو ملی کبک در شهر مونترال کانادا (موسوم به کتابخانه بزرگ کبک) رفتم (عکس). در طبقه همکف سه چهار نفر فقط مسؤول ثبت نام بودند، صف‏های ثبت نام خیلی طولانی بودند ولی به سرعت پیش می‏رفتند؛ در تمام این مدت چشمهایم را باز کردم و به اطراف نگاه می‏کردم؛ رفتار کاربران را زیر نظر می‏گرفتم. باور کنید هر کسی که کارت عضویتش را می‏گرفت اولین جایی که می‏رفت، سراغ رایانه‏ها یا سراغ اینترنت می‏رفت. تعداد رایانه‏های هر طبقه را هم شمردم، در هر طبقه کتابخانه حداقل پنجاه تا شصت رایانه متصل به شبکه اینترنت بود و هر کاربر در روز یک ساعت به صورت رایگان می‏تواند از اینترنت استفاده کند. در طبقه زیر زمین تعدادی تلویزیون وجود دارد که کودکان بتوانند همانجا فیلم‏‏هایی که دوست دارند را ببینند. البته یک هدف این بخش آن است که تا وقتی که پدر و مادر به بخش‏های دیگر کتابخانه سرمی‏زنند و برمی گردند کودک فیلم نگاه کند. در یک گوشه‏ای از طبقه اول رستوران شیکی هم هست که اگر گرسنه شدید به آن‏جا هم سر بزنید. در ضمن بازی رایانه‏ای در این کتابخانه و کتابخانه‏های عمومی کانادا و فرانسه هم آزاد است.

بنابراین لازم است که کتابخانه‏ها با نیازهای واقعی جامعه پیش روند و دنیای امروز فقط کتاب کاغذی نیست؛ افراد به فیلم، دی‏وی‏دی و اینترنت هم نیاز دارند.

تولید علمی به زبان پارسی یا انگلیسی

بعد از ده سال مطالعه و تحقیق در حوزه علم‏سنجی به این نتیجه رسیدم که مجله‏های ملی و پارسی زبان نقش ناچیزی در روند اصلی پیشرفت علم در جهان دارند ولی در سطح ملی لازم و واجب هستند. بنابراین، اگر نویسنده‏ای حرف نو برای گفتن دارد و می‏خواهد در سطح بین‏المللی تاثیر پژوهشی (Research Impact)، تاثیر آموزشی (Educational Impact) و تاثیر استنادی (Citation Impact) داشته باشد، لازم است که به زبان انگلیسی بنویسد. البته نوشتن به زبان انگلیسی هیچ تضمینی نمی‏کند که یک اثر در سطح بین‏المللی به رسیمت شناخته شود و تاثیرگذار باشد؛ بلکه اثر باید حاوی اندیشه و نظریه جدیدی باشد. برخی از نویسندگان ایرانی سعی می‏کنند که با خوداستنادی تاثیر علمی و پژوهشی آثار خود را بالا ببرند و اگر یک بررسی ساده انجام شود بیش از شصت درصد استنادهایشان خوداستنادی است. در مطالعاتم همچنین به این نتیجه رسیدم که مطالعه‏های موردی که روی یک منطقه، شهر یا کشور خاص انجام می‏شود به ندرت در سطح ملی و بین‏امللی مورد توجه و استناد قرار می‏گیرند. بنابراین، بایستی آثاری به زبان انگلیسی  و در مقیاس بین‏المللی نوشته شوند که دامنه شمول جهانی داشته باشند و مساله‏ای جهانی باشد.

    قابل یادآوری است که برای پاسداشت زبان پارسی به عنوان زبان ملی و علمی ایران لازم است که به زبان پارسی نوشته شود و کسانی که به زبان ملی نمی‏نویسند و فقط به زبان انگلیسی می‏نویسند خیلی زود آثارشان تاثیر و اعتبار علمی خود را در سطح ملی از دست می‏دهند. اگر  زبانی به عنوان کانال ارتباطی علمی در خدمت علم و پژوهش و کشور قرار نگیرد، بعد از مدتی غیرقابل استفاده خواهد بود و در بیان مفاهیم ساده ناتوان خواهد بود. همچنین به این نتیجه رسیدم که کتاب‏های پارسی زبان در سطح ملی  تاثیر پژوهشی (Research Impact)، تاثیر آموزشی (Educational Impact) و تاثیر استنادی (Citation Impact بیش‏تری نسبت به مقاله‏های انگلیسی دارند. البته نه هر کتابی، بلکه کتابی که حداقل ارزش یکبار خواندن داشته باشد.
                نیز نگاه کنید به:

تفاوت بین Information Science و Informo Logy  از لحاظ اصطلاحی

در ادامه بحث چندین دهه تغییر نام علوم کتابداری و اطلاع‏رسانی فرمایشات استاد بزرگوارم دکتر عباس حرّی را می‏خواندم و  سؤالی برای من پیش آمد که دوست دارم به عنوان یک پژوهشگر بیرون از گود کتابداری ایران بدانم. اگر از دوستان کسی استاد دکتر حرّی را ملاقات می‏فرمایند از قول این شاگرد به استادش سلام برسانید و بفرمایید که به نظر شما تفاوت بین

Information Science & Informo Logy

 از لحاظ اصطلاحی چیست؟ حقیر فکر می‏کنم که از لحاظ لغوی هر دو معنای علم اطلاعات دارند. استاد فرموده‏اند «علم اطلاعات دو چهریزه دارد: یکی اطلاع‏شناسی و دیگری اطلاع‏رسانی». در حالی که به نظر من علم اطلاعات و اطلاع‏شناسی هر دو دلالت بر یک معنا و مفهوم دارند و آن مطالعه «اطلاعات» است. زیرا پسوند لوژی و پسوند ساینس که بعد از نام رشته ها می‏آید معنای مطالعه و علم یک موضوع را دارند. کما این‏که در ویکی‏پدیا نوشته شده است:

The English suffix has two separate main senses, reflecting two sources of the -λογία suffix in Greek: a combining form used in the names of sciences or bodies of knowledge, e.g. theology (loaned from Latin in the 14th century) or sociology. In words of the type theology, the suffix is derived originally from -λογ- (-log-) (a variant of -λεγ-, -leg-), from the Greek verb λέγειν (legein, "to speak"). The suffix has the sense of "the character or department of one who speaks or treats of [a certain subject]", or more succinctly, "the study of [a certain subject]". 

با این حال تفاوت اصطلاحی این‏ها را از زبان خود استاد شنیدن جالب‏تر خواهد بود.

در زمان حیات علمی خود در کتابداری ایران یادداشت‏های اعتراضی زیادی به محتوای کتابداری ایران  مطرح کردم که برخی از آنها در زیر قابل ملاحظه است.   

کتابداری در ایران: چرا ناشناخته مانده است؟

http://nouruzi.persianblog.ir/post/232

دلایل مهجور ماندن رشته کتابداری در ایران در سطح ملی و بین المللی

http://nouruzi.persianblog.ir/post/159

تغییر دیرهنگام محتوای آزمون کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی

http://nouruzi.persianblog.ir/post/79

دانش شناسی یا اطلاع شناسی؟

http://www.nouruzi.blogfa.com/post-48.aspx

رشته كتابداري؛ تغيير محتوا مهم تر از تغيير نام

http://www.ibna.ir/vdcc1mq1.2bqos8laa2.html

تغییر نام، تغییر لباس یا تغییر محتوا: کدام یک واجب‏تر است؟

http://www.lisna.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=5831

تغییر نام یا تغییر محتوای رشته کتابداری و اطلاع‏رسانی

http://nouruzi.blogfa.com/post-172.aspx

در دهه دانش‏جویی خود فکر می‏کردم اگر نام عوض شود همه چیز درست می‏شود، در سال‏های معلمی خود فکر می‏کردم که باید محتوا عوض شود تا دانشجویان موفق‏تر باشند و احساس نامیدی و بی‏انگیزگی آنان کم‏تر شود.