دانشجویان کارشناسی ارشد ورودی سال هشتاد و نه دانشگاه تهران واقعاً دانش‏جو و دوست داشتنی هستند. در تاریخ دانش‏آموزی، دانشجویی و مدرسی خود هرگز به یاد ندارم که فقط و فقط یک کلاس یا یک جلسه، معلم یا مدرسی سر کلاس نیامده باشد و دانشجویان یا دانش‏آموزان حاضر باشند نیم‏ساعت در کلاس بمانند. بیش‏تر اوقات دانش‏آموزان و دانشجویان آرزویشان این است که معلم یا مدرس سر کلاس حاضر نباشد و کلاس تعطیل شود. چه برسد به این‏که بخواهند تا پایان ترم بدون حضور فیزیکی مدرس، کلاس را اداره کنند و از خود مایه بگذارند و سخنرانی‏هایی که قرار بوده است ارائه نمایند، را تهیه کنند و از راه دور با مدرس در ارتباط باشند و کتابی که قرار بوده است پایان ترم امتحان بدهند نیز به خوبی مطالعه نمایند. این رفتار دانشجو برای من زیبا و دوست داشتنی است؛ این همان چیزی است که بعد از کنار رفتنم از صحنه دانشگاه دلم برایش تنگ می‏شود. دانشگاه برای این نیست که دانش‏جو چند صفحه جزوه حفظ کند و آخر ترم امتحان بدهد و همه چیز تمام شود؛ دانشگاه باید انسان‏ساز و دانش‏جو ساز باشد. به یاد دانشجویانم خواهم بود و همیشه به رسم معلمی به پرسش‏های دانشجویان پیشین خود جواب خواهم داد، در هر کجا و در هر مقامی باشم. دلم برای دانشگاه و دانشکده و ... و ... و ... تنگ نخواهد شد؛ اما دلم برای دانشجویانم که آنها را به خدا سپردم تنگ می‏شود. بزرگ‏ترین آرزویم موفقیت و پیروزی آنان است.