هر از گاهی در گروه‏های بحث ایرانی می‏بینم که دانشجویان گله می‏کنند که کسی پرسشنامه‏های آن‏ها را تکمیل نمی‏کند. جواب ساده است: پرسشنامه‏های طولانی با بیش از سی/چهل سؤال را چه کسی وقت می‏کند تکمیل کند؟ پرسشنامه‏ها گاهی واقعاً خسته‏کننده و وقت گیر است. متاسفانه گاهی دانشجو، استاد محترم راهنما و مشاور حتی یکبار پرسشنامه را مطالعه نمی‏کنند (مسأله پایایی، روایی، ساختار و گزینه‏های پرسشنامه خود جای بحث دارد). در نتیجه، هیچ کسی حاضر نیست جواب دهد. کاش دانشجویان، استادان محترم راهنما و مشاور خود را جای پاسخ‏دهندگان بگذارند و یکبار خودشان پرسشنامه را با دقت مطالعه کنند. خواندن و فکر کردن در مورد هر سؤال اگر فقط سی ثانیه وقت بگیرید یک پرسشنامه هشتاد سؤالی حداقل چهل دقیقه وقت می‏گیرد و هیچ‏کسی حاضر نیست چهل دقیقه از وقت خود را برای پرسشنامه بگذارد.

چند وقتی است که پرسش‏هایی در مورد پرسشنامه ذهن مرا به خود مشغول کرده است. راستی چرا در گروه‏های بحث خارجی کسی پرسشنامه برای پر کردن ارسال نمی‏کند؟ آیا گروه‏های بحث فضای مناسبی برای پرکردن پرسشنامه است (از لحاظ جامعه آماری و نمونه گیری)؟ آیا بایستی تمام پرسشنامه‏ها برگشت داده شود تا تحلیل انجام گیرد؟ البته باید پذیرفت که پژوهش‏های پیمایشی همیشه مشکل جمع‏آوری پرسشنامه‏ها را دارند و رسم بر این است که اگر بیش از پنجاه درصد پرسشنامه‏ها برگشت بخورد پژوهشگر می‏تواند داده‏ها را تجزیه و تحلیل کند. 

آیا پایان‏نامه‏های کتابداری ایران بیشتر مبتنی بر پژوهش‏های پیمایشی است؟ اگر این‏گونه است چرا به پژوهش‏های نظری/ توصیفی ، کیفی، بنیادی و طرح‏های مفهومی چندان توجه نمی‏شود؟ به راستی چرا گاهی دانشجو، و اساتید محترم راهنما و مشاور پیش از ارسال پرسشنامه برای جامعه آماری پژوهش یکبار با دقت پرسشنامه را ملاحظه نمی‏کنند که از لحاظ علمی، پایایی، روایی، ساختاری، ادبی، نگارشی و غیره آن را اصلاح کنند؟

آخرین پرسش: آیا باید افراد را مجبور به تکمیل پرسشنامه کرد؟ 

بر این باورم که نباید افراد را ملزم و مجبور و اقناع به تکمیل پرسشنامه کرد. وقتی که مدرس بودم گاهی افراد می‏آمدند و می‏گفتند که به دانشجویان بگویید که این پرسشنامه‏های ما را تکمیل کنند. در همین‏جا از تمام دانشجویان سابقم که به منظور تکمیل پرسشنامه‏های دیگران در آخر کلاس‏ها آنها را نگه داشته تا پرسشنامه‏ها را پر کنند رسماً عذرخواهی می‏کنم. 

در طول چهار پنج سال اخیر بیش از سیصد پرسشنامه از گروه‏ها، دانشگاه‏ها و رشته‏های مختلف تکمیل کردم. اگر به طور متوسط فقط 20 دقیقه وقت برای تکمیل هر پرسشنامه اختصاص داده باشم (برای بارگیری فایل پرسشنامه، پر کردن و ذخیره آن و بعد دوباره بارگذاری و ارسال آن)، یعنی 6000 دقیقه برای پرسشنامه‏های دیگران وقت گذاشته‏ام (100 ساعت). اگر مقدار زمانی که برای مطالعه پروپوزال‏هایی که دیگران راهنما و مشاور هستند و دانشجو ارسال می‏کند تا یک نگاه بیندازم را هم اضافه کنم خواهم دید که چقدر از وقتم را برای دیگران صرف کرده‏ام. البته در طول سال جاری پرسشنامه‏هایی که جامعه آنها اعضای هیات علمی گروه‏های کتابداری باشد به دلیل این‏که من فعلاً دیگر عضو هیات علمی نیستم و برخی نامم را هم از لیست اعضای هیات علمی دانشگاه حذف کردند را تکمیل نمی‏کنم.

گاهی احساس می‏کنم که برخی از افرادی که پرسشنامه برای تکمیل می‏فرستند طلبکار هستند و وقتی هم آن را تکمیل می‏کنی و می‏فرستی فکر می‏کنند که وظیفه‏ات این بوده است که آن را تکمیل کنی. به خاطر همین حتی یک کلمه، فقط یک کلمه (سپاس/تشکر) را هم از ادبیات خود فراموش می‏کنند، گویی بعد از این‏که خرشان از پلِ پژوهشِ پیمایشی (تکمیل پرسشنامه) گذشت همه چیز را فراموش می‏کنند. آیا با تمام این احوال و این رفتارها، باز هم باید پرسشنامه‏های پر از غلط علمی، نگارشی و ویرایشی را تکمیل کرد؟