دلیل به انزوا رفتن افراد غیردانشگاهی و دانشگاهی از صحنه علمی چیست؟
دلیل به انزوا رفتن افراد غیردانشگاهی و حتی دانشگاهی از صحنه علمی و آکادمیک، باندبازی مجلات و گروه ها میباشد. اگرپژوهشگری اعضای هیات تحریریه تمامی مجلات رشته علوم اطلاعات و دانش شناسی (کتابداری و اطلاع رسانی) را بررسی کند و گزارشی تهیه نماید که چند درصد این افراد غیرکتابداری هستند و چند درصد این افراد دوست صمیمی سردبیر و مدیر مسؤول هستند و چند درصد مقالات هم به واسطه همین رابطه ها منتشر می شوند؛ گزارش جالبی خواهد شد. البته آن فرد باید از مسائل پشت پرده برخی از این مجلات اطلاع کسب کند.
روزی روزگاری در مورد راه اندازی یک مجله انگلیسی زبان در جلسه ای بحث بود همه حاضران حرف هایشان را زدند. در نهایت، بزرگ مجلس به رسم احترام کوچکتر نگه داشتن از حقیر پرسید: نظر شما در مورد دکتر فلانی برای سردبیری این مجله چیست؟ کاش زبانم لال می شد. من که معمولاً سکوت اختیار می کردم اما آن روز از قضا گفتم: «به نظر من سردبیر یک مجله انگلیسی زبان بایستی خودش حداقل دو سه مقاله انگلیسی داشته باشد». گفتن این حرف همانا و زیرآب زدن فردای من نزد دکتر فلانی همانا. آن فرد چون در سازمانی بود که در آن روزگار سمت بالای معاونت پژوهشی داشت؛ مرا از لیست داوران مجلات آن سازمان حذف کرد و دستور داد که سایه مرا با تیر بزنند (سالهاست به احترام خودم در مورد خیلی از چیزها سکوت کرده ام؛ مگر لازم باشد گوشه هایی از تجربیاتم را بگویم). پنج سال پیش آن جمله را گفتم؛ اما اینک به این نتیجه رسیده ام که ما در جامعه ای زندگی می کنیم که افراد حتی در بالاترین درجه های علمی و آکادمیک هیچ گونه نقد علمی و هیچ حرف راست و درستی را نمی پذیرند.
Knowledge has always been the source of scientific and economic development