استاد بزرگوار دکتر عباس حرّی به ملکوت اعلی پیوست
انالله و انالیه راجعون
امروز ظهر دیدم که یکی از دوستان روی فیس بوک (رخ نامه) خود نوشته است: انالله و انالیه راجعون ... استاد بزرگوار دکتر عباس حرّی به ملکوت اعلی پیوست.
خبر بسیار ناراحت کننده ای بود. دلم می خواست پیام تسلیت توی گروه بحث بنویسم؛ چند بار جمله تسلیت نوشتم اما دلم نیامد بفرستم. قبول این واقعیت برایم خیلی سخت بود که استاد دکتر حرّی که معلمی صمیمی و دوست داشتنی بود از این عالم خاکی رخت بر بسته است. دلم نمی خواست من آن کلاغ خبررسانی باشم که در گروه بحث دل شاگردان دکتر حرّی را به درد بیاورد و با این خبر آنها را هم در سوگ استاد بنشاند. روحش شاد و یادش گرامی باد.
سالهای 1377 تا 1380 شاگرد دکتر حرّی بودم. در جلسه دفاع پایان نامه یکی از همکلاسی هایم که استاد دکتر عباس حرّی و استاد خانم نوش آفرین انصاری حضور داشتند، در پایان به شوخی گفتم که دوستان کنار پدر و مادر کتابداری ایران بنشینید که از شما عکسی یادگاری بگیرم. مرحوم دکتر حرّی که معلمی خوش ذوق و شوخ طبع بود، فرمود: ... بچه های من بیایید که عکس بگیریم. یادش به خیر.
وقتی که امتحان اعزام به خارج قبول شدم و دانشجوی دکترا شدم یکی از دلایل انتخاب دانشگاه تهران به عنوان محل خدمتم این بود که واقعاً دلم می خواست هنگام بازگشت به ایران در دانشگاه تهران بازهم شاگرد دکتر حرّی باشم. ...
ولی افسوس پیش از اینکه من به وطنم، کشورم و سرزمین اجدادی ام برگردم، استاد دکتر حرّی در کمال ناباوری خود را بازنشسته کرد. وقتی که برگشتم دیگر استادم حضور نداشت که به من درس معلمی بیاموزد و برخی ها را به مروت و مدارا دعوت کند ...
آخرین باری که در اهواز در جلسه دفاع پایان نامه دکترای یکی از دوستان استادم را دیدم و با او دست دادم و گفتم می خواهم ترک وطن کنم، دستم را با لبخند فشرد. حس عجیبی به من دست داد. بدون اینکه چیزی به استادم بگویم سرم را پایین انداختم و به دستش نگاهی کردم، با غم و اندوهی درونی از او خداحافظی کردم. احساس غمگینی داشتم. نگران بودم که مبادا این آخرین باری باشد که این استاد عزیز را می بینم؛ درست همان طور که خیلی از عزیزان و دوستانم را برای آخرین بار دیدم و به ملکوت اعلی پیوستند و در غربت داغ گرانی بر دل من گذاشتند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
Knowledge has always been the source of scientific and economic development