از کتابداری تا دانش شناسی (From Librarianship to Knowledge Science)
همانگونه که می دانید علم کتابداری و اطلاعرسانی نوین به صورت یک علم میانرشتهای در آمده است. بعد از ۱۴ سال دوباره نگاهی بر کتاب «شناختی از دانششناسی» اثر دکتر هوشنگ ابرامی انداختم و هنوز هم نکاتی برایم تازه است. سی سال پیش دکتر هوشنگ ابرامی در مورد کتابداری و دانششناسی حرفهای جاودانهای زده است که همانند قوانین رانگاناتان هنوز هم تازه است.
به قول دکتر ابرامی "علمی که امروزه به صورت پدیدهای چندنظامی و چندبعدی درآمده و با کل دانش ضبط شده آدمی از جهات کیفی و کمی سروکار دارد، چنانست که بهیچروی کلمه کتابداری گویای ماهیت آن نیست. واژه 'دانششناسی' [...] در مفهوم وسیع آن معنای علوم کتابداری و اطلاعات هر دو را در بر دارد. مراد از به کار بستن این واژه آن نبوده است که یکباره ارج و ارزش یک حرفه را بیاری کلمه و عبارات بالا بریم. پیداست که چنین کاری عبث است. غرض، تنها متوجه شدن به یک واقعیت است –کتابداری با آموزش و پژوهش از هر چیز بستگی دارد. کلمه دانش، در زبان فارسی به صور گوناگونی برای واژهسازی در مراحل مختلف آموزش و پژوهش به کار رفته است: دانشآموز، دانشجو، دانشکده، دانشسرا، دانشگاه، دانشیار، دانشآموخته، ... دانششناسی همان است که کتابداری و علم اطلاعات در پی آن است. شناخت دانش و معرفی و گسترش آن. دانش به معنای Knowledge. واژه دانششناسی به عنوان معادلی برای یک واژه بیگانه برگزیده نشده و شاید گرچه در زبان فارسی به سادگی به دست آمده در زبانهای دیگر معادلی برای آن باید وضع گردد. با اینهمه کلمه کتابداری یکسره به کنار نهاده نشده است، زیرا که زمان باید تا دانششناسی جای خود را باز کند. " (ص. ۶). ابرامی (۱۳۷۹) بر این باور است که "گزینش واژه "دانششناسی" بهجای کلمههای دیرین از آنروی نبوده که وجهه و مقامی به این علم داده شود بلکه هدف آسانتر کردنِ شناخت مفهوم آن بوده است. همانگونه که دکتر ابرامی در دیباچه کتابش گفته است، صرفاً با عوض کردن کلمهها نمیتوان به مقصود دست یافت و چه دردانگیز است آن دم که آدمی در گودال جنگ و جدال واژهها گرفتار شود (ص.۸). وی معتقد است که "دانششناسی فقط با دانش مطلق سروکار ندارد و منحصراً علومی را در بر نمیگیرد که با قوانین شناخته شده طبعیت سروکار داشته باشد. دانششناسی، از علوم محض گرفته تا رسوم جاری در یک روستا، در برگیرنده همه داناییهاست. در دوران کهن، فیلسوف یا دوستدار دانش کسی بود که به همه دانستههای زمان خود چیرگی داشت و آن دانستهها را به دیگران میآموخت. امروز هیچکس نمیتواند تسلط بر همه دانستههای زمان خویش داشته باشد. در زمان ما این دانششناسانند که بهصورت گروهی، همه دانشها را نظم میبخشند و در گسترش و آموزش آن بهدیگران کوشایند. با همه این احوال نباید پنداشت همینکه واژه "دانششناسی" جایگزین "کتابداری" شد و سیلاب رسانههای همگانی در اشکال و ابعاد گوناگون در جامعه سرازیر گردید کار تمام است و تکنولوژی خودبخود ما را به هدف میرساند. آن دانششناسی که شیفته و فریفته فن و تکنیک و اختراعات شگفتآور شود مشکل بتواند به مقصود رسید. آنکه در این راه گام بر میدارد باید بیش از هر چیز، هر پند و اندرز و درس و تکلیف، جامعه خود را بشناسد و در گسترش داناییها، همه افراد اجتماع را در نظر داشته باشد (ص.۸-۹). "
پرسشی که سی سال پیش دکتر ابرامی مطرح کرده است این است که: "آیا براستی کلمه کتابداری گویای مفهومی است که مراد ماست. اگر نیست چه واژهای میتواند جانشین این باشد (ص.۱۷). [...] چرا دانششناسی را تاکنون کتابداری خواندهایم. بخاطر فقر کلمه. بسبب آنکه برای مفهوم علم جدیدی که پدید آمده نتوانستهایم برقآسا کلمهای خلق کنیم. [دکتر ابرامی میگوید] که یکی از راههای جدال با درد کمبود کلمه آنست که از یک واژه برای چند مفهوم مختلف استفاده کنیم. همانطور که کلمه «تار» را هم برای «نوعی آلت موسقی» و هم برای «مبهم و تیره» بکار میبریم، از واژه «کتابداری» نیز برای دو مفهوم جدا از هم استفاده بردهایم. قرنها پیش آنکه کتاب را ثبت میکرد و کتاب میداد و کتاب میگرفت «کتابدار» میخواندند و این کلمه درست معادل «Book Keeper» بود. اما کلمه اخیر در زبان انگلیسی برای این مفهوم –دیگر مرده است و کلمه «Librarian» نیز رو به مرگ است. اکنون در این زمان بسرعت عبارت «Information Scientist» جانشین «Librarian» میشود. تازه همین عبارت جدید نیز برای همگان رسا و گویا نیست. شگفت است اگر بخواهیم در زبان فارسی برای علم نوینی که چند دهه گذشته هیولاآسا رشد رده است کلمه کهنه نیمجان نامفهومی را همچنان بکار بندیم. پیداست مادام که در اینکار اصرار ورزیم نه خود «اهل فن» اهمیت حرفه خویش را خواهند دانشت و نه آنانکه خارج از میدان ایستادهاند پی به مفهوم واقعی این کلمه خواهند برد. کلمه «کتابداری» و مفهومی که واقعاً از آن مراد است بکلی از هم جدا افتادهاند. همانطور که نمیتوان از لفظ «روستا» معنای «شهر» را دریافت ناممکنست که با لفظ «کتابدار» به مفهوم امروزی آن پی برد."
واژه دانششناسی که توسط دکتر ابرامی (۱۳۷۹) پیشنهاد شده است "از جهاتی جامعتر از Epistemology خواهد بود، زیرا که فرد دانششناس نه تنها از نظر فلسفه آموزش و پرورش با تئوری، منشأ، ماهیت، روشها و محدودیتهای علم و معرفت آشنایی پیدا میکند بلکه از جهت فیزیکی یعنی اخذ منابع دانش و گسترش آنها وظایفی عهدهدار میشود. کلمه معادل دانششناسی که هوشنگ ابرامی در زبان انگلیسی پیشنهاد کرده و مورد تأیید چند تن از استادان وی قرار گرفته است کلمه Universology است. این کلمه از دو جزء تشکیل یافته است یکی Universe که به معنای «عالم کل دانش» و همردیف با همین جزء کلمه University و دیگری Logy به معنای «شناخت و آگاهی علمی» است."
پرسشی که پس از سی سال دوباره مطرح است این است که: "آیا براستی کلمه کتابداری گویای کتابداری نوین است؟
منبع
ابرامی، هوشنگ (۱۳۷۹). شناختی از دانششناسی (علوم کتابداری و دانشرسانی). تهران: نشر کتابدار.
Knowledge has always been the source of scientific and economic development