چرا پژوهشگران ترجیح می دهند به جای کار در شرکت ها به دانشگاه ها بیایند؟
پرسش جالبی است. ششماه است که مطلبی از وبگاه دانشمند نو (NewScientist) درباره اوضاع پژوهشگران در انگلیس خوانده بودم و قصد داشتم در مورد آن یادداشتی بنویسم. به راستی چرا پژوهشگران ترجیح میدهند به جای کار در کارخانه ها و شرکتها به دانشگاه ها و مراکز پژوهشی بروند در حالی که حقوق آنها در دانشگاهها معادل نیمی از حقوق آنها در شرکتهاست؟
البته داشتن حقوق بالا برای یک دانشمند یا پژوهشگر جوان شاید خیلی مهم باشد، اما ممکن است برای یک دانشمند کارکشته خیلی مهم نباشد. برخی پژوهشگران فکر میکنند که با کار کردن در شرکتها امکان ارائه ایده های نو ندارند و ایدههای نوی را نمیتوانند کشف و بررسی نمایند. در مجموع، دانشمندان صنعتی (Industry scientists) شاغل در کارخانه ها و شرکتها تمایل دارند که دارای: تیم پژوهشی میانرشته ای، بودجه کافی، قراردادهای صنتعی، و پروانه های ثبت اختراع باشند. باید به این نکته توجه داشت که داشتن تجربه عملی تولید و ساخت و ساز در شرکتها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.
همچنین باید به نکات زیر نیز توجه داشت. برای نمونه، افرادی که در پژوهشگاهها و لابراتوارهای پژوهشی تجاری و خصوصی فعالیت دارند اغلب اجازه نشر یافته ها و اندیشه های خود را ندارند و چه بسا در صورت انتشار آخرین یافته های پژوهشی خود از شرکت اخراج میشوند. البته گاهی هم مدیریت و کار در یک شرکت یا موسسه پژوهشی موجب کسب فرصتهای شغلی در دانشگاهها میشود. قابل ذکر است که نظام کاغذبازی اداری و نظام سلسله مراتبی در دانشگاهها نیز برای دانشمندان صنعتی در ابتدای ورود به دانشگاهها بسیار سخت است. البته شرایط کاری در دانشگاه ها و شرکتها هم تفاوت اساسی دارد. برخی بر این باورند که یک دانشمند خوب بودن به این معنی نیست که یک فرد مدیر خوبی است. برخی از دانشمندان صنتعتی پیشنهاد میکنند که دانشگاهها باید ابزار و امکانات کافی در اختیار دانشمندان و پژوهشگران قرار دهند و نباید اتاق کوچکی در پشت بخش یا گروه در اختیار آنها قرار دهند و گویند حالا همینجا کار کنید. برخی از دانشمندان صنتعتی بر این باورند که وقتی وارد دانشگاهها میشوند به خاطر نداشتن سهولت دسترسی به منابع و امکانات، شوکه میشوند. بنابراین تنها حقوق ماهانه و امکانات نیست که دانشمندان صنعتی را به لابراتوارهایشان بر میگرداند. نداشتن مدیریت بر بودجه هم از جمله مشکلات دیگری است که در دانشگاهها وجود دارد. در حالی که دانشمندان صنتعتی در شرکتها هر چه بودجه بخواهند در اختیار آنها قرار داده میشود.
اما آنچه که برخی از دانشمندان صنتعی را به دانشگاهها میکشاند، حقوق و درآمد نیست، بلکه آزادی فکری و آزادی بیان است که در دانشگاه ها وجود دارد. در شرکتها افراد بر روی طرح ویژه ای کار میکنند و اغلب وقت بحث و تبادل نظر علمی با دیگران ندارند، در حالی که در دانشگاه ها به خاطر وجود منابع اطلاعاتی و آزادی دسترسی به اطلاعات فرصتهای زیادی پیش میآید.
Knowledge has always been the source of scientific and economic development