"مراد از تألیف در اینجا پدید آوردن است. پدید آوردن هر آن چیزی که سرچشمه و محرّکش عقل و استدلال و اندیشه، یا تخیّل و احساس و عاطفه است. به سخنی دیگر، هر آنچه در حوزه علم و پژوهش قرار می­گیرد یا در قلمرو فرهنگ، به عبارتی دیگر، تألیف در معنای گسترده کلمه همان آفرینش­های فکر و اندیشه و نظر و هنر است؛ هر آنچه ذهنهای آفرینشگر و استعدادهای بارآور بنا به سببی، مثلاً ضرورت و نیاز و جز آن، از نیست به هست تبدیل می­کند. تألیف به دو توجه و مراقبت خاص نیاز دارد:

1.      باز کردن راه برای شکفتن استعدادها و علاقه­ها.

2.      هدایت کردن استعدادها و علاقه­ها در مسیرهایی که نیازهای برآورده نشده جامعه، یا به طور کلی عصر و زمانه را، برآورده سازد.

برای تحقق این دو، هم حذف مانعها و مشکلها ضرورت دارد، و هم ایجاد عاملها و انگیزه­های جاذب. حذف دافعه و ایجاد جاذبه دوشادوش هم و هماهنگ با یکدیگر و در همه مراحل از ضروریات است." (آذرنگ، ۱۳۷۳).

باید به این نکته توجه داشت که سیاست­های پژوهشی اعم از سیاست­های تألیف و ترجمه زمان حال، تابع برنامه­هایی است که از گذشته آغاز شده و به آینده نیز می­انجامد. در واقع، یکی از زیربخش­های عمده سیاستِ پژوهشی و تألیفی این است که فعالیت­های پدیدآوران در زمان حال، زیر پوشش سیاستی واحد و همخوان قرار گیرد. جامعه اکنون اطمینان پیدا کند که پدیدآورانش به پدیدآوردن مشغول و محصول کار آنان در ثمر است. سیاست پژوهشی مانند بذری که می­کاریم و شاهد رویش و رشد و ثمر آن هستیم. از زیر بخش­های عمده سیاستِ پژوهشی و تألیف این است که جامعه از فعالیت­های پدیدآوران در طی دوره­های کوتاه­مدت، میان­مدت، و بلندمدت اطمینان می­یابد، مانند کشت گیاهانی که یکساله به ثمر نمی­رسد، مثل کشت درختان میوه، یا کشت چندین گونه گیاه مکمّل در کنار یکدیگر، یا تغییر محصولات و جایگزین ساختن آنها با محصولات دیگر. پیداست که رسیدن به چنین هدفی به استراتژی­های حساب شده، بلندمدت، و مرتبط به یکدیگر نیاز دارد  (آذرنگ، ۱۳۷۳).

          برای نمونه، برخی پژوهش­ها نیاز به سرمایه­گذاری بلندمدت دارند تا خوب پرورش یابند و مانند درختان گردو هستند که بعد از یک دوره سرمایه­گذاری چندین ساله، سرانجام برای یک مدت طولانی ثمر و نتیجه می­دهند و عمر مفید طولانی دارند. اما برخی پژوهش­ها، به همان اندازه­ای که دوره سرمایه­گذاری روی آنها کوتاه است، دوره نتیجه دهی و ثمربخشی آنها نیز کوتاه است و ثمره آنها نیز چندان ارزش مادی ندارد. در نتیجه، باید هر سال دوباره آنها را کاشت تا بتوان دوباره برداشت کرد. مانند سرمایه­گذاری روی سیب­زمینی می­ماند که در مدت کوتاهی می­توان آن را کاشت، و بعد در مدت کوتاهی برداشت کرد و با قیمت ناچیزی به فروش می­رسد و بوته­های آن را باید هرسال از ریشه کند و دور ریخت و عمر مفید آن بسته به شرایط جوی خیلی کوتاه است. اگر درست کاشته نشود، و کود ریشه و سم آفات نباتی به آنها زده نشود، کرم ریشه سریعاً آن را خراب می­کند. گاهی اگر درست کاشته نشود، مانند طرح­های بی­سرانجام است که مدیران افتتاح می­کنند و بعد از مدت کوتاهی متوجه می­شوند که طرح مشکل ساختاری دارد و در نتیجه بی ثمر می­ماند. مانند: طرح دوچرخه سواری از امیرآباد تهران تا میدان ولیعصر که هنوز هم آثار بی برنامه بودن آن در جدول وسط بلوار کشاورز پیداست.

سیاست­های علمی و پژوهشی هر کشوری، بازتابی از سیاست­های فرهنگی و اقتصادی آن جامعه است. به عنوان پرسش، چرا ایران در عرصه اختراع، نوآوری و پروانه­های ثبت اختراع در عرصه جهانی ضعیف است، برای این­که دولت در سیاستگذاری حمایت از اختراعات و مالکیت­های فکری خیلی ضعیف عمل کرده است.

سیاست­های پژوهشی، نوآوری و تألیفی به مثابه کاشت درختان گردو، نیازمند برنامه ریزی بلندمدت است. البته نباید از برنامه ریزی کوتاه مدت برای واردات گردو (ترجمه آثار خارجی) و کاشت درختان و گیاهان زود­ثمر ­دهنده بی­توجه بود، اما باید اصولی عمل کرد وگرنه باید تا ابد واردکننده بود. به قول استاد آذرنگ سیاست­های تشویقی، ترویجی، حمایتی، و تبلیغی دولت از ارکان اصلی سیاستگذاری تألیفی و پژوهشی است. "این سیاست­ها به منزله اهرم­های نیرومندی برای حمایت از پدیدآوردن و تحکیم و تقویت مبانی است. تألیف، آفرینش و شکوفایی اندیشه و نظر است؛ گلی است که از گلستان روح می­شکفد. دولت از یاد نبرد که وظیفه و مسؤولیت باغبانی روح ملت با اوست" (آذرنگ، ۱۳۷۳).

 

منبع

آذرنگ، عبدالحسین (۱۳۷۳). فصلنامه کتاب، دوره پنجم، شماره اول و دوم، بهار و تابستان، ص.۶-۱۳.