گاهی فکر می‏کنم که چرا کتابداری و کتابداران نتوانسته‏اند، به اندازه کافی کارآفرینی نمایند؟ برخی از دلایل آن ممکن است ناشی از عدم انطباق آموزش‏های کتابداری با نیاز جامعه؛ آموزش‏های غیرعملی؛ دروس غیرمفید؛ و غیره یافت. فارغ‏التحصیلان یک رشته زمانی  در جامعه موفق می‏شوند که بتوانند برای خود کارآفرینی نمایند. به نظر من دو حوزه‏ای که کتابداران می‏توانند برای خود کارآفرینی نمایند، «صفحه‏آرایی کتاب» و «نمایه‏سازی» به ویژه نمایه‏سازی کتاب و دایره‏المعارف و غیره است.

ریشه واژه «کارآفرینی» (Entreprenur) به زبان فرانسه برمی‏گردد و به معنای «واسطه» یا «دلال» است. کارآفرین فردی است که ریسک‏های احتمالی را می‏پذیرد و کار جدیدی را آغاز می‏کند. به طور کلی کارآفرینی فرایند خلق شغل جدید با اختصاص زمان و تلاش لازم، در نظر گرفتن ریسک‏های مالی، روانی و اجتماعی و رسیدن به رضایت فردی، مالی و استقلال است.

کارآفرینی نوعی خوداشتغالی است. بر این اساس نمایه‏سازی (به ویژه نمایه‏سازی کتاب و صفحه‏آرایی کتاب) یک حرفه خوداشتغالی و نوعی کارآفرینی است. میزان موفقیت نمایه‏سازِ کارآفرین بستگی به علاقه و انگیزه؛ تخصص و مهارت‏های فنی در نمایه‏سازی؛ آشنایی با اصول و فرایند چاپ و نشر؛ داشتن سواد اطلاعاتی، سواد رایانه‏ای و سواد ارتباطی؛ و مدیریت (بازاریابی، تصمیم‏گیری، مدیریت امور مالی، حسابداری، کنترل، و ...) دارد. انگیزه اولیه نمایه‏سازانِ کارآفرین برای شروع فعالیت اقتصادی، مستقل بودن است. برای کارآفرینی بایستی یک سری ویژگی‏ها را فراگرفت که عبارتند از:

o        داشتن روحیه کارآفرینی؛

o        داشتن روحیه همکاری و کار گروهی؛

o        مرتبط کردن مهارت‏ها و آموخته‏ها با نیاز سازمان‏ها و شرکت‏ها؛

o        تشویق ایجاد شرکت‏های کوچک نمایه‏سازی و خدمات اطلاعاتی؛ و

o        گسترش تخصص‏های حرفه‏ای (صفحه‏آرایی، نمایه‏سازی، چکیده‏نویسی و ...)؛

o        فراگیری مهارت‏های ارتباط انسانی و رهبری؛ و غیره.

 نظر شما چیست؟